اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ذات پروردگار متعال به‌عنوان تنها آرزوی عظیم سالک

14٬482
سال 1433
جلسات

شرح فقره (عَظُمَ یا سَیِّدى اَمَلى وَسآءَ عَمَلى فَاَعْطِنى مِنْ عَفْوِکَ بِمِقْدارِ اَمَلى وَلا تُؤ اخِذْنى بِاَسْوَءِ عَمَلى) از دعای شریف ابو حمزه ثمالی که در شبهای ماه مبارک رمضان ایراد گردیده است

ذات پروردگار متعال به‌عنوان تنها آرزوی عظیم سالک

توضیحات:

شرح فقره (عَظُمَ یا سَیِّدى اَمَلى وَسآءَ عَمَلى فَاَعْطِنى مِنْ عَفْوِکَ بِمِقْدارِ اَمَلى وَلا تُؤ اخِذْنى بِاَسْوَءِ عَمَلى) از دعای شریف ابو حمزه ثمالی که در شبهای ماه مبارک رمضان ایراد گردیده است

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

ذات پروردگار متعال به‌عنوان تنها آرزوی عظیم سالک

11
  • حالا در این‌جا معلوم می‌شود اینی که حضرت سجّاد می‌فرماید عظم یا سیدی أملی، حضرت چه را می‌خواهد بفرماید. داریم کم‌کم می‌رسیم. عظم یا سیدی أملی، یعنی پروردگارا یک آرزویی در دل من است، یک مقصودی در دل من است، یک غایت و هدفی است در دل من، به همان عظمتی که در دعای ماه رمضان می‌خوانید روزها: یا علیّ یا عظیم، یا غفور یا رحیم؛ یا علیّ یا عظیم! ای کسی که بلندمرتبه هستی! از همۀ هستی، تو بلندمرتبه‌تری، و ای کسی که دارای عظمت هستی و از همۀ هستی، عظمت تو عظیم‌تر است، ما تو را به این عظمت و به این عُلُوّ می‌خوانیم که این‌طور و این‌طور و این‌طور. 

  • حالا نگاه می‌کنیم می‌بینیم که حضرت سجّاد می‌فرماید: عظم یا سیدی أملی، عظیم است أمَل من، مقصود من، پس این در این‌جا چیست؟ یعنی خود ذات پروردگار. امام سجاد می‌فرماید مقصود من، ذات پروردگار است؛ تمام شد. نه مقصود من بهشت اوست، نه مقصود من حوریه و غلمان و گلابی و پرتقال و سیب بهشت است، نه مقصود من جنّات تجری من تحتها الأنهار است، نه مقصود من تنعّم و... مقصود من خود ذات پروردگار است. چون می‌گوید اللَهم أهلَ الکبریاء و العظمة... یا علیّ یا عظیم... 

  • یا در آن [خطبه‌ای] که دربارۀ متقین هست، امیرالمؤمنین علیه السلام دربارۀ متقین چه می‌فرماید؟ عظم الخالق فی أنفسهم فصغر ما دونه فی أعینهم، عظیم! فقط یک عظمت در نفس این‌ها و در قلب این‌ها جای دارد، آن عظمت چیست؟ یک عظمت است، آن عظمت، عظمتِ پروردگار است. آن عظمت، نفس این‌ها را پُر کرده، مغز این‌ها را پُر کرده، دل و قلب این‌ها را پر کرده آن عظمت، به نحوی که دیگر چیزی نمانده! حالا نگاه به شاه می‌کنند: هه، این را ببین! نگاه به وزیر می‌کند: هه! نگاه به تخت می‌کند: چوب! نگاه به تیر و تفنگ و نمی‌دانم چه و این حرف‌ها می‌کند: آهن!

/ 0