اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

شهرت ومعروفیت و رابطه آن با جایگاه شخص

14٬308
سال 1424

فقره دعاء: إلهي ربيّتني في نعمك و إحسانك صغيراً و نوَّهت باسمي كبيراً. 1 – شهرت ومعروفیت افراد دلالت بر جایگاه والای شخصیتی ایشان نمی کند. 2 – انجام امور تبلیغاتی و صوری برای جلب آراءمردم در رقابت های انتخاباتی. 3 – وعده ها وتبلیغات کاذب افراد در رقابت های انتخاباتی. 4 – هیچ دستگاهی قابلیّت ثبت اعمال انسانها را آنگونه که ملائکه ثبت می کنند ندارد.

شهرت ومعروفیت و رابطه آن با جایگاه شخص

توضیحات:

فقره دعاء: إلهي ربيّتني في نعمك و إحسانك صغيراً و نوَّهت باسمي كبيراً. 1 – شهرت ومعروفیت افراد دلالت بر جایگاه والای شخصیتی ایشان نمی کند. 2 – انجام امور تبلیغاتی و صوری برای جلب آراءمردم در رقابت های انتخاباتی. 3 – وعده ها وتبلیغات کاذب افراد در رقابت های انتخاباتی. 4 – هیچ دستگاهی قابلیّت ثبت اعمال انسانها را آنگونه که ملائکه ثبت می کنند ندارد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

شهرت ومعروفیت و رابطه آن با جایگاه شخص

11
  • معروفیت خودش به تنهایی مستحسن نیست حالا یک وقتی خدای متعال یک شخصی را معروف می‌کند مشهور می‌کند حال ببینیم اگر شخصی بخواهد خودش را در این معروفیت بگذارد خودش بخواهد به معروفیت برسد آیا این مستحسن است یا نه؟ تا آن جایی که در ذهن دارم خیال می‌کنم از امیرالمؤمنین علیه السلام باشد ولی قطعا این از معصوم است به نظر می‌رسد در همان کلمات حکم و قصار امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه باشد المرء لنفسه ما لم یعرف فإذا عرف فلغیره‌1 یعنی رفقا به شما بگویم اگر این عبارت را بگیرید یک سال روی آن فکر کنید کم است یک سال روی آن فکر کنید واقعا کلمات امیرالمؤمنین چه جوری است که آدم نمی‌تواند به مغز آن برسد هر شخصی به مقتضای فهم و ظرف و مرتبه‌ی خودش [فقط می‌رسد.]

  • مرد مال خودش است تا وقتی که معروف نشود تا وقتی که او را نشناختند وقتی شناختند دیگر مال خودش نیست دیگر مال افراد و مال غیر است. انسان مال خودش است وقتش مال خودش است حساب و کتابش مال خودش است امکاناتش مال خودش است فراغتش مال خودش است تا وقتی که کسی او را نشناخته ولی وقتی شناختند، زنگ! ساعت دوازده! سلام علیکم، با آقا کار داریم، آقا نماز می‌خوانند، خب دم در می‌ایستیم! تا کی می‌ایستید؟ تا شب می‌ایستیم تا آقا را ببینیم! زنگ! ساعت یازده‌ شب، یازده! از فلان شهرستان آن طرف اصفهان آمدیم که آقا را ببینیم، آقا مگر خواب ندارید؟ مگر زندگی ندارید؟ زنگ! ساعت .... یکدفعه، جدا عرض می‌کنم، نیم ساعت بعد از اذان صبح، حتی یک مرتبه ما در همان منزل قبل که بودیم نیم ساعت قبل از طلوع فجر، یعنی ساعت ٤ صبح، آمده بودند زنگ زدند! گفتند ما دیدیم حضرت آقا شما نماز شب می‌خوانید آمدیم گفتیم که حتما بیدار هستید ما را راه می‌دهید! خب آدم چه بگوید؟ راست بگوید؟ من رو کردم به او گفتم بنده عقلا را راه می‌دهم دیوانگان جایشان جای دیگر است! بفرمایید بروید! آقا ما را رد می‌کنید؟ بفرمایید! آخر آدم احمق ساعت ٤ صبح، نیم ساعت بعد از اذان، کی بلند می‌شود می‌رود جایی؟ زنگ! زنگ تلفن، ساعت یازده و نیم سلام علیکم! آقا دلمان برای شما تنگ شده بود گفتیم یک حالی از شما بپرسیم! حالا یازده و نیم زمستان! گفتم خانم من نمی‌دانم چه علتی باعث شده که بی خوابی به سر شما زده ولی بنده خواب بودم بیدار شدم‌

    1. ٢. إرشاد القلوب، ج ١، ص ١٠٠: المَرءُ لِنفسه ما لم يُعرَف فإذا عُرِفَ صارَ لغيره.
/ 260