
اهمیت تفقه در دین و فراگیری علم حکمت و تفسیر و عرفان
فقره: معرفتي يا مولاي دليل عليك و حبِّي لك شفيعي اليك و انا واثق.... 1 مقصود از معرفت در كلام امام سجاد عليه السلام چه نوع معرفتي ميباشد. 2 هر يك از افراد به ميزان فهم و ادراك خود از حقايق و معارف الهي در پيشگاه خداوند متعال مورد بازخواست قرار ميگيرند. 3 پرداختن افراد تنها به علوم ظاهري و فقه و اصول در ميزان معرفت ايشان نسبت به ذات پروردگار متعال و اسماء صفات او تأثيري ندارد. 4 لزوم فراگيري و پرداختن افراد به علوم و معارف الهي از تفسير و عرفان و حكمت. 5 علت وجود اختلاف در ميان فتاواي فقها و علماء چه ميباشد. 6 عدم حجيت خبر واحد نسبت به مسائل و امور اعتقادي. 7 فردي كه در مقام تهذيب و مراقبه و تربيت نفس نباشد گرچه نسبت به علوم فلسفه و عرفان داراي معلومات باشد دستش از ادراك حقيقت معرفت پروردگار متعال كوتاه است. 8 مراد از تفقّه در دين در فرمايش امام صادق عليه السلام چه ميباشد. 9 چرا امام سجاد عليه السلام اعمال خود را بعنوان شفيع خود به پيشگاه پروردگار متعال عرضه نميكند. 10 سالك و عارف الهي حقيقتاً همۀ نعمتها و كمالات را از جانب پروردگار متعال دانسته و نظاره ميكند. 11 انسان در انجام دادن عبادات و تكاليف الهي نبايد در مقام منّتگذاري نسبت به پروردگار متعال باشد. 12 بيان فرمايش مرحوم علامه طهراني در ارتباط با عدم محاسبه و لحاظ اعمال خود در پيشگاه پروردگار متعال.
اهمیت تفقه در دین و فراگیری علم حکمت و تفسیر و عرفان
6بله! اگر امام علیه السلام در مقابل ما باشد و ما در کنار او بنشینیم و از دهان مبارک امام علیه السلام بشنویم ، باز اگر گوشمان درست بشنود نمی دانم در آنجا هم باز ... عرض کردم خدمتتان، بنده در مجلس بودم در حضور مرحوم آقا رضوان اللَه علیه، بعضی از رفقا در کنار من بودند و داشتند مطالب آقا را می نوشتند و افراد بسیار خوبی هم بودند ولی من نگاه کردم دیدم حرفهایی که آقا می زند را دارد عوضی می نویسد خب گوش اشتباه می شنود ، وقتی انسان یک چیزی را دقت می کند بهتر می تواند درک کند تا آنجا که فکرش را در دو جا ببرد و من نگاه کردم دیدم اشتباه است. گفتم اشتباه است بعدا می دهی دست افراد به اشتباه می افتند، این ها را تصحیح کن! و این خودش خیلی نکته است. این روایاتی که در دست ما هست ، ما به حکم شرعی مکلف هستیم که به اینها عمل کنیم ولی معلوم نیست اینها عین آن باشد که حضرت گفته است ، اگر عین آن باشد که حضرت گفته اند پس این اختلاف ها از کجا آمده است؟ ممکن است راوی اشتباه کرده باشد ولی ما از نقطۀ نظر شرعی مکلف هستیم که به این روایات عمل کنیم و به آن میزان وثاقتی که نسبت به راوی داریم آن میزان برای ما الزام به تکلیف می آورد و حجیت می آورد البته نسبت به مسائل ظاهری ولی نسبت به مسائل اعتقادی و مسائل مبنایی و نسبت به اعتقادات، نه، در آنجا باید انسان یقین پیدا کند و صرفا به روایت یک راوی یا دو راوی نمی تواند عمل کند و برای انسان حجیت ندارد، باید نسبت به سند روایت یقین داشته باشد و به صحت عبارت یقین داشته باشد. ولی در احکام ظاهری نه، در شکیات نماز و این چیزها...
