اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حیثیت ربطیه موجودات عالم

14٬272
سال 1428

1 تفسیر این فقرۀ شریفه از کلام امام سجاد علیه السلام : أدعوك يا سيدي بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه 2 توصیه بزرگان و اولیاءالهی در ارتباط با افرادی که دچار بیماری وسواس هستند. 3 چگونه زبان انسان با وجود آنکه پروردگار متعال را می خواند بواسطۀ گناه لال وگنگ است. 4 توضیحی در ارتباط با مراتب و درجات اصحاب ائمه علیهم السلام. 5 حیثیت وجنبه ربطی میان همۀ وجودات عالم هستی وپروردگار متعال. 6 توضیحی پیرامون کیفیت اراده پروردگار متعال نسبت به خلق اشیاء درعالم هستی. 7 علوّ مقام وجایگاه جابربن یزید جعفی و رشید هجری وذکر حکایاتی راجع به ایشان. 8 هر وجودی درعالم هستی دارای دوحیثیّت وجهت می باشد.

حیثیت ربطیه موجودات عالم

توضیحات:

1 تفسیر این فقرۀ شریفه از کلام امام سجاد علیه السلام : أدعوك يا سيدي بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه 2 توصیه بزرگان و اولیاءالهی در ارتباط با افرادی که دچار بیماری وسواس هستند. 3 چگونه زبان انسان با وجود آنکه پروردگار متعال را می خواند بواسطۀ گناه لال وگنگ است. 4 توضیحی در ارتباط با مراتب و درجات اصحاب ائمه علیهم السلام. 5 حیثیت وجنبه ربطی میان همۀ وجودات عالم هستی وپروردگار متعال. 6 توضیحی پیرامون کیفیت اراده پروردگار متعال نسبت به خلق اشیاء درعالم هستی. 7 علوّ مقام وجایگاه جابربن یزید جعفی و رشید هجری وذکر حکایاتی راجع به ایشان. 8 هر وجودی درعالم هستی دارای دوحیثیّت وجهت می باشد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حیثیت ربطیه موجودات عالم

10
  • خب شروع کرد حرف زدن و فلان و از احوالات واینها گفتن، یکربع و بیست دقیقه بود و بعدهم خداحافظی کرد رفت! گفت چه شد قضیه؟ رشید هجری آمده این جا این دارد می‌گوید شام چه خبر؟ یزید چه خبر؟ آن چه خبر؟ رفت به ابن زیاد گفت این کی بود؟ گفت این یکی از دوستان ما بود در شام، سوریه، مدتی بود ندیده بودمش حالا آمده بود با او حال و احوال کردم! گفت هان! فهمیدم قضیه را. برگشت منزل رفت نگاه کرد دید در اتاق قفل است در را باز کرد دید رشید بدبخت نشسته آن گوشه گفت کجایی بابا خسته شدیم در را بستی؟ تاریکی فلان! گفت حالا دیگر هر وقت می‌خواهی بیایی این جا بیا، هر وقت می‌خواهی برو هر کاری دلت می‌خواهد بکن خیالش راحت شد بنده خدا، دلش تاپ تاپ می‌کرد دیگر، این.

  • یک روز امام باقر علیه السلام نشسته بودند با اصحاب جابر بن یزید جعفی آمد نه جابر بن عبداللَه انصاری، جابر بن یزید جعفی، آن جابربن عبداللَه به این مراتب نرسیده بوده، آدم خوبی بوده بسیار آدم خوب و بزرگواری بوده ولیکن جابر بن یزید چیز دیگری بوده مراتبش اصلا فرق می‌کرده، شکل و سرشتش تفاوت داشت. آمد و شروع کردند صحبت کردن، یکی از افراد رو کرد به امام باقر گفت دیشب جابر منزل ما بود خیلی مطالب عالی گفت و فلان، یارو گفت اِ دیشب که منزل ما بود سومی‌گفت نه بابا ساعت فلان دیشب در خانۀ ما بود یکدفعه اینها به همدیگر نگاه کردند قضیۀ جابر لو رفت حضرت رو کردند به او که این کارها چیست که می‌کنی؟ از این کارها نکن اینها چیز نیست.

  • خب حالا شما می‌توانید از این کارها بکنید؟ در عین این که نشستید در این جا ساعت ده و دو دقیقۀ شب سه شنبه عین این که در این جا حضور دارید در همین لحظه در فلان مجلس رفیقتان در طهران باشید؟ می‌شود؟ خب نمی‌گویم انشاءاللَه چون چیز مهمی‌نیست ولی بنده خودم در ارتباط با بعضی از دوستان این مسئله را دیدم، در زمانهای گذشته در زمانهای سابق.

/ 0