
حب انسان به خدا شفیع او نسبت به خدا
فقره: معرفتي يا مولاي دليل عليك و حبِّي لك شفيعي اليك 1 بيان مراتب مختلف معرفت نسبت به پروردگار متعال. 2 فراگيري علم فقه و مسائل آن بر ميزان معرفت افراد نسبت به پروردگار متعال و اسماء و صفات او نميافزايد. 3 سخن يكي از علماء معروف نجف در ارتباط با عدم احتياج و نياز طلّاب نسبت به فراگيري علوم قرآن و تفسير آن. 4 چه علومي سبب معرفت پيدا كردن نسبت به پروردگار متعال و اسماء و صفات او ميشود. 5 چرا امام سجاد عليه السلام در هنگام احرام بستن دچار انقلاب روحي شده و بدن حضرت به لرزه در ميآيد. 6 توضیحي در ارتباط با اين فقرۀ شريفه: و حبِّي لك شفيعي اليك. 7 چرا امام سجاد عليه السلام شفيع خود را نسبت به پروردگار متعال حبّ خود به ذات باری تعالی معرفی می کند. 8 انسان در انجام عبادات و تكاليف الهي نبايد در مقام منّتگذاري نسبت به پروردگار متعال باشد. 9 آنچه موجب رشد و تعالي عمل انسان ميشود صدق نيست و خلوص ضمير فرد ميباشد كه بر صورت ملكوتي عمل نقش ميبندد. 10 ذكر حكايتي در ارتباط با مرحوم علامه مجلسي رضوان اللَه عليه.
حب انسان به خدا شفیع او نسبت به خدا
6معرفت به خدا آن کسی پیدا می کند که وقتی احرام می بندد میخواهد لبیک بگوید رنگش زرد می شود، عرق بر بدنش می نشیند، بدنش به لرزه می افتد وقتی که از حضرت سؤال می کنند که یابن رسول اللَه چرا اینطوری شدی ؟ امام سجاد و امام مجتبی! می فرمایند دارم لبیک می گویم می ترسم به آن کسی که لبیک می گویم جواب بیاید لا لبیک و لا سعدیک، تو اهلیت لبیک را نداری! کی این حرف را می زند؟ امام سجاد دارد می گوید. امام دارد می گوید می ترسم جواب بیاید که لا لبیک، چه معنایی را امام علیه السلام در ذهن دارد؟ تا حالا به این حرفها فکر کردیم؟ بله همینقدر می گوییم اینها بزرگوارانی بودند و امام بودند و مسائل خاصی داشتند ! بزرگوار بودند و تمام شد؟ یک دفعه ما نشستیم پنج دقیقه فکر کنیم این امام سجاد که این حرف را می زند چه می فهمد که می گفته؟ آخر زرد شدن رنگ بدن که تئاتر بازی کردن نیست جان من! بدن به لرزه درآمدن که شعبده بازی کردن و هنر پیشه گی نیست ، هی می گویند اینها را برای ما گفتند! این بدنش هم می لرزید برای ما بوده؟ خجالت نمی کشند؟ واقعا این قدر شعور ندارند که رنگش وقتی می پرد امام، اشک از چشمش می آید دارد برای ما تئاتر بازی می کند؟ مگر امام هم مثل این هنر پیشه هاست؟ هزار تا شخصیت بازی می کنند ، بدبخت! برو شخصیت خودت را بدست بیاور چرا هزار تا شخصیت بازی می کنی؟ گاهی زن می شوی و گاهی مرد می شوی، گاهی گربه می شوی و گاهی الاغ می شوی. خودت چه شخصیتی داری؟ تو که همش در شخصیت این و آن هستی ، امام هم اینطور است؟ برای ما این کار را می کند و این اشک ها از چشمش می آید؟ این اشکی که می آید می گویند، ماشاء اللَه به این هنر امام! می گویند هنر پیشه، آن هنر پیشه ای است که وقتی گریه می کند شما واقعا بدانید که این همان زن بچه مرده است، مادر بچه مرده است که دارد گریه می کند. و این هنر است!
