
رسیدن به مقام خلیفةاللَهی ، یگانه آرزوی عظیم انسان
شرح فقره (عَظُمَ یا سَیِّدى اَمَلى وَ سآءَ عَمَلى فَاَعْطِنى مِنْ عَفْوِکَ بِمِقْدارِ اَمَلى وَ لاتُؤاخِذْنى بِاَسْوَءِ عَمَلى فَاِنَّ كَرَمَكَ يَجِلُّ عَنْ مُجازاةِ الْمُذْنِبينَ وَ حِلْمَكَ يَكْبُرُ عَنْ مُكافاةِ الْمُقَصِّرينَ) از دعای شریف ابو حمزه ثمالی
رسیدن به مقام خلیفةاللَهی ، یگانه آرزوی عظیم انسان
توضیحات:
شرح فقره (عَظُمَ یا سَیِّدى اَمَلى وَ سآءَ عَمَلى فَاَعْطِنى مِنْ عَفْوِکَ بِمِقْدارِ اَمَلى وَ لاتُؤاخِذْنى بِاَسْوَءِ عَمَلى فَاِنَّ كَرَمَكَ يَجِلُّ عَنْ مُجازاةِ الْمُذْنِبينَ وَ حِلْمَكَ يَكْبُرُ عَنْ مُكافاةِ الْمُقَصِّرينَ) از دعای شریف ابو حمزه ثمالی
رسیدن به مقام خلیفةاللَهی ، یگانه آرزوی عظیم انسان
8اگر اینها قبول کردند به همان قیمتی که تو میگویی و عرف هست، که هیچ؛ اگر قبول نکردند خانه آنها را خراب کن و قیمت را به آنها بده، میخواهند بپذیرند، میخواهند نپذیرند.
وقتی این پاسخ حضرت آمد، همه آن افراد متحیر شدند: عجب جوابی از موسیبنجعفر رسیده! که آیا اول کعبه در اینجا بنا شده و شما بعداً آمدید یا اول شما آمدید و به کرامت تشرف حضرت مستطابان! و افرادی که در اینجا هستند کعبه شرافت پیدا کرد و افراد آمدند؟!
و بعد آنها را صدا کرد و گفت یا قبول میکنید یا نمیکنید، آنها هم خب بالاخره یا پذیرفتند یا نه بالاخره خراب کردند و ساختند.
تا این حرف را ایشان زدند، یک مرتبه آن شخص برآشفت و گفت: آقا چه میفرمایید؟! این کلام شما مثل این است که بگوییم غسل جمعه چون مستحب است اگر کسی آب نداشته باشد برای غسل جمعه میتواند بیاید و با همین لفظ! پول را از جیب یکی بچاپد همین لفظ بچاپد را هم گفتند و با آن آب بگیرد و غسل بکند! آقا این حرام است! این چاپیدن و دزدیدن حرام است، غسل روز جمعه مستحب است. این زیارت امام رضا مستحب است، وقف حرام است، وقف را خراب کردن و تصرف کردن حرام است، این ارتباطی ندارد، چه ربطی به آن دارد؟
تازه! دلیل دیگر اینکه در کعبه اول کعبه آمد در آنجا درست شد و بعد مردم آمدند اطراف آن، در اینجا امام رضا وارد بر مردم شدند. قبلا اینجا سناباد بود و دِه بود و آباد بود و حضرت را مأمون وقتی که در مسیری که داشت به بغداد برمیگشت آنجا شهید کرد و همانجا هم حضرت را دفن کرد و ... پس حضرت در واقع آمدند پیش مردم، مردم نیامدند سراغ حضرت!
دیگر مردم مرحوم آقا چیزی نفرمودند، همینطور نگاه میکردند بر این اوضاع و احوال، واقعا چه بگوید آدم؟ چه بگوید؟
