
شراکت در أعمال خیر و شر دیگران بهواسطۀ رضایت از آن عمل
فقره دعا: اِذَا رَأيتُ مَولاي ذُنُوبِي فَزِعتُ، وَ اِذَا رَأيتُ كَرَمَكَ طَمِعتُ 1 توضیحی راجع به سخن جابر بن عبداللَه انصاری درهنگام ورود به سرزمین کربلا : شهادت می دهم من با شما بودم و هستم و در همۀ مصائبی که بر شما وارد شدند در آنها با شما شریک هستم. 2 توضیحی راجع به روایت جابر از رسول اکرم صلوات اللَه علیه :من رضیَ بعملٍ قوم فهو معهم ومن اَحبَّ قوماً فهو معهم. 3 چه فردی می تواند حقیقتاً ادعای محبت سید الشهداء علیهم السلام را بکند. 4 عظمت وعلوّ مقام وجایگاه و نقش بی بدیل حضرت زینب سلام اللَه علیها در واقعه کربلا. 5 کیفیت اداره امور و جمع میان وحدت وکثرت توسط حضرت زینب سلام اللَه علیها جز با حیازت همۀ مراتب توحید و رسیدن به مقام بقاء باللَه توسط ایشان امکان پذیر نبوده است.
شراکت در أعمال خیر و شر دیگران بهواسطۀ رضایت از آن عمل
15پس بنابراین جابر نباید بگوید که ما با شما هستیم چون جابر که انجام نداده بود، جابر که انجام نداد و آنهایی که آمدند و این جنایت تاریخ را مرتکب شدند و این فاجعه را آفریدند از لشگر یزید وعمر سعد وشمر و سنان و امثال ذلک و عبیداللَه و اینها، آیا خود آن عمل آنها، عمل گناه بوده، اگر خود او بوده پس کسانی که بعد آمدند آنها نباید در آن گناه و در آن جرم و در آن ظلم شریک باشند؟!
پس چرا امام سجاد علیهالسّلام فرمود: (اللَهم العَن بَنی امیه قاطبه لانهم رَضَوا بِفِعالِ آبائِهِم) خدایا همه بنی امیه را لعن کن زیرا اینها به عمل آبائشان راضی و خشنود هستند، بنی امیه که بعد از صدسال آمدند از دویست سال بنیامیه، بنی مروان که آمدند اینها سلطنت کردند، بنی عباس که آمدند و روی بنی امیه را سفید کردند، سفید کردند روی بنی امیه را، از جنایتشان به اسم اسلام آمدند جنایت کردند، جنایتی که رو دست جنایت بنی امیه و بنی مروان زدند، بنی عباس عجیب استها به اسم اسلام و به اسم متابعت از آن شریعت پیغمبر صلیاللَهعلیهوآله بله آقا ما پسر عم رسول اللَه است، هارون مگر نمیگفت ما پسر عم رسول اللَه، ما به خلافت از اینها اولی هستیم، آمدند به همان خونخواهی فرزند رسول اللَه آمدند بر اریکه سلطنت، آمدند مستولی شدند، و بعد یک یک همین فرزندان رسول اللَه را تکه تکه کردند!! هارون چکارکرد؟ منصور چکار کرد؟ مأمون چکار کرد؟ معتصم چکار کرد؟ متوکل چکار کرد؟ همه بنی عباس مگر نبودند؟! مگر همه خلیفه رسول اللَه نبودند، مگر همه اینها پسر عمو نمیدانستند، مگر اینها حکومت اسلامی تشکیل نداده بودند، میگفتند حکومت ما اسلامی است، وخطبه میخواندند نماز جمعه میخواندند، مگر همه اینها نماز جمعه نمیخواندند، شاعر میگوید ای کاش همین بنی امیه بودند شما آمدید روی بنی امیه را سفید کردید سفید کردید روی بنی امیه را از جنایاتی که به اسم اسلام وارد کردید!!
