اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حب انسان به خدا شفیع او نسبت به خدا

14٬766
سال 1427

فقره: معرفتي يا مولاي دليل عليك و حبِّي لك شفيعي اليك 1 بيان مراتب مختلف معرفت نسبت به پروردگار متعال. 2 فراگيري علم فقه و مسائل آن بر ميزان معرفت افراد نسبت به پروردگار متعال و اسماء و صفات او نمي‌افزايد. 3 سخن يكي از علماء معروف نجف در ارتباط با عدم احتياج و نياز طلّاب نسبت به فراگيري علوم قرآن و تفسير آن. 4 چه علومي سبب معرفت پيدا كردن نسبت به پروردگار متعال و اسماء و صفات او مي‌شود. 5 چرا امام سجاد عليه السلام در هنگام احرام بستن دچار انقلاب روحي شده و بدن حضرت به لرزه در مي‌آيد. 6 توضیحي در ارتباط با اين فقرۀ شريفه: و حبِّي لك شفيعي اليك. 7 چرا امام سجاد عليه السلام شفيع خود را نسبت به پروردگار متعال حبّ خود به ذات باری تعالی معرفی می کند. 8 انسان در انجام عبادات و تكاليف الهي نبايد در مقام منّت‌گذاري نسبت به پروردگار متعال باشد. 9 آنچه موجب رشد و تعالي عمل انسان مي‌شود صدق نيست و خلوص ضمير فرد مي‌باشد كه بر صورت ملكوتي عمل نقش مي‌بندد. 10 ذكر حكايتي در ارتباط با مرحوم علامه مجلسي رضوان اللَه عليه.

حب انسان به خدا شفیع او نسبت به خدا

توضیحات:

فقره: معرفتي يا مولاي دليل عليك و حبِّي لك شفيعي اليك 1 بيان مراتب مختلف معرفت نسبت به پروردگار متعال. 2 فراگيري علم فقه و مسائل آن بر ميزان معرفت افراد نسبت به پروردگار متعال و اسماء و صفات او نمي‌افزايد. 3 سخن يكي از علماء معروف نجف در ارتباط با عدم احتياج و نياز طلّاب نسبت به فراگيري علوم قرآن و تفسير آن. 4 چه علومي سبب معرفت پيدا كردن نسبت به پروردگار متعال و اسماء و صفات او مي‌شود. 5 چرا امام سجاد عليه السلام در هنگام احرام بستن دچار انقلاب روحي شده و بدن حضرت به لرزه در مي‌آيد. 6 توضیحي در ارتباط با اين فقرۀ شريفه: و حبِّي لك شفيعي اليك. 7 چرا امام سجاد عليه السلام شفيع خود را نسبت به پروردگار متعال حبّ خود به ذات باری تعالی معرفی می کند. 8 انسان در انجام عبادات و تكاليف الهي نبايد در مقام منّت‌گذاري نسبت به پروردگار متعال باشد. 9 آنچه موجب رشد و تعالي عمل انسان مي‌شود صدق نيست و خلوص ضمير فرد مي‌باشد كه بر صورت ملكوتي عمل نقش مي‌بندد. 10 ذكر حكايتي در ارتباط با مرحوم علامه مجلسي رضوان اللَه عليه.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حب انسان به خدا شفیع او نسبت به خدا

15
  • بعد ماندم وقتی که ماندم، یک دفعه یک چیزی به نظرم آمد، گفتم یک کار الان به نظرم آمد ، گفتند بگو! گفت یک روز داشتم از بازار اصفهان می گذشتم دیدم مردم در بازار اجتماع کردند و سر و صدا بلند است رفتم جلو دیدم به یک نفر دارند سب می کنند و داد و بی داد می کنند گفتم چیه ؟ گفتند این مقروض است و گرفتار است و طلبکار ها آمدند می خواهند ببرند و بزنند و زندانش کنند، گفتم دست نگه دارید، این را و طلبکارها را بردم منزل، خب مرد ثروتمندی بود، و تمام طلب این شخص را دادم و مقداری هم پول به او دادم و روانه کردم گفتند بارک اللَه به خاطر همین مورد شفاعت قرار می گیری، همین یک کار. گوش دادید؟ حالا فهمیدید آن دنیا چه خبر است؟ حالا فهمیدید که هر کاری که می کنیم باید دورش یک خط قرمز هم بکشیم، می گفت همین فقط باعث نجات ما شد، و از این قبیل حکایات بسیار است، خیلی بسیار است، گر حکم شود که مست گیرند/ در شهر هر آنچه هست از اول و آخر بگیرند، همه را بگیرند.

  • حالا ما آمدیم می خواهیم با این اعمالمان و کردارمان برویم به پیشگاه پروردگار و بگوییم خدایا، بهشت هم مراتبی دارد، نه مرتبة یک و دو و سه، باید آن جنت الذات را به ما بدهی! آن بهشت بالایی و بالایی ، باید آن را بدهی ، خدا می گوید با چه عملی؟ با چه عملی؟ خواجة شیراز که خودش را راحت کرده و گفته، گرچه وصالش نه به کوشش دهند/ هر قدر ای دل که توانی بکوش، او آمده خیالش را راحت کرده است و گفته هر چه بکوشی یک جای قضیه لنگ است حالا که اینطور است ول کنیم؟ دست از کوشش برداریم؟ نه! دلمان را دیگر در گرو این کار نگذاریم، نیاییم منتش را بر سر خدا و اولیای خدا و ائمه بگذاریم که یابن رسول اللَه ما آمدیم، امام رضا مشهد به زیارتت حالا که آمدیم باید حاجاتمان را بدهی! نباید منت بگذاریم سر امام حسین که ما این راه را طی کردیم در این وضع ناامنی حالا که آمدیم باید بدهی، نباید به حساب بیاوریم، چرا؟ به حساب که بخواهیم بیاوریم صاف می گویند نیا! ما منتظر قدوم شما نبودیم که بیایی، اینجا هم به اندازۀ کافی سرمان شلوغ است ، خیلی سرمان شلوغ است، نیا یک نفر کمتر، جای یک نفر بیشتر باز شود و اکسیژن بیشتر باشد و آنهایی که سرشان به تنشان می ارزد جای وسیعی داشته باشند که بتوانند ذکر بگویند ، برای چه آمدی حرم ما را شلوغ کردی؟ که گفته بیایی؟ نامۀ فدایت شوم برایت فرستادیم که آمدی منت می گذاری؟ کارت دعوت فرستادند؟ برای کی فرستادند؟ مثل اینکه ما جایمان را با ائمه عوض کردیم ، آخر الزمان شده است، به جای اینکه نیاز از ما و ناز از آنها باشد ناز از ما و نیاز از آنها شده است. بله برویم آنجا که حرم امام حسین تنها نماند و خلوت نباشد، اینهایی که خدمت شما عرض می کنم چیزهایی است که به من گفتند دارم به شما می گویم!

/ 222