اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شراکت در أعمال خیر و شر دیگران به‌واسطۀ رضایت از آن عمل

0
سال 1430

فقره دعا: اِذَا رَأيتُ مَولاي ذُنُوبِي فَزِعتُ، وَ اِذَا رَأيتُ كَرَمَكَ طَمِعتُ 1 توضیحی راجع به سخن جابر بن عبداللَه انصاری درهنگام ورود به سرزمین کربلا : شهادت می دهم من با شما بودم و هستم و در همۀ مصائبی که بر شما وارد شدند در آنها با شما شریک هستم. 2 توضیحی راجع به روایت جابر از رسول اکرم صلوات اللَه علیه :من رضیَ بعملٍ قوم فهو معهم ومن اَحبَّ قوماً فهو معهم. 3 چه فردی می تواند حقیقتاً ادعای محبت سید الشهداء علیهم السلام را بکند. 4 عظمت وعلوّ مقام وجایگاه و نقش بی بدیل حضرت زینب سلام اللَه علیها در واقعه کربلا. 5 کیفیت اداره امور و جمع میان وحدت وکثرت توسط حضرت زینب سلام اللَه علیها جز با حیازت همۀ مراتب توحید و رسیدن به مقام بقاء باللَه توسط ایشان امکان پذیر نبوده است.

شراکت در أعمال خیر و شر دیگران به‌واسطۀ رضایت از آن عمل

8
  • و جواب این است خدا می‌گوید نه من حاکمم و حکومت من حکومت به عدل است و به قسط است و بر اساس باطن، من حکم می‌کنم‌

  • ما درون را بنگریم و حال را***...
  • و حکومت من حکومت به عدل است، نگاه می‌کنم به تو می‌بینم که توی جابر بن عبداللَه، نه راست می‌گویی تو اگر بودی تا آخر می‌ایستادی، ده دفعه هم کشته می‌شدی باز دفعه یازدهم می‌گفتی من هستم، دراین جا مثل بقیه، مثل بقیه کسانی که در روز عاشورا بودند، ده دفعه اگر برای آنها کشته می‌شد می‌گفت بهتر! ده دفعه هم رویش، ده دفعه هم خلاصه این بهتر حالت خودمان را با محبوب خودمان هی بیشتر تکرار کنیم، واقعاً این چیزهایی که عرض می‌کنم اینها داشتند، آرزوی اینها این بود که به یک دفعه نمیرند، می‌گفتند یک دفعه برای ما حیف است حیف ماست که یکدفعه به تقی به تیری بخورد و بیافتیم حیف است که فرض کنید که شمشیری بخورد به قلبمان و چیز بکنیم واللَه اینها آرزو داشتند، که همین طور متوالیاً این قضیه برای آنها تکرار بشود و بتوانند هی بیشتر و بیشتر به آن معدن نور و منبع بهاء و عظمت سیدالشهداء علیه‌السّلام نزدیکتر کنند، هی خودشان می‌دیدند که با این عمل دارند نزدیکتر می‌شوند، پس دو بار بشوم، چرا یک بار؟! حالا که قرار است به این وسیله انسان راهی پیدا کند، برای وارد شدن در آن حرم و حریم خوب، چرا یک مرتبه خوب دو مرتبه باشد سه مرتبه باشد. چون این بالاخره یک سختی‌هایی دارد دیگر، شمشیری که می‌خورد به اینها خراش دم دست نبود که، پشه دست ما را می‌زند می‌خارانیم، شمشیری بود به اینها و جلز و ولز این‌ها در می‌آید منتهی حالا به خاطر این موقعیت، آن وضع و اینها، اینها برای اینها گوارا بود و چیز بود و دراین حالت تعب، کیف می‌کردند، لذّت می‌بردند که یک همچنین تعب و سختی الان بر اینها به این وسیله حاکم است.