اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی وقائع روز عاشورا در دو جنبۀ خیر و شر

15٬188
سال 1430

فقره دعا: اِذَا رَأيتُ مَولاي ذُنُوبِي فَزِعتُ، وَ اِذَا رَأيتُ كَرَمَكَ طَمِعتُ 1 فعل خارجی موجودی است از مظاهر وجود که متّصف به شرّ نمی شود. 2 محدودیّت وجودی جبرائیل به او اجازۀ صعود به مرتبۀ ذات پروردگار را نمی دهد. 3 حکومت امام زمان علیه السّلام بر پایه و مبنای عقل و منطق استوار می باشد. 4 تفاوت میان دیدگاه و بینش ولیّ خدا نسبت به امور با سایر افراد. 5 چگونه واقعۀ کربلا جنبۀ خیریّت محض داشته نه شّر و قبح. 6 نائل شدن امام حسین علیه السلام به مقام شفاعت کبرای الهی بواسطۀ تحمّل مصائب روز عاشورا می باشد

بررسی وقائع روز عاشورا در دو جنبۀ خیر و شر

توضیحات:

فقره دعا: اِذَا رَأيتُ مَولاي ذُنُوبِي فَزِعتُ، وَ اِذَا رَأيتُ كَرَمَكَ طَمِعتُ 1 فعل خارجی موجودی است از مظاهر وجود که متّصف به شرّ نمی شود. 2 محدودیّت وجودی جبرائیل به او اجازۀ صعود به مرتبۀ ذات پروردگار را نمی دهد. 3 حکومت امام زمان علیه السّلام بر پایه و مبنای عقل و منطق استوار می باشد. 4 تفاوت میان دیدگاه و بینش ولیّ خدا نسبت به امور با سایر افراد. 5 چگونه واقعۀ کربلا جنبۀ خیریّت محض داشته نه شّر و قبح. 6 نائل شدن امام حسین علیه السلام به مقام شفاعت کبرای الهی بواسطۀ تحمّل مصائب روز عاشورا می باشد

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

بررسی وقائع روز عاشورا در دو جنبۀ خیر و شر

10
  • این موقعیت رسول اللَه است که از این جا می‌آید و عبور می‌کند حالا درست شد. جناب خواجه که می‌فرماید: من دریک همچنین مقامی قرار گرفتم (من که ملول گشتمی) یعنی من در یک موقعیتی قرار گرفتم که در آن موقعیت تجلّی ذاتی بر من می‌خورد و تجلّیات توحیدی دارد بر من نازل می‌شود، و من نمی‌توانم از آن مرتبه، عجیب است واقعاً آدم وقتی فکر کند، یک مقداری فقط انسان معرفت بدهند، یک مقداری علم بدهند. یک مقدری آگاهی بدهند. خوب آخر، اینها بزرگانی نبودند که فقط شعر بگویند و شعر مونتاژ کنند، همین طوری شعر سرهم بکنند نه بابا، این حساب و کتابهایشان درست بوده، کارشان درست بوده، بیخود حرف نمی‌زدند، بیخود آنها مطلبی را نمی‌گویند، بیکار نبودند بیایند یک چیزی بگویند، خوب هزار تا حرف داریم، چرا بیایند این را بگویند، هزار جور می‌شود حرف زد، هزار جور می‌شود غزل گفت، هزار جور می‌شود مسایلی که سایر شعرا، و فلان و شب نشینها و این حرفها را بیاید مطرح کنند، اینی که اینها آمدند این مطالب را گفتند، خوب چه می‌فهمیدند؟ اینها همه در توهمّات بودند، در تخیلات بودند. والّا ما که از اوّل تا این جای عالم نگاه کردیم، اگر یک عاقلی وجود داشت همین‌ها بودند.

  • همه مردم را دیدیم، همه جورش را دیدیم، همه قسمش را دیدیم همه حرکات و سکنات و تصرّفات افراد مختلف و اصناف مختلف را دیدیم، آنی که میشد روی آن حساب کرد، آنی که می‌شد روی آن فکر کرد، آنی که میشد روی آن تأمّل کرد، آنی که میشد از او الگو برداشت، همین عرفا بودند، همین اولیاء خدا بودند!! روی اینها می‌شد حساب کنیم والّا آن کسی که الان می‌آید یک حرفی می‌زند، هفته دیگر می‌آید صدو هشتاد و درجه، خوب این که نمی‌شود حساب کرد. عرض کردم خدمتتان، من‌ خیلی زمان سابق، خیلی سابقه‌ها شنیدم، جایی بودم شنیدم که شخصی داشت راجع به قضیه صحبت می‌کرد و استدلال می‌کرد، شرعاً باید این طور باشد، یک هفته نگذشت که همان شخص دوباره داشت، صحبت می‌کرد به عکس او ١٨٠ درجه مخالف و استدلال شرعی می‌کرد. گفتم: عجب شرع قابل توسعه‌ای است که در عرض یک هفته دو استدلال مخالف، مقابل هم را می‌تواند جمع کند، اقلًا می‌گذاشتی یک ماه می‌گذشت، یک خورده باد می‌خورد، یک خورده قضیه فراموش می‌شد. بابا یک هفته پیش که همه یادشان است که قضیه چه مسئله‌ای بود!

/ 0