اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت تحقق مطالب فلسفی و عرفانی در وجود شخص

14٬278
سال 1426

فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – بیان حقیقت معنای معرفت وتفاوت آن با تصوّر وتصدیق. 2 – شخصی که به فراگیری علم فلسفه اشتغال ندارد اگر هزار سال علم فقه بخواند نمی تواند نسبت به خصوصیات پروردگار متعال اطّلاع حاصل نماید. 3 – صرف فراگیری علم فلسفه وعرفان و مطالعۀ آن بدون تحقّق مطالب آن در قلب موجب رشد وکمال انسان نمی شود.

اهمیت تحقق مطالب فلسفی و عرفانی در وجود شخص

توضیحات:

فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – بیان حقیقت معنای معرفت وتفاوت آن با تصوّر وتصدیق. 2 – شخصی که به فراگیری علم فلسفه اشتغال ندارد اگر هزار سال علم فقه بخواند نمی تواند نسبت به خصوصیات پروردگار متعال اطّلاع حاصل نماید. 3 – صرف فراگیری علم فلسفه وعرفان و مطالعۀ آن بدون تحقّق مطالب آن در قلب موجب رشد وکمال انسان نمی شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اهمیت تحقق مطالب فلسفی و عرفانی در وجود شخص

14
  • الآن این چراغ که در اینجا روشن است، نور این چراغ الان آمده خورده به چشم ما، تا ما چشم باز می‌کنیم می‌بینیم این چراغ در این وسط روشن است چرا نمی‌گوئیم این [پنکه] روشن است؟ چرا؟ چون این که نور ندارد، پنکه که نور ندارد. این نوری که از آن جا می‌آید ما را به همان جا دلالت می‌کند، نه یک متر این طرف‌تر نه یک متر آن طرف‌تر. اینطرف تاریکی است، پنکه نور ندارد. این طرف هم تاریکی است. این وسط فقط نور است. دیدید تا آدم از خواب بلند می‌شود یک چراغ بالا سرش است هی چشمش را به سمت چراغ می‌زند. آن نور می‌خورد به چشمش و به همان جا این چشم را هدایت می‌کند. اگر آن چه که در درون و نفس ماست دارای نور است، این دلالت بر خدا می‌کند. اگر دارای نور نیست دلالت نمی‌کند. گرچه اول عالِم دهر هم باشیم، اول مرجع هم باشیم، دلالت نمی‌کند. یک کلام اگر در ما باشد با نور، به همان اندازۀ یک کلام توجه به مبدأ داریم، یک خروار مطلب اگر در ما باشد بدون نور، به اندازۀ یک کلام توجه به مبداء نداریم. همه‌اش در اینها می‌چرخیم. از این کتاب به آن کتاب از ان کتاب به این کتاب، مُسودّه را مُبیضِّه و مبیضِّه را مسوّده و یک آش شله قلمکاری؛ این را ببین و آن را ببین و جواب این را بده سوال آن را چیز بکن. اصلاً، بیچاره خودت پس چه؟ چه شد؟ همه‌اش که در این حرفها گیر کنیم و بالا و پایین، و این مطالب راهی [به سوی] خدا برای انسان باز نمی‌کند. خود همین مطالب می‌شود حجابی که ما را در درون خود محبوس می‌کند و نمی‌گذارد آن پرده را بشکافیم و نور خورشید را ببینیم. دائماً در آن پرده همین طور می‌چرخیم، همین طور می‌چرخیم. سراغ این می‌رویم، به آن می‌گوئیم، یک مطلب از این نقل می‌کنیم یک کلام از آن می‌شنویم به حساب خودمان تبلیغ می‌کنیم و فلان. ولی دائماً در خود و در نفس خود داریم چرخ می‌زنیم، چرخ چرخ است، چرخیدن است. باید باز کرد باید رفت.

/ 613