
علت نگرانی امام سجاد علیه السلام ازخواندن خداوند متعال
فقره دعا :ادعوک یا ربِّ راهباً راغباً راجیاً خائفاً 1 بیان تفاوت میان معنای رهبت و خوف. 2 امام علیه السلام حقیقة در وجود خود احساس رهبت و خوف و رغبت و رجاء می کند. 3 علت وجود خوف و رغبت در امام سجاد علیه السلام در قبال پروردگار متعال چه می باشد. 4 بیان برخی از مراتب روزه و فوائد مترتب برآن. 5 معنای غیبت وشدت عقوبت وآثار سوء آن بر نفس. 6 توضیحی در ارتباط با حکمت وعلت حرمت غیبت در اسلام. 7 توضیحی در ارتباط با کیفیت و مراتب عصمت ائمه علیهم السلام. 8 انتقادات واعتراضات برخی از افراد نادان وجاهل نسبت به کتاب وظیفه فرد مسلمان در حکومت اسلام. 9 آنچه بر عهده اهل علم می باشد تنها بیان حقایق امور براساس میزان فهم خود بدون اعمال نظرشخصی می باشد. 10 در صورتی که فرد چشم خود را به روی حقایق بسته ویا دست به تحریف آنها بزند خداوند قلب و دل او را از ادراک واقع باز می دارد.
علت نگرانی امام سجاد علیه السلام ازخواندن خداوند متعال
توضیحات:
فقره دعا :ادعوک یا ربِّ راهباً راغباً راجیاً خائفاً 1 بیان تفاوت میان معنای رهبت و خوف. 2 امام علیه السلام حقیقة در وجود خود احساس رهبت و خوف و رغبت و رجاء می کند. 3 علت وجود خوف و رغبت در امام سجاد علیه السلام در قبال پروردگار متعال چه می باشد. 4 بیان برخی از مراتب روزه و فوائد مترتب برآن. 5 معنای غیبت وشدت عقوبت وآثار سوء آن بر نفس. 6 توضیحی در ارتباط با حکمت وعلت حرمت غیبت در اسلام. 7 توضیحی در ارتباط با کیفیت و مراتب عصمت ائمه علیهم السلام. 8 انتقادات واعتراضات برخی از افراد نادان وجاهل نسبت به کتاب وظیفه فرد مسلمان در حکومت اسلام. 9 آنچه بر عهده اهل علم می باشد تنها بیان حقایق امور براساس میزان فهم خود بدون اعمال نظرشخصی می باشد. 10 در صورتی که فرد چشم خود را به روی حقایق بسته ویا دست به تحریف آنها بزند خداوند قلب و دل او را از ادراک واقع باز می دارد.
علت نگرانی امام سجاد علیه السلام ازخواندن خداوند متعال
14مرحوم حاج میرزا حبیب خراسانی از بزرگان و فقها و مراجع نمره یک و صاحب نَفَس بوده ها! صاحب نفس و نفس بود و اهل باطن بود و در جریان مشروطه از مشهد میرود بیرون و در بیرون از مشهد، ولیکن ظاهرا اگر اشتباه نکرده باشم مثل اینکه با آن توطئهی آنها خلاصه از دنیا میرود مسمومش میکنند، این شعر را مرحوم آقا خیلی دوست داشتند این غزل کتاب دیوان حاج میرزا حبیب خراسانی را خیلی میخواندند، یادم است به رفقایشان هر از گاهی که میآمدند منزلشان، ایشان میفرمودند که از این دیوان برای ایشان بخوانند و یک چندتا غزل هم خدا صحت و عافیت و سلامتی بدهد به این رفیقمان حاج آقا جلال، ایشان در همان موقع چندتا غزل از حاج میرزا حبیب که یکی از آنها این است خوانده بودند و ایشان هم در همان موقع ضبط کرده بودند.
علی کل حال، انسان به این حد میرسد به این وضعیت میرسد که بیماری به جایی میرسد که ختم اللَه على قلوبهم، خدا میآید و روی این دلها را ختم میکند یعنی چشم دیگر واقع را نمیبیند چشم دیگر حقیقت را نمیبیند چشم فقط یک ظاهری را میبیند گوش فقط یک صدایی را میشنود. وقتی قلب بیمار است این است. عجیب است ها!
در این جریان کربلا شما وقتی که نگاه بکنید کاملا این معانی را مییابید واقعا میبینید. من عرض کردم بر فرض که حالا امام حسین آدم خلافی بوده، آمده مخالفت کرده، با حکومت یزید درافتاده، خیلی خب، یک مرد بزرگ [با] افراد آمده قیام کرده، آن هم لشگر فرستاده و غلبه کردند. حالا گیرم بر اینکه این طور بوده، ولی صحبت در این است، این بچهی شیرخواری که سیدالشهدا میآورد، یعنی این مسئله در چه قاموسی میگنجد که بردارند به این کیفیتِ فیجع به شهادت برسانند! حالا پدرش فرض کنید که آمده دارد با شما میجنگد، خیلی خب بجنگید بروید بجنگید، بزنید او را بکشید. خب بودند دیگر، بین دو طائفه، بین افراد، قبائل، نزاع بوده تخاصم بوده ده ساله را هم این کار را کردید هفت ساله را هم این کار را کردید سیزده ساله را هم این کار را کردید خیلی خب ولی یک بچهی چند ماهه عبداللَه رضیع، حضرت علی اصغر در بعضی عبداللَه رضیع، یکی است عبداللَه رضیع، آخر یک بچهی چند ماهه، انسان که هیچ! کدام حیوانی این [کار را میکند؟] حیوانات هم میفهمند اصلا حیوانات هم شعور دارند ادراک میکنند، امثالش و شواهدش دیده شده در یک همچنین قضایایی.
