
اهمیت زنده نگه داشتن قلب و نور بصیرت
فقره: أدعوك يا سيدي بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه، ربِّ اُناجيك بقلبٍ قد أوبقه جرمُه 1 كلام مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه نسبت به افرادي كه در حكومت و دستگاه ظالمه وارد ميشدند همچون حكومتهاي بني اميه، بني روان، و غيره. 2 انسان در قضاوت هر مسئلهاي بايد خود را بيرون نگه دارد و ديدگاه مردم نسبت به خود را بسنجد. 3 دستگاه غيرت الهي ميان رسول الهی و ديگر افراد نسبت به اوامر و نواهي هيچ تفاوتي قائل نميشود. 4 يك وليّ الهي ديدگاهش نسبت به افراد ديدگاه توحيدي است. 5 ذكر حكايتي از امام حسن عليه السلام نسبت به تواضع و فروتني آن بزرگوار. 6 اولياء الهي در ارتباطاتشان با افراد چه كوچك و چه بزرگ بر روي ادراك و شعور حقيقي آنها برخورد ميكنند.
اهمیت زنده نگه داشتن قلب و نور بصیرت
توضیحات:
فقره: أدعوك يا سيدي بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه، ربِّ اُناجيك بقلبٍ قد أوبقه جرمُه 1 كلام مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه نسبت به افرادي كه در حكومت و دستگاه ظالمه وارد ميشدند همچون حكومتهاي بني اميه، بني روان، و غيره. 2 انسان در قضاوت هر مسئلهاي بايد خود را بيرون نگه دارد و ديدگاه مردم نسبت به خود را بسنجد. 3 دستگاه غيرت الهي ميان رسول الهی و ديگر افراد نسبت به اوامر و نواهي هيچ تفاوتي قائل نميشود. 4 يك وليّ الهي ديدگاهش نسبت به افراد ديدگاه توحيدي است. 5 ذكر حكايتي از امام حسن عليه السلام نسبت به تواضع و فروتني آن بزرگوار. 6 اولياء الهي در ارتباطاتشان با افراد چه كوچك و چه بزرگ بر روي ادراك و شعور حقيقي آنها برخورد ميكنند.
اهمیت زنده نگه داشتن قلب و نور بصیرت
12آن روزنههایی که در قلب است آن روزنهها، امام سجاد میفرمایند، آن روزنهها باز است تا وقتی که این قلب به جرم و جنایت و ظلم مرتکب نشود همین که این شخص مرحوم آقا میفرمودند بیاید و داخل بشود در دستگاه ظلمی، قبلا قضاوت میکرد حق را به حقدار میداد قاتل را در جای خودش قرار میداد نظرش نسبت به مسائل و قضایا نظر صریحی بود، رک بود آزاد بود حر بود بیدغدغه بود ولی همین که وارد دستگاه شد یک رنگی به آن خورد، با این قلم مو، این قلم مو را از توی پاتیل رنگ برداشتند رنگی به او زدند، رنگ اول رنگی است که جرم ندارد، رنگ بر دو قسم است، مسئله شرعی! میگویند رنگ با آن نمیشود وضو گرفت ولی رفقا این را بندانند، رنگ بر دو قسم است رنگی است که دارای جرم است و مانع از رسیدن آب است به پوست، باید برای وضو آن رنگ ازاله بشود. رنگ، مثل رنگهایی که هست و چسب و فلان. یک رنگی هست رنگ رنگ قرمز است مثل رنگ برای دوات، اسمش چیست؟ مرکوکروم، دوای قرمز، که وقتی به یک جای بدن اصابت میکند قرمز است ولی جرم ندارد این رنگ مانع از رسیدن آب نیست و میشود وضو گرفت. حالا رنگ اولی که میزنند رنگ رنگی است که جرم ندارد، میآید میرود خب بالاخره دم و دستگاه و فلان، بعد هم یک حقوقی هست مقررات و فلان و حقوق و فلان و خُلفا آن دستگاههای جور، آن افرادی که میآمدند مجانی که نمیآمدند دفتر داشتند دیوان داشتند مقرری داشتند، این رنگ اول. یکی دو روز دیگر میگذرد زن و بچه میبینند اینکه تا به حال این جوری صحبت میکرد وقتی یک حرفی میشود ساکت است، دیگر حرف نمیزند دیگر مسئلهای مطرح نمیکند دیگر خودش هماهنگی نمیکند، هماهنگی نمیکند میگویند چه شده؟ یک چند روزی میگذرد دوباره یک رنگ دیگر میآید روی او، یک ذرهای بر آن جرم اضافه میکنند، یک کمی بفهمی نفهمی به آن جرم اضافه میشود، یکدفعه رنگ به این کلفتی که نیست، مقوا که تنش نمیکنند، نه! اول یک رنگ خیلی چیز که قابل نفوذ است. خلاصهی مطلب، حرفها میبینیم کم کم عوض شد گرایشها عوض شد این شخص میشود چه؟ اعوان الظلمه، اعوان یعنی کسی که کمک است، کمک میکند.
