اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه و ارزش مطالب و مجالس اولیای الهی

با تأکید بر مکتب علامه طهرانی

0
سال 1424

حضرت استاد آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در شرح فقره و أنتَ المَنّانُ بِالعَطِیّاتِ عَلیٰ أهلِ مَملَکتِک... با تبیین تفاوت رأفت و رحمت پروردگار با مهربانی مخلوقات، علت و منشأ تمام توفیقات انسان را همین رحمت الهی می‌دانند؛ ایشان با اشاره به کلمات بزرگانی مانند مرحوم آیةالله قاضی در بارۀ مجالس و مطالب اولیا و ارزش و جایگاه آن توضیحات مهمی ارائه می‌کنند، سپس به برخی دیدگاه‌های مخالفین و بعضا تهمت‌های آنان و نیز عکس العمل اولیا در برابر آن سخنان، می‌پردازد و به تناسب آن، کیفیت واکنش مؤمنین خصوصا شاگردان مکتب امام صادق علیه السلام را در برابر غیبت یا بدگویی دیگران توضیح می‌دهند. استاد بیان می‌دارد که راه عرفان راه عقل است و زندگی در وهم و خیال مایه تباهی عمر می باشد. ایشان در پایان به تأثیر و نقش دعای ابوحمزه ثمالی و حدیث عنوان بصری در معرفت و سلوک تأکید می‌نمایند.

جایگاه و ارزش مطالب و مجالس اولیای الهی

6
  • راه عرفان راه عقل

  • اینکه من بارها گفته‌ام و مرحوم آقای حداد می‌گفتند: «راه عرفان راه عقل است.» معنایش همین است. یعنی شما مسلمان و شیعه هم نباشید، شخص عاقل -نه شخص دیوانه- در این دنیا چه‌کار می‌کند؟ چه راهی را برای زندگی و ارتباطات خودش انتخاب می‌کند؟ این راه زندگی است؟! آدم دائماً از این حرف دربیاورد، دائم از آن حرف دربیاورد و مدام ازاین مسئله [حرف در بیاورد]!

  • در همین سفر، دوسه شب پیش در مجلسی بودم. گفتند: «آقا راجع به شما اخیراً یک مطلبی شنیدم که می‌خواهم بگویم [تا بدانم] درست است؟» گفتم: «اصلاً نمی‌خواهم بگویی.» گفت: «می‌خواهم خودم بفهمم.» گفتم: «نمی‌خواهم بفهمی، اصلاً نمی‌خواهم بگویی!» گفتم: «چه می‌خواهی بگویی؟ حرفی را بزنی و ما نسبت به یک شخص سوءظنّی پیدا بکنیم، حالا به شما جواب بدهیم یا ندهیم! این اصلاً ارزش دارد؟! من که تا الآن چیزی نمی‌دانم؛ چیزی در ذهنم بیاید که من را گرفتار کند، می‌ارزد؟!»

  • خب [در نهایت] اتفاق افتاد دیگر، آن بنده‌خدا نتوانست طاقت بیاورد؛ البتّه آن قضیّه را نه، [ولی] بالأخره دو قضیّۀ دیگر نقل کرد. تا الآن چهار روز است فکر ما را دربرگرفته است؛ حرم می‌رفتیم [می‌دیدیم] عجب! این [به ذهن می‌آید.] بیرون می‌آمدیم این [در ذهن بود.] چرندِ چرند است! اصلاً حیف است واقعاً اسمش را چَرند بگوییم.

  • حالا این مجلس و این صحبت و این شنیدن برای یک عاقل، یعنی برای ما [چه فایده‌ای دارد؟!] آخر ما که می‌خواهیم حرم امام رضا برویم، با این فکر و خیال برویم بهتر است یا بدون این فکر؟ کدام بهتر است؟ در کدام [حالت] بهتر زیارت را می‌فهمیم؟ در کدام موقعیت بهتر می‌توانیم حضور داشته باشیم؟ در چه حالی می‌توانیم نمازمان را بهتر بخوانیم؟ [اصلاً] می‌خواهیم بخوابیم، راه برویم، بنشینیم [آن مسئله در ذهنمان می‌آید]. همین الآن که من با شما صحبت می‌کنم، آن قضیّه دوباره در ذهنم آمد که فلان کس در این قضیّه راجع به ما این حرف را زده است. التفات می‌کنید! خب حالا [اگر می‌تواند، اصلاً] نشنود! نشنود که بهتر است.