اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی حیثیت واقعی اشیاء و کیفیت شهادت آنها

14٬791
سال 1428

فقره: أدعوك يا سيدي بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه، ربِّ اُناجيك بقلبٍ قد أوبقه جرمُه 1 توضيحي در ارتباط با معناي اين فقرۀ شريفه از كلام امام سجاد عليه السلام. 2 توضيحي در ارتباط با معناي حقّ و حقيقت. 3 فردي كه چشم قلب و ديدۀ باطن او منفتح شده است همۀ امور در عالم هستي را از دريچۀ واقعيت و حيثيت تكويني آنها مشاهده و نظاره مي‌كند. 4 لزوم داشتن حسن ظنّ نسبت به برادر مؤمن و ذكر حكايتي در ارتباط با آن. 5 بيان برخي از ظرائف و دقايق مسير سير و سلوك الهي. 6 سوءاستفاده فردي از نام مرحوم علامه طهراني و عملكرد كريمانۀ مرحوم علامه. 7 اولياء الهي بدنبال دعوت افراد بسوي شخصيت و سِمَت و شئون خود نمي‌باشند. 8 اولياء الهي از همراهي كردن ايشان توسط افراد بشدت پرهيز مي‌كردند. 9 توضيحي در ارتباط با آيه شريفه:( شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ) . 10 تفسير بخشهاي از دعاي قنوت: اللَهم اجعل في قلبي نوراً و في بصري نوراً.

بررسی حیثیت واقعی اشیاء و کیفیت شهادت آنها

توضیحات:

فقره: أدعوك يا سيدي بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه، ربِّ اُناجيك بقلبٍ قد أوبقه جرمُه 1 توضيحي در ارتباط با معناي اين فقرۀ شريفه از كلام امام سجاد عليه السلام. 2 توضيحي در ارتباط با معناي حقّ و حقيقت. 3 فردي كه چشم قلب و ديدۀ باطن او منفتح شده است همۀ امور در عالم هستي را از دريچۀ واقعيت و حيثيت تكويني آنها مشاهده و نظاره مي‌كند. 4 لزوم داشتن حسن ظنّ نسبت به برادر مؤمن و ذكر حكايتي در ارتباط با آن. 5 بيان برخي از ظرائف و دقايق مسير سير و سلوك الهي. 6 سوءاستفاده فردي از نام مرحوم علامه طهراني و عملكرد كريمانۀ مرحوم علامه. 7 اولياء الهي بدنبال دعوت افراد بسوي شخصيت و سِمَت و شئون خود نمي‌باشند. 8 اولياء الهي از همراهي كردن ايشان توسط افراد بشدت پرهيز مي‌كردند. 9 توضيحي در ارتباط با آيه شريفه:( شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ) . 10 تفسير بخشهاي از دعاي قنوت: اللَهم اجعل في قلبي نوراً و في بصري نوراً.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی حیثیت واقعی اشیاء و کیفیت شهادت آنها

13
  • خرد را نیست تاب نور آن روی‌***برو از بهر او چشمی دگر جوی‌
  • دو چشم فلسفی چون بود احول‌***زوحدت دیدن حق شد معطل‌
  • چشم فلسفی خدا را در مقابل خود قرار می‌دهد و راجع به خدا حکم می‌کند، خدا این است و آن است، خدا مجرد است و خدا ماده نیست وجود منتمس در ذات حق است ذات حق بسیط است و ذات حق صرافت دارد ذات حق دارای اوصاف است و دارای اسماء است اسماء و صفات لازمه و متراقشه و همینطور دارد خدا را در مقابل می‌بیند و از خود غافل است که خودت کجای این قضیه قرار داری؟ خودت کجای این مجموعه واقع شدی؟ آیا توانستی حقیقت خود را ادراک نکنی؟ می‌گوید نه من نمی‌توانم، آیا توانستی مانند یک عارف فقط یک حقیقت را مشاهده کنی و خود را نبینی؟ می‌گوید نه من دارم این همه صغری و کبری می‌چینم و این هم نتیجه، درست هم می‌چینم و اینها همه از نقطه‌ی نظر عقلی و از نقطه‌ی نظر منطقی درست است ولی آیا به آن حقیقت صغری و کبری هم رسیدی؟ تو که داری این حلوا را خوب تعریف می‌کنی، حلوای زعفرانی! بَه بَه بَه! این حلوای شیرین معطر زعفرانی و شیرینِ جا افتاده، وقتی که تعریف می‌کنی دهانت هم شیرین شد یا نه؟ می‌گوید نه نشد، بله این تعریف باعث می‌شود که مخاطب برود لوازم و معدات را تهیه کند و یک حلوای حسابی بپزد و بنده و سرکار را هم دعوت کند تا خدا به او ثواب بدهد، این مقدارش را قبول داریم این مقدارش درست است این مقدار که هدایت می‌کند و راهنمایی می‌کند درست است ولی جان شیرین نمی‌شود احساسی که از خوردن‌ حلوا هست صد سال پیدا نمی‌شود همش بگو حلوا شیرین است و تسبیح بیانداز وقتی یک قاشق از آن حلوا نوش جان کردید می‌گویید این یک چیز دیگر است آن حالتی که برای شما است صد سال قبل از این حاصل نمی‌شود، این، خوردن می‌خواهد، این حقیقت، عمل کردن می‌خواهد و مراقبه می‌خواهد و این مرتبه، مجاهده می‌خواهد و وصول به این مرتبه، ریاضت می‌خواهد کار می‌خواهد،

/ 260