
منشا و سرچشمه سخنان ائمه اطهار و اولیاء الهی
فقره دعا :ادعوک یا ربِّ راهباً راغباً راجیاً خائفاً اذا رأیت مولای ذنوبی فزعت واذا رأیت کرمک طمعت. 1 تفسیر این فقره شریفه از کلام امام سجاد علیه السلام: ادعوک یا ربِّ راهباً راغباً راجیاً خائفاً. 2 تفسیر این فقره شریفه از کلام امام سجاد علیه السلام:ادعوک یا سیدی بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه. 3 ائمه اطهار علیهم السلام و اولیاءالی اللَه همه یک هدف را بیان می کنند و بدنبال آن حرکت کنند. 4 چرا حقیقت سخنان ائمه اطهار علیهم السلام و عرفا باللَه حکایت از یک حقیقت واحد می کند. 5 تفسیر آیه شریفه: أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها. 6 سید الشهداء علیه السلام اگر بجای امام حسن علیه السلام بود همان صلح را با معاویه می کردکه برادرش امام مجتبی علیه السلام کرد. 7 ما در اسلام حسنی وحسینی نداریم. 8 بیان تفاوت ائمه اطهار علیهم السلام با یکدیگر ازحیث ظاهر وخصوصیت شواکل نفسانی. 9 ائمه اطهار علیهم السلام از حیث مقام امامت ومحقق شدن به حقیقت مقام ولایت هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند. 10 دیدگاه نادرست افراد در تفسیر برخی ازعبارات شریفۀ دعای ابو حمزه ثمالی. 11 چرا بدن امام سجاد علیه السلام درهنگام احرام بستن به لرزه و ارتعاش در می آید. 12 امام علیه السلام بقاء باللَه را طرفه العینی در احوال وسکنات خود ترک نمی کند. 13 پرده برداری امام سجاد علیه السلام از یک واقعیت وحقیقت ظریف توحیدی در عبارت اَدعوک یا سیدی بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه. 14 بیان معنای راهب وخائف در کلام امام سجاد علیه السلام.
منشا و سرچشمه سخنان ائمه اطهار و اولیاء الهی
توضیحات:
فقره دعا :ادعوک یا ربِّ راهباً راغباً راجیاً خائفاً اذا رأیت مولای ذنوبی فزعت واذا رأیت کرمک طمعت. 1 تفسیر این فقره شریفه از کلام امام سجاد علیه السلام: ادعوک یا ربِّ راهباً راغباً راجیاً خائفاً. 2 تفسیر این فقره شریفه از کلام امام سجاد علیه السلام:ادعوک یا سیدی بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه. 3 ائمه اطهار علیهم السلام و اولیاءالی اللَه همه یک هدف را بیان می کنند و بدنبال آن حرکت کنند. 4 چرا حقیقت سخنان ائمه اطهار علیهم السلام و عرفا باللَه حکایت از یک حقیقت واحد می کند. 5 تفسیر آیه شریفه: أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها. 6 سید الشهداء علیه السلام اگر بجای امام حسن علیه السلام بود همان صلح را با معاویه می کردکه برادرش امام مجتبی علیه السلام کرد. 7 ما در اسلام حسنی وحسینی نداریم. 8 بیان تفاوت ائمه اطهار علیهم السلام با یکدیگر ازحیث ظاهر وخصوصیت شواکل نفسانی. 9 ائمه اطهار علیهم السلام از حیث مقام امامت ومحقق شدن به حقیقت مقام ولایت هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند. 10 دیدگاه نادرست افراد در تفسیر برخی ازعبارات شریفۀ دعای ابو حمزه ثمالی. 11 چرا بدن امام سجاد علیه السلام درهنگام احرام بستن به لرزه و ارتعاش در می آید. 12 امام علیه السلام بقاء باللَه را طرفه العینی در احوال وسکنات خود ترک نمی کند. 13 پرده برداری امام سجاد علیه السلام از یک واقعیت وحقیقت ظریف توحیدی در عبارت اَدعوک یا سیدی بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه. 14 بیان معنای راهب وخائف در کلام امام سجاد علیه السلام.
منشا و سرچشمه سخنان ائمه اطهار و اولیاء الهی
15آنچه که در آن طرف میخواهند عرضه نمایی نیست خودنمایی نیست این منم نیست این در اینجا نیست، این را داری از ما خرج میکنی از خودت چه داری که خرج کنی؟ میگویی علم دارم این را ما به تو دادیم پس از ما خرج کردی! میگویی من در اینجا چه هستم؟ من در اینجا فرض کنید که فلان مقدار درس خواندم، باز از ما خرج کردی، آن عقلی که رفتی با آن درس خواندی اگر ما یک شب از تو میگرفتیم فردا مثل دیوانه میرفتی سر کلاس حاضر میشدی.
در یک مقالهای بود اخیرا خواندم، نمیدانم حدود یک ماه پیش بود خواندم خیلی خوشم آمد دیدم ا برای این بنده خدا هم اتفاق افتاده بوده، مرحوم آقا شیخ محمد حسین کمپانی ایشان بسیار مرد بزرگی بود یعنی از زهاد و صلحا و حکما و تارک دنیا و بسیار اهل کشف و باطن، با بقیه خیلی فرق میکرد، تفاوت از زمین تا آسمان داشتند مرحوم آقا شیخ محمد حسین کمپانی از افرادی است که ما در بحثها و درسهای خودمان یکی از مدارک اصلی مطالبِ ما، خب مطالبِ ایشان است، طرح مسائل ایشان است به طور کلی میشود گفت ایشان بسیار مرد نابغهای بود و اصلا تارک بود و پدرش از تجار بغداد بود، کمپانی هم که میگویند برای این میگویند که یک کمپانی در کاظمین و بغداد داشته ایشان و تمام اموالش را در راه خدا داد و فلان، به طوری که در آخر عمر حتی خانهی ملکی نداشت، در خانهی مستأجری زندگی میکرد، واقعا چه کسانی بودند!
شاگردان ایشان میگویند یک روزی آمدند سر درس بحث را گفتند. فردایش آمدند دیدند دوباره فردا همان بحث را گفتند، ا شما که دیروز این را گفته بودید! همین بحث را مطرح کردید! روز سوم آمدند باز همان را دوباره تکرار کردند، به اصطلاح بحث دو روز قبل را تکرار کردند و ....، اینجا دیگر شاگردان صدایشان درآمد، آقا قضیهای اتفاق افتاده؟ شما سه روز است دارید یک حرف را میزنید، خب هی عوض میکنید ...! خود ما هم در بحث ها و مباحثات خودمان تکرار میکنیم ولی تکرار علت دارد یعنی هر روز یک پردهی دیگر باز میکنیم تا اینکه برسد به آن مطلب، قضیه روشن بشود و زوایای آن از جهات مختلف بررسی بشود ولی نه اینکه دیگر عین همان مثل ضبط صوت، امروز یک چیزی فردا هم همان و پس فردا هم همان و روز چهارم هم همان، چه شده؟ قضیه چیست؟ مسله چیست؟ ایشان خندیدند و گفتند که انشاءاللَه فردا غیر از این خواهد شد، یک خاطری برای من پیش آمد یک مسئلهای برای من پیش آمد یک خطوری بر ذهنم کرد خدا عقل من را در این سه روز بست، من دیگر هیچ چیزی نفهمیدم و امروز روز سوم است و حالا اعتراف کردم و وضعتیم و .....، از فردا شروع کردند و تتمهی بحث را ادامه دادند.
