
حب انسان به خدا شفیع او نسبت به خدا
فقره: معرفتي يا مولاي دليل عليك و حبِّي لك شفيعي اليك 1 بيان مراتب مختلف معرفت نسبت به پروردگار متعال. 2 فراگيري علم فقه و مسائل آن بر ميزان معرفت افراد نسبت به پروردگار متعال و اسماء و صفات او نميافزايد. 3 سخن يكي از علماء معروف نجف در ارتباط با عدم احتياج و نياز طلّاب نسبت به فراگيري علوم قرآن و تفسير آن. 4 چه علومي سبب معرفت پيدا كردن نسبت به پروردگار متعال و اسماء و صفات او ميشود. 5 چرا امام سجاد عليه السلام در هنگام احرام بستن دچار انقلاب روحي شده و بدن حضرت به لرزه در ميآيد. 6 توضیحي در ارتباط با اين فقرۀ شريفه: و حبِّي لك شفيعي اليك. 7 چرا امام سجاد عليه السلام شفيع خود را نسبت به پروردگار متعال حبّ خود به ذات باری تعالی معرفی می کند. 8 انسان در انجام عبادات و تكاليف الهي نبايد در مقام منّتگذاري نسبت به پروردگار متعال باشد. 9 آنچه موجب رشد و تعالي عمل انسان ميشود صدق نيست و خلوص ضمير فرد ميباشد كه بر صورت ملكوتي عمل نقش ميبندد. 10 ذكر حكايتي در ارتباط با مرحوم علامه مجلسي رضوان اللَه عليه.
حب انسان به خدا شفیع او نسبت به خدا
5بله، تفسیر قرآن، ارتباط دارد، احادیث اعتقادی ائمه علیهم السلام ارتباط دقیق دارد، دقیق! احادیثی که یکیش را ما بلد نیستیم، پنجاه سال بر عمر ما می گذرد لای کتاب مکارم الاخلاق را باز نمی کنیم، صد سال از عمر ما می گذرد یک روایت توحیدی امام رضا را نمی خوانیم ، اصلا بلد نیستیم! چون علمش را نداریم تا بخوانیم، چی بخوانیم؟ دارند چینی حرف می زنند ، ژاپنی حرف می زنند ، چرا؟ چون علمش را نداریم ، شکیّات و طهارات و نجاسات و دماء ثلاثه را خوب می توانیم توضیح بدهیم و مسائل دیگر ولی وقتی که یک روایت موسی بن جعفر علیه السلام راجع به توحید را می گذارند جلویمان، کاغذ را ورق می زنیم می رویم آن صحفه، یکی از بزرگان نجف خودش به مرحوم آقا گفته بود ، آقا قرآن خواندن الان چه فایده و نفعی برای ما دارد؟ طلبه باید برود درس بخواند و بحث کند و زحمت بکشد، آن روایاتی که مربوط به ماست احادیث الاحکام است و فقط باید به روایات احکام بپردازیم ، روایات اعتقادیه و آیات قرآن ارتباطی ندارد! طلبه وقتش عزیز است و محترم است! دست شما درد نکند! مرحبا! مرحبا! چشم امام صادق روشن و امام رضا که بعد از هزار و چهار صد سال یکی بیاید این حرفها و این مزخرفات را افاضه بفرماید. طلبه وقتش عزیز است قرآن برای چه بخواند! باید برود احادیث و احکام و کتب اصولیه و امثال ذلک را بخواند!
ولی بزرگان وقتشان را حرام نکردند، رفتند به سرچشمة معرفت و ادراک و شعور و حیات ، ائمة معصومین، گفتند آنکه راه به سوی معرفت است چیست؟ امام صادق هم وقتی حریفش را بشناسد و شاگردش را بشناسد و بفهمد این کیست چه می گوید؟ بلند می شود می آید آن معرفتی اِلیک را و آن مسائل را می گوید، بله، نمازت را باید اینطور بخوانی، با طهارت باید بخوانی، با قرائت باید بخوانی، در ابتدای وقت باید بخوانی و امثال ذلک، اینها را باید انجام بدهی ولی اینها مقدمه است ، مقدمة چی؟ مقدمة ادراک و شعور به ذات پروردگار و اسماء و صفات اوست، این است مسأله. آن را کجا باید پیدا کرد؟ آن را باید کجا به دست آورد؟ لذا علم تفسیر، فلسفه و حکمت اسلامی، عرفان اسلامی و روایات و احادیثی که از ائمه علیهم السلام در مسائل مبدأ و معاد و اعتقادات توحیدی برای ما به جا مانده است، اینها معرفتی الیک را برای ما حاصل می کند. شناخت به تو، حالا بنده دماء ثلاثه را بفهمم که آیا بین سه روز است و ده روز است و شک بکند و استصحاب بکند و اقلیه و اکثریه و این حرفها ، چی شد قضیه؟ این معرفت به خدا شد و به خدا معرفت پیدا کردی؟ این معرفت به خداست؟
