
منشا رغبت و نگرانی امام سجاد علیه السلام از خداوند متعال
فقره دعا :ادعوک یا ربِّ راهباً راغباً راجیاً خائفاً. 1 تفاوت طلب وخواست افراد براساس تفاوت مراتب مدعو ایشان می باشد. 2 اساس روابط وتعاملات افراد بر پایه دنیا ومنافع آن می باشد. 3 مخالفت مالک بن نویره با خلافت خلیفه اول و عدم پرداخت زکات از طرف او منجر به قتل و کشته شدن او شد. 4 حمایت خالد بن ولید از خلیفه اول مانع از اجرای حد بر علیه او شد. 5 کیفیت نظر پروردگار متعال و اولیاء الهی به انسانها. 6 تفاوت میان کیفیت تعامل وبرخورد اولیاءالهی وسایر اشخاص با مردم. 7 چرا امام سجاد علیه السلام همراه با خوف و رهبت پروردگار متعال را می خواند. 8 درگاه پروردگار از افراد ذلت ومسکنت وخضوع وفقر را می خرد نه اعتبار و انانیت و عناوین را. 9 کیفیت برخورد امام رضا علیه السلام با غلامان و خادمان خود. 10 درد افراد در راه ومکتب عرفان درد عبودیت وفراق وهجران پروردگار است نه درد دنیا ومسائل آن. 11 توضیحی در ارتباط با حدیث پیامبر اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در ارتباط با وطن حقیقی افراد: حب الوطن من الایمان. 12 بیان برخی از خصوصیات وویژگی های اولیاء الهی. 13 تفسیر آیه شریفه: وقدمنا الی ما عملوا من عمل فجعلناه هباء منثورا. 14 بیان تفاوت میان شوق وامید با میل ورغبت و تطبیق آن بر فرمایش امام سجاد علیه السلام. 15 فرمایش مرحوم آیت اللَه خویی در عدم نیاز و احتیاج افراد به راه ومسیر عرفان وسیر وسلوک وپاسخ آن. 16 توصیه مرحوم قاضی نسبت به زیارت دو مکان مهم در عتبات عالیات. 17 آنچه بر عهده افراد می باشد اینست که براساس وظیفه و تکلیف خود عمل کرده و قبل از دلسوزی برای مردم به فکر خود باشند. 18 تفسیر نادرست برخی از افراد از آیه : وذالنون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدرعلیه وپاسخ آن.
منشا رغبت و نگرانی امام سجاد علیه السلام از خداوند متعال
13میگویند آقا نماز شب چیست؟ آقا این حرفها چیست؟ ما باید به این امور بپردازیم به امور دنیا بپردازیم نیازی به این مطالب نیست، ذکر و فلان و این مطالب چیست؟ همین حرفهایی که به مرحوم آقا میزدند در نجف، بزرگان نجف این حرفها را میزدند به مرحوم آقا! آقای آسید محمد حسین پرداختن به اینها ضرورتی ندارد اینها مسائلی است که خود به خود برای انسان حاصل میشود! هان؟ حاصل میشود؟ حالا ما یک سوال از آنها میکنیم جناب بزرگوار که شما این مطلب را میفرمایید و از باب نصیحت توصیه میکنید که طلبه باید درسش را بخواند، خب البته پدر ما شاگرد تنبلی نبوده اول شاگرد درس حوزهی نجف بوده ایشان. حالا شما که این نصیحت را میکنید چند سال از عمر مبارک گذشته است؟ نود سال. پدر ما چند سال از عمرشان گذشته؟ هفتاد سال. ما شما دوتا را بغل هم مینشانیم بعد از شما سوال میکنیم پاسخ شما را در کنار پاسخ ایشان قرار میدهیم آن وقت باید عاقلان قضاوت کنند که آیا بدون سلوک انسان میتواند برسد یا نه؟ یک سوال از شما میکنیم آن سوال را هر دو جواب بدهید، بنویسید، روی کاغذ بنویسید، حالا به حال و این مطالب اصلا کاری نداریم، به اینکه این در کجا هست و در چه مسائلی هست و چه اموری از او متمشی است و چه مطالبی از او سر میزند، اصلا به او کاری نداریم اصلا عقل ما هم نمیرسد، یک سوال میکنیم روایتهای امام صادق را ایشان خوانده شما هم خواندی، در اعتقادات شما اطلاع دارید ایشان هم دارند در فقه اطلاع دارید ایشان هم دارند در همه چیز دیگر، در مسائل، آنچه را که تا به حال با آن سر و کار داشتید پاسختان را ما در کنار هم قرار میدهیم بعدا قضاوت با که؟ با اهل اطلاع، مطلب تمام است. اینجا جای مخفی کاری نیست اینجا جای قایم باشک بازی نیست اینجا جای این نیست که سر شیره بمالند که آقا بیا ....! جای این حرفها نیست. دو دوتا چهارتا، افرادی که در آن مسیرند راهشان مشخص مقصد مشخص و نتیجه مشخص، افرادی هم که در این مسیرند و به این مسائل بپردازند و به این زد و بستها بپردازند و به این باند و باند بازیها بپردازند و امروز به فردا و فردا به پس فردا ....!
