اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مساله ورزش و جایگاه امور اعتباری وتوهمی در میان مردم

14٬420
سال 1428

1 انسان نباید هیچگاه موقعیت و وضعیت نیاز و فقر وجودی خویش را در قبال پروردگار متعال فراموش کند. 2 فرمایش مرحوم علامه طهرانی در ارتباط با لزوم یادگیری فنون رزمی وجنگی توسط افراد. 3 کیفیت تأثیر استعمار بر سرمایه های فرهنگی وملی دولت های مسلمان. 4 توضیحی پیرامون فرمایش پیامبر اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم:انی بُعث لِأتمّم مکارم الاخلاق.

مساله ورزش و جایگاه امور اعتباری وتوهمی در میان مردم

توضیحات:

1 انسان نباید هیچگاه موقعیت و وضعیت نیاز و فقر وجودی خویش را در قبال پروردگار متعال فراموش کند. 2 فرمایش مرحوم علامه طهرانی در ارتباط با لزوم یادگیری فنون رزمی وجنگی توسط افراد. 3 کیفیت تأثیر استعمار بر سرمایه های فرهنگی وملی دولت های مسلمان. 4 توضیحی پیرامون فرمایش پیامبر اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم:انی بُعث لِأتمّم مکارم الاخلاق.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مساله ورزش و جایگاه امور اعتباری وتوهمی در میان مردم

18
  • راجع به یک نفر آمده بود رفته بود پیش یک بنده خدایی حالا فوت کرده از آقایان مراجع بود فوت کرده گفت آقا من فلان خواب را دیدم گفت من که معبّر خواب نیستم، خب راست می‌گوید بیچاره معبر خواب نیست، آن چیزهایی که آن خوانده آن تعبیر خواب نیست. یکی از افرادی که در همان بیت و فلان و این چیزها بوده، یک تعبیر کرده که زده در سرش! که تو فلان شخص را داری فلان‌ شخص می‌خواهد به تو حمله کند فلان دشمن داری مواظب باش، آمد پیش من، گفتم این خواب تو ربطی به این ندارد، این خواب حکایت از نفس تو می‌کند، تو فلان کار را انجام می‌دهی باید فردا ترک کنی! رنگش پرید. گفتم ببین! این اصلا چه ربطی به آن دارد؟ چه ارتباطی به این قضیه دارد؟ این مسئله مسئله‌ی نفسانی است. نه در کتاب طهارت وسائل الشیعه نوشته، نه در حج و صلای و زکات مرحوم حاج آقای رضای همدانی و صاحب جواهر نوشته، آن‌ها بابا روایات را، روایات احکام را آوردند خدا خیرشان بدهد خدا درجات ایشان را عالی کند آن یک فنی است این هم یک فن است هیچ ربطی هم به یکدیگر ندارند. حالا شما یک همچنین مسئله را بیایی به صاحب جواهر بگویی خب چه می‌گوید؟ می‌گوید کافر و مرتد هستی دیگر، خب راست هم می‌گوید خب نمی‌فهمد فنّش نبوده درکش را نداشته تخصص آن نبوده، آن را باید حلاج می‌رفت به کی می‌گفت؟ می‌رفت به همان کسی که در این فن بوده در این فن تخصص داشته در این فن قدم گذاشته در این فن خون دل خورده، سالیان سال را به گریه و زاری و ابتهال گذرانده، به متابعت از دستور گذرانده، در تحت تربیت بزرگان و مراقبه‌ی اولیاء، خودش را قرار داده و تسلیم کرده نفس خود را، تسلیم کرده نفس خود را تا این‌که از آن دریچه‌ی معنا بر قلب او تابش واقع شده و قلب او مستنیر شده و حقایقی را درک می‌کند که تا به حال درک نمی‌کرده، حالا شما به او سرّ بگو وقتی به او سرّ بگویید دیگر سرّ نیست، طبیعی است. الان این لیوان در آن چیست؟ این آب است این سرّ نیست همه می‌دانند دیگر، مسئله‌ای نیست که قابل برای کتمان باشد.

/ 613