اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت تفقه در دین و فراگیری علم حکمت و تفسیر و عرفان

14٬769
سال 1427

فقره: معرفتي يا مولاي دليل عليك و حبِّي لك شفيعي اليك و انا واثق.... 1 مقصود از معرفت در كلام امام سجاد عليه السلام چه نوع معرفتي مي‌باشد. 2 هر يك از افراد به ميزان فهم و ادراك خود از حقايق و معارف الهي در پيشگاه خداوند متعال مورد بازخواست قرار مي‌گيرند. 3 پرداختن افراد تنها به علوم ظاهري و فقه و اصول در ميزان معرفت ايشان نسبت به ذات پروردگار متعال و اسماء صفات او تأثيري ندارد. 4 لزوم فراگيري و پرداختن افراد به علوم و معارف الهي از تفسير و عرفان و حكمت. 5 علت وجود اختلاف در ميان فتاواي فقها و علماء چه مي‌باشد. 6 عدم حجيت خبر واحد نسبت به مسائل و امور اعتقادي. 7 فردي كه در مقام تهذيب و مراقبه و تربيت نفس نباشد گرچه نسبت به علوم فلسفه و عرفان داراي معلومات باشد دستش از ادراك حقيقت معرفت پروردگار متعال كوتاه است. 8 مراد از تفقّه در دين در فرمايش امام صادق عليه السلام چه مي‌باشد. 9 چرا امام سجاد عليه السلام اعمال خود را بعنوان شفيع خود به پيشگاه پروردگار متعال عرضه نمي‌كند. 10 سالك و عارف الهي حقيقتاً همۀ نعمت‌ها و كمالات را از جانب پروردگار متعال دانسته و نظاره مي‌كند. 11 انسان در انجام دادن عبادات و تكاليف الهي نبايد در مقام منّت‌گذاري نسبت به پروردگار متعال باشد. 12 بيان فرمايش مرحوم علامه طهراني در ارتباط با عدم محاسبه و لحاظ اعمال خود در پيشگاه پروردگار متعال.

اهمیت تفقه در دین و فراگیری علم حکمت و تفسیر و عرفان

توضیحات:

فقره: معرفتي يا مولاي دليل عليك و حبِّي لك شفيعي اليك و انا واثق.... 1 مقصود از معرفت در كلام امام سجاد عليه السلام چه نوع معرفتي مي‌باشد. 2 هر يك از افراد به ميزان فهم و ادراك خود از حقايق و معارف الهي در پيشگاه خداوند متعال مورد بازخواست قرار مي‌گيرند. 3 پرداختن افراد تنها به علوم ظاهري و فقه و اصول در ميزان معرفت ايشان نسبت به ذات پروردگار متعال و اسماء صفات او تأثيري ندارد. 4 لزوم فراگيري و پرداختن افراد به علوم و معارف الهي از تفسير و عرفان و حكمت. 5 علت وجود اختلاف در ميان فتاواي فقها و علماء چه مي‌باشد. 6 عدم حجيت خبر واحد نسبت به مسائل و امور اعتقادي. 7 فردي كه در مقام تهذيب و مراقبه و تربيت نفس نباشد گرچه نسبت به علوم فلسفه و عرفان داراي معلومات باشد دستش از ادراك حقيقت معرفت پروردگار متعال كوتاه است. 8 مراد از تفقّه در دين در فرمايش امام صادق عليه السلام چه مي‌باشد. 9 چرا امام سجاد عليه السلام اعمال خود را بعنوان شفيع خود به پيشگاه پروردگار متعال عرضه نمي‌كند. 10 سالك و عارف الهي حقيقتاً همۀ نعمت‌ها و كمالات را از جانب پروردگار متعال دانسته و نظاره مي‌كند. 11 انسان در انجام دادن عبادات و تكاليف الهي نبايد در مقام منّت‌گذاري نسبت به پروردگار متعال باشد. 12 بيان فرمايش مرحوم علامه طهراني در ارتباط با عدم محاسبه و لحاظ اعمال خود در پيشگاه پروردگار متعال.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اهمیت تفقه در دین و فراگیری علم حکمت و تفسیر و عرفان

14
  • مرحوم آقا بعد فرمودند: کسی که اینجا می آید باید برهنه بیاید بی تعلق بیاید اگر چیزی می خواهد گیرش بیاید . بی دنگ و فنگ بیاید چرا می گویند لباست را در بیاور دو حوله بینداز؟ یعنی همین! تو هیچ چیز نداری تو که هستی؟ آن عمامه را باید از سرت برداری آن عمامه برای ایران بود این جا عمامه بی عمامه و عبا بی عبا، کت و شلوار بی کت و شلوار، ساعت بی ساعت ، انگشتر کنار، انگشتری که در موقع نماز باید دستت کنی و مستحب است البته اگر انگشتر زینت باشد، ساعت را در ایران که هستی می توانی دستت ببندی و به همه نشان بدهی و از آستینت بکشی بیرون که همه ببینند! زنها هستند که می روند این طرف و آن طرف اول کیفشان را در می آورند که همه ببینند و مردها هم ساعتشان را و آنها النگوشان را! هر که یک چیزش را نشان می دهد. اینها همه برای چیست؟ برای ایران است، آنجا که می روی ساعتت را باید در آوری و انگشترت را درآوری و طلاجاتت را درآوری، لباست را در بیاوری و شخصیتت را باید در بیاوری. اینجا که آدم نمی تواند بدون عمامه در خیابان راه برود آنجا می گویند باید عمامه ات را دربیاوری مثل بقیه. مرجع تقلیدی مهندسی یا پزشکی، تاجری ، کاسبی ، فرد عادی هستی ، دو تا حوله می اندازی روی دوشت والسلام، اینجا این حرفها را بر نمی دارد، آنجا که شش تا اینور می رفتند و شش تا آنور و دوازده تا پشت سر! آن در ایران بود وقتی که می روی در میقات می گویی لبیک اللَهم لبیک خودت هستی و هیچ چیز هم تنت نیست و اگر حوله هم کنار برود واویلا ، یک حولۀ روی دوش یک حوله روی کمر، تو اینی در میقات، آقایی که در آنجا که بودی خدم و حشم داشتی، بیا و برو داشتی و شخصیت داشتی و هر جا می رفتی تنها نمی رفتی حتما باید بیست نفر با تو می آمدند اینجا این حرفها نیست، تنهای تنهایی. این حالت را انسان باید الان احساس کند. آنجا، میقات، مجبوری است. باید این حال را داشت، وقتی می آیی پیش من، با شخصیت می خواهی بیایی؟ حجت به درد عمه ات می خورد! هیچ فایده ای ندارد.

/ 260