اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت مساله رفیق در مسیر سیر و سلوک

14٬629
سال 1426

فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي. 1 احساس نياز، انسان را به سمت مطلوب مي‌كشاند و اين احساس بر اساس شناخت و معرفت پيدا مي‌شود. 2 – اهميت دادن علامه طهراني رضوان اللَه عليه به برگزاري مجالس اعياد اسلامي به خصوص نيمه شعبان و عيد غدير. 3 – مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه بعد از خود هیچ فردی را بعنوان وصیّ خود در امور طریقت و عرفان معیّن نکردند. 4– تلاشهاي بی وقفۀ استاد طهرانی برای خاموش کردن فتنه ایجاد شده بعد از رحلت مرحوم علامه طهرانی وحفظ مرام ومسلک ایشان . 5 – تأکید اولیاءالهی بر داشتن رفیق در حرکت و سیر بسمت پروردگار متعال. 6 – اگر انسان رفيق راه نداشته باشد با نارفيق عمر خود را به بطالت خواهد گذراند. 7– خطر نداشتن رفیق و همراه در مسیر حرکت بسوی پروردگار متعال بمراتب بیشتر است از داشتن رفیقی که دارای عیب است. 8 – در صورتی نماز شب اثر مطلوب را برروی نفس می گذارد که شخص میان خود وشخصی که خوابیده است تفاوتی نبیند.

اهمیت مساله رفیق در مسیر سیر و سلوک

توضیحات:

فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي. 1 احساس نياز، انسان را به سمت مطلوب مي‌كشاند و اين احساس بر اساس شناخت و معرفت پيدا مي‌شود. 2 – اهميت دادن علامه طهراني رضوان اللَه عليه به برگزاري مجالس اعياد اسلامي به خصوص نيمه شعبان و عيد غدير. 3 – مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه بعد از خود هیچ فردی را بعنوان وصیّ خود در امور طریقت و عرفان معیّن نکردند. 4– تلاشهاي بی وقفۀ استاد طهرانی برای خاموش کردن فتنه ایجاد شده بعد از رحلت مرحوم علامه طهرانی وحفظ مرام ومسلک ایشان . 5 – تأکید اولیاءالهی بر داشتن رفیق در حرکت و سیر بسمت پروردگار متعال. 6 – اگر انسان رفيق راه نداشته باشد با نارفيق عمر خود را به بطالت خواهد گذراند. 7– خطر نداشتن رفیق و همراه در مسیر حرکت بسوی پروردگار متعال بمراتب بیشتر است از داشتن رفیقی که دارای عیب است. 8 – در صورتی نماز شب اثر مطلوب را برروی نفس می گذارد که شخص میان خود وشخصی که خوابیده است تفاوتی نبیند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اهمیت مساله رفیق در مسیر سیر و سلوک

19
  • امّا اگر نه، ما آمدیم و گفتیم نقائص مال بقیّه است، چون فلانی اینجور کرده است پس من هم حالا اینطور می‌کنم. این می‌شود چی؟ این نقائص را به بقیّه نسبت دادن. گاهی اوقات می‌شود من با بعضی از رفقا صُحبت می‌کنم یا مثلاً یک وعده‌ایی می‌گذارم، یک چیزی، بعداً می‌گویند که آقا خودت این را گفتی. می‌گویم آقا من کِی گفتم؟ شاید همۀ رفقا کم و بیش از ما از این حرفها را شنیدند، می‌گویند آقا...، می‌گویم آقا من یادم نمی‌آید، واقعاً هم یادم نمی‌آیدها، بعد با خودم فکر می‌کنم حتماً تعبیر و کلامم جوری بود که در ذهن مخاطب القاء می‌شد این کار باید انجام بشود و او تقصیر ندارد. تقصیر ندارد. طبق حرف من آمده است عمل کرده است در حالتی که من اصلاً ذهنم خبر ندارد. مثلاً گفتند: آقا فردا شب شما تشریف بیاورید منزل ما، ما در خدمتتان باشیم و اینها، من می‌گویم حالا ان شاء اللَه ببینم چشم، اگر فرضت شد فِلان، اطّلاع می‌دهم یا ان شاءاللَه امیدوارم که مانعی پیش نیاید و با همچنین، ولی قول که نمی‌دهم. طرف برداشت می‌کند که قول دادم. آقا می‌آید غذا درست می‌کند شام درست می‌کند. پدرزن و بچّه در می‌آید، بله آقا؟ اتّفاق برای شما افتاده؟ یک دفعه در طهران قرار بود بنده از جایی بیایم، از مشهد، با ایشان قرار گذاشتیم که در طهران منزل آقای برقعه‌ایی، آنجا مجلس [بود]، من می‌آیم آنجا، ایشان هم بیایند، از آنجا با هم برگردیم قُم، این بنده خدا آقای دکتر، بلند شدند آمدند من اصلاً به طور کلی انگار نه انگار یک همچین چیزی گفتم. قشنگ از مشهد آمدیم طهران یک نصف روز هم ماندیم و بلند شدیم آمدیم قُم، برای خودمان. نمی‌دانم با کی، ایشان هم بلند شدند رفتند طهران منزل آقای بُرقعه‌ایی. آقا کجاست طرف؟ ایشان گفتند ما اصلاً خبر نداریم ایشان کُجاست؟ حالا من آمدم قُم، نشستیم برای خودمان انگار، یکدفعه ایشان تلفن کردند سلامٌ علیکم. آقا شما کُجا هستید در طهرانید؟ گفتم آقا من قُم هستم. قُمید؟ مگر قرار نبود...؟ گفتم: ای وای، ای وای. جداً اگر زمین دهان باز کند ما برویم لایق [است]، عجب! دیدم اصلاً به طور کلی هیچی، این پرونده پاک، پاک، هیچی در این ذهن ما نیست، بعد دیدم بله من گفتم به ایشان چیز کردم و اینها. حالا چی شده نمی‌دانم و نظایر این قضایا، حالا اصلاً بطور کلی انسان صریحاً وعده می‌دهد و یادش می‌رود. حالا چه برسد به اینکه نه! وعده ندهد ولی در کلامش به نحوی باشد که طرف تلقّی کند و نظایر اینها برای انسان چقدر اتفاق می‌افتد، برای خود بنده، نسبت به افراد چقدر اتّفاق افتاده است به یک نحوی.

/ 613