
مراقبه؛ تزكیه و مواظبت در سیروسلوك
تبیین اصول مهم سیروسلوک از منظر علامه طهرانی
علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) به این اصل مهم میپردازد که سلوک و پیمودن راه خدا صرفاً با حرف و انتساب به بزرگان ممکن نیست، بلکه با عمل و مجاهده به دست میآید. ایشان با بیان داستانی از پیامبر اکرم (ص) در فتح مکه، بر اهمیت عمل فردی تأکید میکند و سپس به تشریح دستورات لازم در این راه میپردازد. این دستورات شامل پرهیز از زیادهروی در غذا، دوری از مجالس بیهوده و مسافرتهای غیرضروری، و سکوت به عنوان شرط حفظ دستاوردهای سلوکی است. در ادامه، ایشان با نقل قولی از علامه طباطبایی، به توضیح پنج اصل مراقبه میپردزاند که عبارتند از: صمت، جوع، سهر، عزلت، و دوام ذکر.
مراقبه؛ تزكیه و مواظبت در سیروسلوك
3اگر اینطور باشد خُب خدا ظالم است. خداوند که نسبت به همۀ موجودات به یک نظر عمل میکند. اگر بخواهیم در این موضوعات ببینیم که بیرویّگی و بیعملی و صرف انتساب، ایجابِ مقام و منزلت و حرکت و وصول و اینها دارد، خُب این معلوم است که صد در صد غلط است.
سلوک عبارت است از عمل! سلوک راه خدا عمل است! سالک یعنی کسی که قدم راستین در راه میگذارد؛ و از همۀ کارهای او مهمتر توطین نفس است که در اوّل وهله باید کمر ببندد و خودش را ـ به حول و قوّۀ خدا ـ از همۀ آفات و عاهاتی که در این طریق است محفوظ بدارد.
شرح و بیان برخی از دستورات لازم سلوکی
اوّل: زیاده روی در غذا و خوراک و لذّات مادّی است. سالک نباید غذا زیاد بخورد، نباید پُر بخورد، تا گرسنه نشده نباید غذا بخورد؛ گوشت خوردن و تخممرغ و روغنیجات و غذاهای سنگین که بر معده سنگین است، بر کبد و کلیه سنگین است، اینها زیادش ضرر دارد؛ تفَکُّه، تفنّن، سور چرانی، عیش رانی، اینها ضرر دارد.
و مرحوم قاضی ـ رحمة اللَه علیه ـ به شاگردانش دستور میداده غذا برای تفکّه نخورید!
و یکوقتی که به آیة اللَه خویی ـ أبقاه اللَه إن شاء اللَه ـ دستور داده بودند (چون ایشان هم مدّتی از آقای قاضی دستور گرفته بودند) و گفته بودند که: شما غذا را به تفکّه و تفنّن نخورید! و ایشان فکر کرده بودند حالا باید چه کار بکنیم؟ غذا باید بخوریم مثلاً برنج باید بخوریم و خورشت هم باید بخوریم، برای اینکه از تفکّه و تفنّن بگذریم این کار را میکنیم که برنج را عَلَیحِدَه میخوریم و خورشتش را علَیحِده؛ که هم قوّه به بدن برسد و هم اینکه آن جنبۀ تفکّه و لذّت و اینها تا اندازهای پایین بیاید.
البتّه زیاده روی هم در اینجا خوب نیست؛ پس: «خَیرُ الأمور أوسَطُها.»1
در هفته دو یا سه بار دستور داده شده که انسان گوشت بخورد، ولی زیادتر خوب نیست و فکر انسان خسته میشود، نمیتواند کار کند؛ فکرش خسته شد روح خسته میشود، و لذا همینطور میماند. این شمشیری که باید در راه خدا کار کند آن شمشیر تعطیل میشود و در یک جایی میافتد و زنگ میزند و کمکم کُند میشود؛ آنوقت شمشیر بُرّان به صورت یک قطعه آهن زنگ زدۀ بیخاصیّت درمیآید.
- الکافی، ج ١، ص ٥٤٠
