اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم یادگیرى علم فلسفه و حكمت براى ادراك حقائق دین‏

14٬730
سال 1427

1 – لزوم يادگيري علم فلسفه و حكمت براي ادراك حقائق دين و اسرار عالم وجود. 2 – فرمايشات توحيدي ائمه عليهم السلام براي افرادي است كه در آخرالزمان زندگي مي‌كنند. 3 – نحوۀ ادراك و برداشت از مسائل و عالم وجود ميان 2 صنف علما (علمائي که فقط به فقه و اصول بسنده كرده‌اند و علمائي كه به حكمت و فلسفه و شهود پرداخته‌اند). 4 – نفس اولياء الهي با جرياناتي كه در عالم هستي تحقق پيدا مي‌كند اتّحاد ذاتي داشته و مجرای تحقق آنها مي‌باشد. 5 مقايسه‌اي ميان فهم و ادراك 2 صنف از علماء نسبت به مسائل عالم وجود و هستي.

لزوم یادگیرى علم فلسفه و حكمت براى ادراك حقائق دین‏

توضیحات:

1 – لزوم يادگيري علم فلسفه و حكمت براي ادراك حقائق دين و اسرار عالم وجود. 2 – فرمايشات توحيدي ائمه عليهم السلام براي افرادي است كه در آخرالزمان زندگي مي‌كنند. 3 – نحوۀ ادراك و برداشت از مسائل و عالم وجود ميان 2 صنف علما (علمائي که فقط به فقه و اصول بسنده كرده‌اند و علمائي كه به حكمت و فلسفه و شهود پرداخته‌اند). 4 – نفس اولياء الهي با جرياناتي كه در عالم هستي تحقق پيدا مي‌كند اتّحاد ذاتي داشته و مجرای تحقق آنها مي‌باشد. 5 مقايسه‌اي ميان فهم و ادراك 2 صنف از علماء نسبت به مسائل عالم وجود و هستي.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

لزوم یادگیرى علم فلسفه و حكمت براى ادراك حقائق دین‏

13
  • حالا رسیدید به آن مطالبی که ما آن زمان می گفتیم که باید آن شخصی که عهده دار حکومت می شود باید متصل باشد به عالم قدس و از آنجا هدایت کند و ادراکش نسبت به جریانات ادراک علّی باشد نه معلولی و کثرتی، از پایین نگاه نکند از بالا نگاه کند، این مرد، آن قضیه، این قضیه، اینها مطالبی است که آن کیفیت معرفت انسان را که باید دلالت کند نشان می دهد، کدام معرفت دلیل است؟ کدام معرفت می تواند انسان را برساند؟ های و هوی زیاد است و داد و بیداد زیاد است ، پشت بلند گو و میکروفن ها و رادیو ها و تلوزیون ها سراسر دنیا خیلی داد و بی داد ها هست، هر کسی از ظنّ خود شد یار من/ وز درون من ـ که خدا هستم ـ نجست اسرار من، هر کسی از روی ظنّ و حال و هوای خود شد یار من، این معرفت می شود دلیل.

  • امام علیه السلام فرمود: و حبّی لک شفیعی، این معرفت ما را به سمت تو کشاند، حالا ما چه عرضه بداریم؟ چه توشه ای برداریم؟ چه چیزی را که قابل برای عرضه به پیشگاه توست، ما ارائه کنیم؟ وقتی که انسان جایی می رود هدیه ای می برد، پیش کش و تحفه ای می برد که من آمدم در اینجا و هدیه ای را آوردم. نقل می کنند می گویند یکی از همین درویش ها آمده بود خدمت مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی ، قبل از اینکه بیاید مقداری از جواهر و نقود و اینها را در یک صندوقی گذاشته و قبلاً خدمت ایشان فرستاده بود، خب از رؤسای دراویش و اینها بوده، مرحوم آخوند این صندوق را کنار گذاشته بودند و دست به آن نزده بودند ، این احتیاج به این ندارد بندة‌ خدا، آخوند ملا حسینقلی به جای دیگر نگاه می کند، صندوق دلت را بیا بسپار، صندوق پول آوردی؟ تو صندوق دل را برای خود گذاشتی و پول را آوردی؟ بعد از یک هفته هم خود ایشان آمد، خودش با شاگردانش آمد، مرحوم آخوند فرمود: مطلبتان چیست؟ گفت: آمدیم در خدمت شما باشیم و هر چه امر بفرمایید سر بساییم، ایشان گفتند آن صندوق را بیاورید ، آن صندوق را آوردند گفتند این صندوق پیش خودتان باشد ، در ضمن قیچی بیاورید ، قیچی آوردند و تمام سیبیلش را زدند! گفتند: این صندوق را بگیر برای خودت اینجا که می آیی باید طبق آیین شرع باشی ، گذاشتن سبیل مکروه است و تو اینجا سبیل را به عنوان دکّان گذاشتی، این سبیل هایی که می گذارند دکان است ، هر یک مویش دکان است و سر قفلی دارد و هر یک مویش ده میلیون قیمت دارد می گویی نه بروید بپرسید! دو تار مو بیست میلیون ، اینها همه دکور است ، می گویند ما سبیل خود را دراز می کنیم یعنی جلوی دهان خود را می گیریم ، چرا امیرالمؤمنین و پیغمبر و حضرت سجاد این کار را نکرد؟ این چیزهای من درآوری چیست؟ مگر نمی گویند مکروه است؟ برو بزن و این توجیحات را هم نکن ، اگر کسی قرار بود این کار را بکند همانها می کردند و این بازی ها را هم کنار بگذار، قیچی را آوردند و سبیلشان را زدند و گفتند حالتان جا آمد؟ اینها بودند آنهایی که شاگرد همونی بودند که می گفت سلونی قبل ان تفقدونی، این هم قیچی آورده گذاشته همان جایی که درد آنجاست، آن جایی که ایراد آنجاست، آنجایی که اشکال آنجاست، این هم شاگرد همان است، می فهمد داغ را بر کجا بگذارد و مرحم را کجا قرار بدهد.

/ 260