اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت مساله ظلّ و سایه در اصطلاح اهل معرفت

15٬069
سال 1428

فقره: أدعوك يا سيدي بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه، ربِّ اُناجيك بقلبٍ قد أوبقه جرمُه. 1 مناجات با پروردگار متعال و رؤيت حقيقت توحيد پروردگار متعال وابسته به وجود سنخيت ميان فرد و پروردگار متعال مي‌باشد. 2 توضيحي در ارتباط با معناي كلمۀ ظلّ و سايه در اصطلاح اهل معرفت و اصطلاح عرف. 3 ذكر تشبيهي لطيف در تبيين رابطۀ ميان ظلّ و سايه و صاحب سايه. 4 سايه عبارتست از ظهور و بروز خفيف تجلّي نفس حقيقت مجرده اُولي. 5 انفكاك و جدايي ميان سايه و صاحب آن محال مي‌باشد. 6 توضيحي در ارتباط با فرمايش پيامبر اكرم صلوات اللَه عليه: لا يزني الزاني حين يزني و هو مؤمن. 7 بيان مراتب ايمان و توضيح آن. 8 ذكر حكايتي در ارتباط با تقاضاي حضرت آدم عليه السلام از پروردگار متعال در بخشيدن مقداري از عمر خويش به حضرت داوود عليه السلام. 9 توضيحي در ارتباط با حقيقت مقام و جايگاه پيامبر اكرم و ائمه اطهار عليهم السلام و ميزان مرآتيّت ايشان نسبت به پروردگار متعال. 10 تفسير آيه شريفه:( يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ) .

حقیقت مساله ظلّ و سایه در اصطلاح اهل معرفت

توضیحات:

فقره: أدعوك يا سيدي بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه، ربِّ اُناجيك بقلبٍ قد أوبقه جرمُه. 1 مناجات با پروردگار متعال و رؤيت حقيقت توحيد پروردگار متعال وابسته به وجود سنخيت ميان فرد و پروردگار متعال مي‌باشد. 2 توضيحي در ارتباط با معناي كلمۀ ظلّ و سايه در اصطلاح اهل معرفت و اصطلاح عرف. 3 ذكر تشبيهي لطيف در تبيين رابطۀ ميان ظلّ و سايه و صاحب سايه. 4 سايه عبارتست از ظهور و بروز خفيف تجلّي نفس حقيقت مجرده اُولي. 5 انفكاك و جدايي ميان سايه و صاحب آن محال مي‌باشد. 6 توضيحي در ارتباط با فرمايش پيامبر اكرم صلوات اللَه عليه: لا يزني الزاني حين يزني و هو مؤمن. 7 بيان مراتب ايمان و توضيح آن. 8 ذكر حكايتي در ارتباط با تقاضاي حضرت آدم عليه السلام از پروردگار متعال در بخشيدن مقداري از عمر خويش به حضرت داوود عليه السلام. 9 توضيحي در ارتباط با حقيقت مقام و جايگاه پيامبر اكرم و ائمه اطهار عليهم السلام و ميزان مرآتيّت ايشان نسبت به پروردگار متعال. 10 تفسير آيه شريفه:( يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ) .

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت مساله ظلّ و سایه در اصطلاح اهل معرفت

13
  • خدا رحمت کند استادمان «مرحوم آقای غروی» را، ایشان در بعضی از این مسائل بودند و مطالبی هم به بنده می‌فرمودند، اگر چیزی از ایشان سؤال می‌کردیم، می‌فرمودند: دو سه روز به بنده مهلت بدهید، (نشده بود بنده راجع به این مسائل چیزی از ایشان بخواهم، خود ایشان گاهی اوقات به بنده می‌گفتند) ایشان از جمله افرادی بود که در این دنیا نخواستند خودشان را به تعلّقات را آلوده کنند، به هواها و به جاه و مقام و به باند بازی‌ها، به حزب بازی‌ها و به داد و ستدهای کثیف و پست و ذلّت‌بار خودشان را نخواستند آلوده کنند، در کناری بودند و سرشان به کار خودشان بود و به همان مقداری که مقتضای سعه وجودی آن‌ها بود، خواستند که سالم باشند و سالم بروند. خاطرات زیادی با ایشان داشتیم و واقعاً امثال اینها کم هستند، مخصوصاً در این زمانه که کمتر هم شده‌اند.

  • زمانه بد زمانه‌ای شده است، (زرق و برق دنیا آمده و جای معنویات را گرفته موقعیت‌های اجتماعی آمده و ارزش‌ها را کنار زده، عدل و انصاف را به کناری برده، وجدانیت و نوع دوستی و احساس عطوفت و انسانیت به خمودگی گراییده، حبّ مقام و حبّ جاه بر همه وجود افراد، سیطره و احاطه پیدا کرده، خدا و پیغمبر و ملائکه و دین و امام بازیچه اعمال و نیات نفسانی شده و دستآویزی برای عروج بر نرده‌بام ترقّی شده است. خیلی بد شده و چقدر باید شاکر باشد آن بنده‌ای که خداوند او را توفیق بدهد که از این مطالب بگذرد و خداوند را شکر کند بر ادراک حقیقت و ادراک واقعیت، واقعاً باید خدا را شکر کرد، بنده این مطلب را به ضرص قاطع می‌گویم، گرچه خود عامل نیستیم و در این مسئله خیلی کوتاه هستیم، ولی در آن ایمان اولی که اعتقاد است و علم به حقایق است، در آن مطلب به ضرص قاطع می‌گویم و در روز قیامت هم پاسخ‌گو هستم، مکتبی را که بزرگان از اولیای الهی ارائه دادند و در این راه جان فشانی کردند و حقیقت را بیان کردند، آن مکتب، مکتبی است که فقط او می‌تواند دست ما را بگیرد و دیگر هیچ خبری نیست، هیچ خبری نیست، هیچ خبری نیست آنچه را که می‌تواند به درد این طرف و آن طرف ما بخورد، همین مطالبی است که از بزرگان نقل شده است. همین‌هایی است که گفته‌اند و در کتاب‌هایشان نوشته‌اند و به آن توصیه کرده‌اند و غیر از این همه (... كسَرابٍ بِقِيعَةٍ يحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يجِدْهُ شَيئاً النور، ٣٩ ...) تمام اینها اعتبارات است و هوا است، منتهی هوا فرق می‌کند تا هوا، صورتش فرق می‌کند دنیا دنیاست صورتش فرق می‌کند، مسائلش فرق می‌کند.

/ 222