
حقیقت معرفت، شناخت شهودی ذات و آثار ذات حق
فقره: معرفتي يا مولاي دليلي عليك 1 – ميزان ارزش هر انسان به مقدار شناخت او از عالم حقايق و واقع ميباشد. 2 – منظور از شناخت در كلام امام عليه السلام شناخت ذات اقدس پروردگار و آثار وجودي اوست و اين مسأله به صرف تعليم و تعلّم حاصل نخواهد شد. 3 – عالم تربيت و تشريع عالم امتحان و اختيار است. 4 – تفسير آيه: ختم اللَه علي قلوبهم و علي سمعهم و علي أبصارهم غشاوة. 5 – منظور از كوري در آيۀ « رَبِّ لِمَ حَشَرْتَني أَعْمى وَ قَدْ كُنْتُ بَصيراً » كوري دل و باطن است نه كوري ظاهري. 6 – پيامبر اكرم صلی اللَه علیه و آله و سلم در توصيف اميرالمؤمنين عليه السلام ميفرمايند: «انتَ تسمعُ ما أسمع و تري ما أري إلّا أنّه نبيّ بعدي» تو ميشنوي آنچه را كه من ميشنوم و ميبيني آنچه را كه من ميبينم ولي بعد از من ديگر پيامبري نيست. 7 – تأثیر متفاوت كلام پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در نفوس اشخاص. 8 – نظر حضرت استاد طهراني در رابطه با موضع افراد نسبت به تأليف كتاب وظيفه فرد مسلمان در حكومت اسلام. 9 – سخن اميرالمؤمنين عليه السلام در مدائن هنگام مشاهده طاق كسري. 10 – كامل شدن عقول مردم هنگام ظهور حضرت بقيه اللَه الاعظم علیه السلام در كلام امام باقر عليه السلام.
حقیقت معرفت، شناخت شهودی ذات و آثار ذات حق
5عجیب آیهای است میفرماید ربّ لم حشرتنی اعمیو قدکنت بصیرا خیلی آیۀ عجیبی است! این آیه مربوط به وضعیت ما در همین دنیا است این آیه را به جای این که ما در روز قیامت به آن برسیم همین امشب بیاییم این آیه را بر وضعیت فعلی خودمان تطبیق کنیم نگذاریم کار به قیامت برسد. آیه میفرماید این مردم در روز قیامت هیچ جا را نمیبینند. نه سمت راستش را میبیند نه سمت چپ را میبیند نه جلو را میبیند. چشم دارد نمیبیند. میگوید خدایا چگونه مرا اعمیمبعوث کردی؟ چگونه مرا اعمیبرانگیختی در حالتی که من در دنیا چشم داشتم میدیدم در حالتی که الان هیچ جا را نمیبینم؟ نه این که چشم ندارد چشم دارد ولی جایی را نمیبیند جلویش را نمیبیند آن واقعیاتی که در آن زمان درعالم قیامت خدای متعال به وجود میآورد واقعیاتی است که چشم ظاهر افراد آن واقعیات را نمیبینند افرادِ جهنم، بهشت را نمیبینند درختهای بهشت را نمیبینند میوههای بهشت را نمیتوانند ببینند چرا؟ چون آن میوه های بهشت آن نعمتهای بهشت به یک کیفیتی است که متناسب با فرکانس خاصِ خودش قابل رؤیت است، نه متناسب با وضعیت موجودِ در دنیا.
الان این امواجی که به گوش ما میخورد بر اساس یک فرکانسی تنظیم شده که این وضعیت گوش، از نقطۀ نظر فیزیکی با آن فرکانس تطبیق میکند انسان میشنود اگر آن فرکانس بالاتر برود از آن حد یا پایین تر بیاید، این گوش ما نمیشنود الان خیلی از صداها هست گوش ما نمیشنود چرا؟ چون آن وضعیت فیزیکی گوش، سماخ عصب استخوانهایی که در مُقدَّم گوش قرار دارند بعد مسئله را به عصب میرساند بعد حرکت میکند این سلسلۀ اعصاب به یک کیفیتی طراحی شده که آنها نمیتواند از یک حدّ خاص، چه بالاتر یا پایین تر، اصوات را بشنود چشم ما همین طور است الان خیلی از صور ممکن است در این فضا باشند در همین جایی که نشستیم، در این حسینیه یک صوری است که این صور برای ما قابل رؤیت نیست، قابل رؤیت نیست. منتهی چرا قابل رؤیت نیست؟ چون چشم ما از نقطۀ نظر وضعیت خودش، وضعیت جسمیو مادی به یک کیفیتی است که نور را در یک طول موج خاص میتواند بگیرد و منعکس بشود و آن شبکیه این نور را متمرکز کند در آن نقطه، نقطۀ ماکولا، نقطۀ زرد، از آن جا ببرد به سمت مغز. آن طول موج نوری اگر بالاتر برود یا پایین تر بیاید چشم نمیتواند ببیند نمیتواند درک کند. این نیست به این معنا که الان ما داریم این صور را میبینیم رفقا را در کنار هم میبینیم فقط مسئله همین است اگر وضعیت ما از نقطۀ نظر اقتدار روحی و تسلط نفس و به کار گیری اعضا با قدرت نفسانی، به وضعیتی در بیاید که بتواند بر قوانین منطبقِ بر اجزایِ نفس، بدن حکومت کند آن موقع ما اصواتی را میشنویم که دیگران نمیشوند و اشیائی را میبینیم که دیگران نمیبینند، دیگران نمیبینند.
