
تفاوت اولیاء الهی و اصحاب خاص ائمه با سایر افراد
فقره: أدعوك يا سيدي بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه، ربِّ اُناجيك بقلبٍ قد أوبقه جرمُه 1 انكشاف حقيقت توحيد براي افراد با مطالعه و يادگيري علوم فقه و فلسفه و عرفان نظري حاصل نميشود. 2 بيان تفاوت ميان علم عرفان و فلسفه و علم فقه اصطلاحي در ايجاد شناخت و معرفت نسبت به پروردگار متعال. 3 توضيحي در ارتباط با جايگاه علم فقه و كارآمدي آن. 4 تفاوت ميان سلمان و اصحاب خاص ائمه اطهار عليهم السلام با ساير ياران و اصحاب ايشان در چه امري ميباشد. 5 توضيحي در ارتباط با فرمايش رسول اكرم صلوات اللَه عليه نسبت به جايگاه والاي سلمان فارسي: لو علم اباذر ما في قلب سلمان لكفَّره اَو قتله. 6 بيان يكي از اسرار الهي در فرمايش مرحوم حداد رضوان اللَه عليه در ارتباط با علت حسادت شيطان نسبت به انسان و مطرود شدن او از درگاه ربوبي. 7 توضيحي در ارتباط با عبارت والمخلِصون في خطرٍ عظيم. 8 در بسياري از موارد شيطان از دريچۀ تكاليف الهي و امور شرعي در افراد نفوذ كرده و آنها را گمراه ميكند.
تفاوت اولیاء الهی و اصحاب خاص ائمه با سایر افراد
توضیحات:
فقره: أدعوك يا سيدي بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه، ربِّ اُناجيك بقلبٍ قد أوبقه جرمُه 1 انكشاف حقيقت توحيد براي افراد با مطالعه و يادگيري علوم فقه و فلسفه و عرفان نظري حاصل نميشود. 2 بيان تفاوت ميان علم عرفان و فلسفه و علم فقه اصطلاحي در ايجاد شناخت و معرفت نسبت به پروردگار متعال. 3 توضيحي در ارتباط با جايگاه علم فقه و كارآمدي آن. 4 تفاوت ميان سلمان و اصحاب خاص ائمه اطهار عليهم السلام با ساير ياران و اصحاب ايشان در چه امري ميباشد. 5 توضيحي در ارتباط با فرمايش رسول اكرم صلوات اللَه عليه نسبت به جايگاه والاي سلمان فارسي: لو علم اباذر ما في قلب سلمان لكفَّره اَو قتله. 6 بيان يكي از اسرار الهي در فرمايش مرحوم حداد رضوان اللَه عليه در ارتباط با علت حسادت شيطان نسبت به انسان و مطرود شدن او از درگاه ربوبي. 7 توضيحي در ارتباط با عبارت والمخلِصون في خطرٍ عظيم. 8 در بسياري از موارد شيطان از دريچۀ تكاليف الهي و امور شرعي در افراد نفوذ كرده و آنها را گمراه ميكند.
تفاوت اولیاء الهی و اصحاب خاص ائمه با سایر افراد
7شاگردان مرحوم آقا شما خیال نکنید خیلی از کسانی که آمدند و بعد رفتند و اینها، اینها چه می کردند و کار حرام انجام می دادند! نه! اینطور نبود اهل نماز شب بودند و اهل ذکر و ورد بودند اهل توجه بودند اهل مشاهده و مکاشفه بودند و بنده در جریان اینها و در ارتباط اینها بودم، می دیدم و می شنیدم، مسائل را از اینها میشنیدم ولی در همان وقت با تمام این خصوصیات ظاهر با تمام این رعایت های ظاهر با تمام این اخلاص ظاهری، اخلاص ظاهری نه اخلاص حقیقی و واقعی، با همۀ این اخلاص ظاهری آن ته ته قضیه جدا بود چسب نداشت، به قول مرحوم آقا چسب را اینها از دست داده بودند، چسب که از دست داده بشود مانند سیبی میماند که ـ ته سیب که به درخت متصل است و از آنجا ارتزاق میشود ـ آن دمش شکسته شده است سیب از درخت نیفتاده ولی دیگر ارتزاق نمی شود و دیگر در معرض همۀ خطرات قرار می گیرد، خورشید بر او می تابد تا وقتی که تا امروز می تابید چون از منبع به آن مایعات می رسید و مواد می رسید تابش آفتاب باعث رشدش و شیرینی اش بود از امروز آن تابش آفتاب باعث گندیدگی آن می شود شمارش معکوس برای تخریب و از بین رفتن او زده میشود باد تا دیروز ـ خیلی دقت کنید چه میگویم ـ نه تنها برای او مضر نبود بلکه موجب منفعت او بود این درخت می گویند اگر برای همیشه ثابت بماند از بین می رود باید درخت حرکت کند این حرکت کردن ریشه را تقویت می کند و باعث رشد و شکوفایی می شود این باد های مخالف از هر طرف، هیچ کاری به این نداشت از این طرف به آن طرف می رفت و حرکت می کرد و بعد هم که باد می ایستاد سیب هم می ایستاد متصل به منبع بود و متصل به درخت بود بادها نمی توانستند او را از جای خود منحرف کنند همین که این قطع شد هر بادی یک تاثیر منفی در سلامت و صحت سیب گذاشت ضربه هایی که می آمد این ضربه ها در آن حدی نبود که در آن اثر بگذارد ولی به محض اینکه از فردا ضربه ای به این بخورد همان ضربه می ماند و شروع می کند به انتشار و شروع می کند به از بین رفتن، چرا ؟ چون از آن اصل قطع شد. سیب هست و قرمز و قشنگ هم هست ولی دیگر به اصل متصل نیست فقط بند به درخت است فرقی نمی کند که چه بند باشد یا نباشد.
