اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مراقبه؛ تزكیه و مواظبت در سیروسلوك

تبیین اصول مهم سیروسلوک از منظر علامه طهرانی

0
جلسات

علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) به این اصل مهم می‌پردازد که سلوک و پیمودن راه خدا صرفاً با حرف و انتساب به بزرگان ممکن نیست، بلکه با عمل و مجاهده به دست می‌آید. ایشان با بیان داستانی از پیامبر اکرم (ص) در فتح مکه، بر اهمیت عمل فردی تأکید می‌کند و سپس به تشریح دستورات لازم در این راه می‌پردازد. این دستورات شامل پرهیز از زیاده‌روی در غذا، دوری از مجالس بیهوده و مسافرت‌های غیرضروری، و سکوت به عنوان شرط حفظ دستاوردهای سلوکی است. در ادامه، ایشان با نقل قولی از علامه طباطبایی، به توضیح پنج اصل مراقبه می‌پردزاند که عبارتند از: صمت، جوع، سهر، عزلت، و دوام ذکر.

مراقبه؛ تزكیه و مواظبت در سیروسلوك

10
  • ﴿وَقَالَ ٱلشَّيۡطَٰنُ لَمَّا قُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ إِنَّ ٱللَهَ وَعَدَكُمۡ وَعۡدَ ٱلۡحَقِّ وَوَعَدتُّكُمۡ فَأَخۡلَفۡتُكُمۡ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيۡكُم مِّن سُلۡطَٰنٍ إِلَّآ أَن دَعَوۡتُكُمۡ فَٱسۡتَجَبۡتُمۡ لِي فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوٓاْ أَنفُسَكُم مَّآ أَنَا۠ بِمُصۡرِخِكُمۡ وَمَآ أَنتُم بِمُصۡرِخِيَّ إِنِّي كَفَرۡتُ بِمَآ أَشۡرَكۡتُمُونِ مِن قَبۡلُ إِنَّ ٱلظَّـٰلِمِينَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾1و2

  • من که شما را مجبور نکردم، دعوت کردم، چرا سراغ دعوت من آمدید و سراغ دعوت خدا نیامدید؟ من نمی‌توانم دستی از شما بگیرم، شما هم از من دستی نمی‌توانید بگیرید، هر دو گرفتاریم؛ من گرفتار خودم و شما هم گرفتار خودتان. به من پناهنده نشوید که تو آمدی ما را در دنیا گول زدی و چنین و چنان، حالا بیا بارِ ما را هم بکش و از عهدۀ مسئولیّت ما بر آی.

  • مؤمن باید مطلقاً ساکت باشد از همه چیزهایی که ضرر دارد؛ مگر چیزهایی که امر به معروف است، نهی از منکر است، ذکر خداست، مباحثه است؛ (آن هم مباحثۀ لِلّه و فی اللَه، نه جدل و مِراء زیاد؛ و الاّ باید تا آنجایی که حقّ مطلب به‌دست بیاید مباحثه ادامه پیدا کند.) باید وَقور باشد!

  • لزوم قرائت حدیث عنوان بصری هفته‌ای یک تا دو بار

  • مرحوم قاضی ـ رحمة اللَه علیه ـ به شاگردان دستور می‌دادند که:

  • «روایت ”عنوان بصری“ را بنویسند و همیشه در جیب بگذارند و هر هفته‌ای یکی دو بار مطالعه کنند.» 

  • و بنده هم به بعضی از رفقا گفتم که آن را بنویسند و در جیب بگذارند، و حالا آن کسانی که عربی می‌دانند خودش را و آن کسانی که عربی نمی‌دانند لاأقلّ ترجمه‌اش را بنویسند و در همان کتابچۀ بغلی جیبی بگذارند و در هفته یکی دو روز مطالعه کنند.

  • بنده که رفتم در نجف و دستور داده شد که مثلاً به روایت عنوان بصری عمل بکنیم ـ انسان باید آن را در جیب بگذارد ـ من همان روزها یک دفترچۀ جیبی داشتم، یادم می‌آید آن‌وقت هم که بحارالأنوار نداشتیم تا از روی بحارالأنوار بنویسیم، رفتم در حسینیۀ شوشتری‌ها که کتابخانۀ معروف نجف و عمومی است، از آن کتابدار جلد اوّل بحارالأنوار را گرفتم و این روایت را پیدا کرده و نوشتم. الآن همان دفترچۀ بغلی ما هست، یکی از دفترچه‌های بغلی ما مال آن زمان هست و این روایت هم در اوّلش است.3

    1. سوره إبراهیم (١٤) قسمتی از آیه ٢٢.
    2. الله شناسی، ج ٣، ص ١١٨: «شیطان به ضعیفان می‌گوید: حقّاً و حقیقةً خداوند به شما وعده حقّ داد، و من هم به شما وعده دادم امّا خلف وعده کردم! و من چنین توانی را نداشتم که شما را به زشتی‌ها و پیروی از مستکبران اجبار نمایم، مگر اینکه شما را فرا خواندم و شما اجابت مرا نمودید!
      بنابراین نباید شما مرا مورد مؤاخذه و ملامتتان قرار دهید! شما باید خودتان را سرزنش کنید. (که با وجود مشاهدۀ وعده خلافی‌های من، باز هم به دنبال بوق و کرنای من گرد آمدید!)
      مرا قدرت آن نمی‌باشد که بتوانم شما را نجات بخشم! و شما را نیز قدرت آن نیست که بتوانید مرا نجات بخشید! من به آن کفری که در دنیا آورده بودید و مرا شریک با خدا در عمل و رفتار و پندار نموده بودید، کافر شده بودم. (و آن را نادرست می‌دانستم و معتقد بر خلاف آن بودم.)
      تحقیقاً برای ستمکاران و متجاوزان عذاب دردناکی مقدّر است.»
    3. مطلع انوار، ج ٤، ص ١٥٣؛ جُنگ ٣، ص ٢١ الی ٢٤؛ روح مجرّد، ص ١٧٧.