
لزوم معرفت به تکالیف و عمل بر اساس آن
مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه به مسئله لزوم معرفت به تکالیف شرعی در سیر و سلوک پرداخته است و به این نکته اشاره دارد که لزومی ندارد افراد به تمامی جزئیات احکام وسواس داشته باشند. ایشان تحقیق و بررسی های وسواسگونه را یکی از موانع در راه سالک الی الله میداند و در ضمن افراد را از هرگونه لاابالیگری در انجام و آموختن تکالیف منع میکند. مرحوم استاد حسینی طهرانی با ذکر نمونههایی از تاریخ اسلام و سیره اولیای الهی، تبیین میکند که اصل اساسی در سلوک، مراقبه است و پرداختن به اوراد و اذکار صرفا بخشی از آن میباشد.
لزوم معرفت به تکالیف و عمل بر اساس آن
9لزوم حسن ظن نسبت به مومنین
پیغمبر اکرم فرمودند: ضَع أمْرَ أخیکَ عَلی أحْسَنِه حتّی یأتیک ما یغلِبُکَ مِنْه.1 کار برادرت را همیشه بر محمل صحیح حمل کن
که این کاری که کرده است به خاطر یک رعایتی بوده است، به خاطر یک جهت حُسنی بوده که این کار را انجام داده است. [اگر] حرفی زده، اقدامیکرده، مطلبی گفته، کاری انجام داده است، فوراً نگو ای آقا! این هم که اینطوری در آمد، ای آقا! پس این چه شد؟! و بعد هم بر اساس این ای آقا [گفتنها] خودت بروی صد تا ای آقا هم خودت به قضیّه اضافه کنی. [فورا نگو:] نه! بیخود کرده این کار را کرده است! من میروم فلان میکنم، خیال کرده است! یک حسابی از او برسم که دیگر از این کارها نکند! نه آقا جان، باید تأمّل کرد، صبر کرد، زود ناراحت نشد، زود جوش نیاورد، مگر ما سماوریم که بزنیم به برق جوش بیاوریم؟! سماور را به برق میزنند بعد از یک مدتی جوش میآید ولی انسان اینطور نیست؛ انسان میتواند تأمّل کند، فکر کند، آرام باشد.
راهکار اساسی برای مقابله با سوءظن در نفس
اول چیزی که انسان باید در اینگونه موارد در نظر بیاورد این باشد که از اول این مطلب را نشنیده است! تا یک همچین چیزی شنید فوراً اول کاری که میکنیم چیست؟! بیاییم به نفسمان یک رو دست بزنیم. رو دست این است که [بگوییم] اصلاً یک همچین مطلبی نبوده [و] به گوش نرسیده است. تا یک همچین حالی در ما پیدا شد یک دفعه میبینیم نفس ما آرام شد. نفس ما آرام شد! این را میگویند رو دست زدن.
البتّه یک راههای دیگری هم دارد. این دیگر راه عامیانه و دیگر کمترین چیز است که هر کسی بلد است، هر کسی میتواند.
تا بهحال این را شنیده بود؟ نشنیده بود دیگر. الآن فرض کنیم که در ساعت نُه و بیست و پنج دقیقه، شب چهارشنبه یا پنجشنبه؟ پنجشنبه [هستیم] یک نفر میآید میگوید: آقا در فلان مجلس بودیم فلانی راجع به شما یک همچین حرفی زد.
- . الکافی، ج 2، ص 362.
