
اهمیت نماز جمعه و كیفیت اقامۀ آن
فقره دعا: اِذَا رَأيتُ مَولاي ذُنُوبِي فَزِعتُ، وَ اِذَا رَأيتُ كَرَمَكَ طَمِعتُ 1 اهتمام مرحوم علّامه طهرانی نسبت به شرکت در نماز جمعه. 2 خطیب نماز جمعه باید جنبۀ ملکوتی و معنوی نماز جمعه را از جنبۀ سیاسی آن برتری دهد. 3 از جمله وظایف حاکم اسلامی نسبت به مردم بالا بردن سطح فکر و عقول ایشان می باشد. 4 ایجاد فضای اعتماد و باور اجتماعی از وظایف حکومت اسلامی است. 5 در حکومت اسلام همه افراد همچون دندانه های شانه یکسان می باشند و تنها تفاوت میان آنها تقوا است.
اهمیت نماز جمعه و كیفیت اقامۀ آن
توضیحات:
فقره دعا: اِذَا رَأيتُ مَولاي ذُنُوبِي فَزِعتُ، وَ اِذَا رَأيتُ كَرَمَكَ طَمِعتُ 1 اهتمام مرحوم علّامه طهرانی نسبت به شرکت در نماز جمعه. 2 خطیب نماز جمعه باید جنبۀ ملکوتی و معنوی نماز جمعه را از جنبۀ سیاسی آن برتری دهد. 3 از جمله وظایف حاکم اسلامی نسبت به مردم بالا بردن سطح فکر و عقول ایشان می باشد. 4 ایجاد فضای اعتماد و باور اجتماعی از وظایف حکومت اسلامی است. 5 در حکومت اسلام همه افراد همچون دندانه های شانه یکسان می باشند و تنها تفاوت میان آنها تقوا است.
اهمیت نماز جمعه و كیفیت اقامۀ آن
13این یکی از مطالبی است که خلاصه حکومت اسلام باید خیلی بیش از اینها به آن بها بدهد، خیلی بیش از اینها باید در این زمینه مایه بگذارد و خیلی بیشتر باید از نظر فرهنگی مردم را به آثار و به تبعات نمازجمعه و به برکات نمازجمعه و به خصوصیات نمازجمعه خیلی بیش از آنچه که تا به حال بوده باید مردم را آشنا کند و افراد بیایند و مطالبی را که احساس میکنند و میبینند و میفهمند بدون مسائل انحرافی بدون مطالب صارفه و مطالب مانعه باید در اختیار مردم بگذارند، خوب صحبت راجع به این کلام امام سجاد علیهالسّلام بود که امشب رفتیم در قضیه نمازجمعه خوب علی کل حال بالاخره اینها مطالب را بایستی که بدانند.
عرض شد که امام علیهالسّلام امام است و امام معصوم است و معصوم گرچه خطا نمیکند ولکن باید ببینیم که مطالبی را هم که میگوید آن مطالب هم مزاح نیست، بله امام علیهالسّلام خطا نمیکند و گناه از او متمشّی نمیشود و تمام وجود او وجود مطهر و وجود مقدس است و به طهارت مطلقه رسیده است، خوب این مطالبی هم که امام علیهالسّلام این مطالب را عرض میکند به پروردگار و از آن حضرت در خطاب به پروردگار سر میزند خوب این فقط یک جنبه تعارف دارد؟ یک جنبهای که فرض کنید مثل اینکه شاگردی در کنار استادش نشسته و هی به استاد میگوید ببخشید من در قبال شما چه بگویم! در حالی که هیچ فرق و تفاوتی بین او و بین آن استاد نیست چون بالاخره یک وقتی این شاگرد او بوده ولی الان هر چه که او دارد به این یاد داده و فقط فرقشان سن است که سن او بالاتر است و اولویتی دارد که به واسطه تعلیم به او پیدا کرده ولی از نظر تعلیمات تفاوتی ندارند و در یک سطح قرار دارند و این ادب است نه اینکه یک مطلب واقعی است، واقع این است که یکسان هستند، شاید شاگرد بیشتر از استاد هم بداند، خیلی از شاگردها هستند که بیشتر مطالعه کردهاند، مدارک بیشتری را خواندهاند و مراجع بیشتری را دیدهاند ولی در عین حال جنبه خضوع و راهنمایی و جنبهای که" ما در قبال شما نیستیم"، و جنبه تواضع همه وجود دارد و باید هم باشد، بالاخره شاگردی گفتهاند، استادی گفتهاند، اینها حساب و کتابی دارد، پدری، پسری .... رعایت این مسائل واقعا مهم است.
