اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

کیفیت تبیین برنامۀ زندگی انسان در دعای ابوحمزۀ ثمالی

14٬686
سال 1430

فقره دعا: اِذَا رَأيتُ مَولاي ذُنُوبِي فَزِعتُ، وَ اِذَا رَأيتُ كَرَمَكَ طَمِعتُ 1 علّامه طهرانی فقط بر اساس شرع حکم می نمود و راههای فرار از احکام را صحیح نمی دانست. 2 دستور مرحوم آقای حاج سیّد هاشم حدّاد به علّامه طهرانی در ارتباط با مهاجرت به مشهد مقدّس و شروع به تألیف دورۀ علوم و معارف اسلام. 3 برخورد شدید و تند مرحوم آیت اللَه حاج سیّد جمال الدین گلپایگانی با قائم مقام رفیع و عدم دریافت اموال ربوی به عنوان خمس.

کیفیت تبیین برنامۀ زندگی انسان در دعای ابوحمزۀ ثمالی

توضیحات:

فقره دعا: اِذَا رَأيتُ مَولاي ذُنُوبِي فَزِعتُ، وَ اِذَا رَأيتُ كَرَمَكَ طَمِعتُ 1 علّامه طهرانی فقط بر اساس شرع حکم می نمود و راههای فرار از احکام را صحیح نمی دانست. 2 دستور مرحوم آقای حاج سیّد هاشم حدّاد به علّامه طهرانی در ارتباط با مهاجرت به مشهد مقدّس و شروع به تألیف دورۀ علوم و معارف اسلام. 3 برخورد شدید و تند مرحوم آیت اللَه حاج سیّد جمال الدین گلپایگانی با قائم مقام رفیع و عدم دریافت اموال ربوی به عنوان خمس.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

کیفیت تبیین برنامۀ زندگی انسان در دعای ابوحمزۀ ثمالی

17
  • البته خوب در این جا مطالب دیگری هم هست که علی بن یقطین این طوری که در بعضی از اخبار است [روی زمین‌] خوابید و گفت باید پای خودت را روی صورت من بگذاری و فشار بدهی و بگویی که خدایا من از علی بن یقطین راضی شدم. یعنی می‌خواست خودش را بشکند، یعنی نفس خودش را ذلیل کند. گفت من این کار را نمی‌کنم. گفت «من از این منزل نمی‌روم تا تو این کار را انجام بدهی!». اینها این جوری بودند! وقتی آقا سید جمال رو می‌کند به آن قائم مقام و می‌گوید «تو اول علی بن یقطین باش»، بابا! علی بن یقطین این بود! شما فقط یک وزیری شنیدید و فلان و هر کسی هر غلطی می‌کند، [می‌گوید] خوب مگر علی بن یقطین نداشتیم؟ علی بن یقطین این جوری بود؟ به تو بگویند بالای چشمت ابرو است، طرف را به هزار و صد و نود تکه تقسیمش کرده‌ای! که یک تکه به گربه هم نمی‌رسد. چی چی علی بن یقطین؟! یک علی بن یقطین افتاده در دهانمان! درست؟ و روی زمین خوابید و گفت باید پایت را روی صورتم بگذاری و این پایش را گذاشته بود و اتفاقا جمّال بوده ظاهرا و پایش هم خشن بوده و می‌گفت باید بمالی به صورت من که من احساس کنم این خشونت را، احساس کنم تا دیگر از این غلطها نکنم! بدانم که هر عمل خلاف و خطایی که سر می‌زند، این جا باید پس بدهی. این جا بایستی که جبران کنی این مطلب را و او این کار را می‌کرد و گفت باید بگویی «خدایا من از تقصیر علی بن یقطین گذشتم» وقتی این کار را کرد، بلند شدند. همدیگر را ماچ کردند و معانقه کردند و آمد بیرون، و علی بن یقطین سوار شتر شد، به دو ثانیه رسید مدینه، و درِ خانه موسی بن جعفر رسید. و در زد و حضرت در را باز کردند و گفتند بفرمایید، حالا درست شدی! حالا درست شدی! نوش جانت. دیگر از این کارها نکن، دیگر از این مسائل نکن، و بعد ببینید همین علی بن یقطین با همین تربیت موسی بن جعفر، چقدر رفت بالا! دیگر این علی بن یقطین، با علی بن یقطین قبلی فرق داشت.

/ 613