
نیت ، ملاک ثواب و عقاب اعمال
فقره دعا: اِذَا رَأيتُ مَولاي ذُنُوبِي فَزِعتُ، وَ اِذَا رَأيتُ كَرَمَكَ طَمِعتُ 1 در مکتب شیعه فقط چهارده نفر هستند که کلامشان دارای عصمت است و بس. 2 بایزید بسطامی شش سال در منزل امام صادق علیه السلام به سقایی می پرداخته است. 3 از جمله فقهائی که قطعاً مورد نظر و تأیید امام زمان علیه السّلام بوده است، شیخ مفید رحمة اللَه علیه می باشد. 4 کسی که قصد زیارت امام رضا علیه السّلام را می کند فقط باید در نظر او امام باشد و قبل از زیارت امام نباید به زیارت اولیاء و بزرگان برود، نظیر مرحوم حاج ملا هادی سبزواری در سبزوار و بایزید بسطامی و شیخ ابوالحسن خرقانی در شاهرود و شیخ فرید الدین عطّار در نیشابور. 5 توضیحی در ارتباط با حقیقت معنای گناه.
نیت ، ملاک ثواب و عقاب اعمال
2اعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
اذَا رَایتُ مَولاىَ ذُنُوبِى فَزِعتُ، وَ اذَا رَایتُ کرَمَک طَمِعتُ فَان عَفَوتَ فَخَیرَ رَاحمٍ وَ انّ عَذَّبتَ فَغَیرُ ظَالِم.
ای مولای من وقتی نگاه به ذنوب و گناهان خود کنم دچار وحشت و خوف و نگرانی میشوم و وقتی که نگاه به کرم تو کنم مرا میل و طمع به نعمات تو فرامیگیرد.
دیشب خدمت رفقا عرض کردیم که کلام امام علیهالسّلام کلامش کلام معصوم است یعنی امام علیهالسّلام مطالبی که میفرماید و یا به پیشگاه خدا عرضه میدارد در هر دو جهت، کلامش دارای عصمت است و حتی خود ما که، یک افراد عادی هستیم و طبعاً اگر اعتراف به گناه کنیم همچنین کار بسیار سخت و شاقی نکردهایم، نه الحمدلله همه ما از این گناهان و از این ظلّات و از این خطاها الی ما شاءاللَه در پرونده مان داریم و اگر ما به خدا بگوییم که خدایا ما اهل گناهیم، خوب چطور، یک مطلب راستی است دیگر صحیح و راست و درست است. دیگر اشکالی در آن نیست.
عرض بنده این است که امام علیهالسّلام وقتی به خدا عرضه میدارد وقتی نگاه به گناهانم که میکنم مرا فزع در مییابد، از ما که گناهکارتریم، راست تر میگوید، از خود ما که واقعاً هم انجام دادیم، در خارج انجام دادیم، هر گناهی بخواهیم انجام دادیم، هر مخالف با رضای پروردگاری از ما سر زده، بله خوب معصوم که نیستیم، دچار خطا و سستی میشویم بعد هم خدا که، توبه را برای ما گذاشته است، دیگر اگر قرار بود که خدا بخشنده و کریم و بزرگوار و غافرالذنوب و اینها نباشد، خوب پس بنابراین دیگر بساط بهشت به طور کلی جمع میشد و به جای آن میبایست جهنّم را خیلی توسعه بدهد و طبقات آن را زیاد کند و فونداسیون آن را محکمتر کند بالاخره جمعیت و ثقل را باید بکشد، دیگر همه میروند در جهنّم و چندتایی میمانند یک انبیاء و فرض کنید ائمه و اولیا و اینها بقیه، پس این بقیه دیگر بایستی ثقلشان را تحمّل کند.
