اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امکان وصول جمیع انسان‌ها به ذات حق تعالی

14٬392
سال 1434

شرح فقره (عَظُمَ یا سَیِّدى اَمَلى وَ سآءَ عَمَلى فَاَعْطِنى مِنْ عَفْوِکَ بِمِقْدارِ اَمَلى وَ لاتُؤاخِذْنى بِاَسْوَءِ عَمَلى فَاِنَّ كَرَمَكَ يَجِلُّ عَنْ مُجازاةِ الْمُذْنِبينَ وَ حِلْمَكَ يَكْبُرُ عَنْ مُكافاةِ الْمُقَصِّرينَ) از دعای شریف ابو حمزه ثمالی

امکان وصول جمیع انسان‌ها به ذات حق تعالی

توضیحات:

شرح فقره (عَظُمَ یا سَیِّدى اَمَلى وَ سآءَ عَمَلى فَاَعْطِنى مِنْ عَفْوِکَ بِمِقْدارِ اَمَلى وَ لاتُؤاخِذْنى بِاَسْوَءِ عَمَلى فَاِنَّ كَرَمَكَ يَجِلُّ عَنْ مُجازاةِ الْمُذْنِبينَ وَ حِلْمَكَ يَكْبُرُ عَنْ مُكافاةِ الْمُقَصِّرينَ) از دعای شریف ابو حمزه ثمالی

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

امکان وصول جمیع انسان‌ها به ذات حق تعالی

18
  • امیرالمؤمنین این را می‌خواهد بگوید: تو که شیعه منی باید پایت را جای پای من بگذاری. چرا داری دروغ می‌گویی؟ چرا داری خلاف می‌کنی؟ به چه خاطر؟ اگر من هم می‌خواستم به مقاصد خودم برسم، نمی‌توانستم دروغ بگویم؟ هان؟ حالا دروغ که هیچ! همین کارهای عادی، حالا غیر از دروغ، اگر من می‌خواستم به مقاصد خودم برسم، چرا وقتی که نهر فرات را بستند، و ما رفتیم و آن را گرفتیم، گفتم بگذارید آن‌ها هم آب بخورند؟ خب من هم راه آب را می‌بستم! اگر می‌بستم جنگ تمام می‌شد و این کار هم حق من بود! حق نبود؟ تو راه آب را بستی حالا ما می‌بندیم، حالا بخور!

  • اگر ما بودیم این کار را نمی‌کردیم؟ به واللَه بالاترش را هم می‌کردیم، تازه می‌گفتیم حق‌مان است، آن‌ها این کار را کردند ما هم تلافی کردیم! مسئله‌ای نیست! اما امیرالمؤمنین چه در سر دارد؟ آن چه که در سر امیرالمؤمنین است، عظم یا سیدی أملی است، این در سرش است که در سر ما نیست. آن چه که در قلب امیرالمؤمنین هست، همان عظم است، خدایا من ذات تو را فقط دوست دارم، پیروز شدم، نشدم خانه‌ات آباد! برمی‌گردیم سرجایمان. آمدیم هجده ماه جنگ کردیم و هزارتا هم زخم خوردیم نوش جانمان! این هم جزو پرونده‌مان است دیگر! گفت آشی است که خودت برای ما پختی، برمی‌گردیم و بعد هم حکومت را به معاویه واگذار می‌کنیم و خداحافظ شما، ما رفتیم. همین‌طور مگر نشد؟ حکومت رفت دست معاویه دیگر، رفت! شوخی هم نداریم دیگر! رفت! اما که برد؟ که برد؟! معاویه برد یا علی برد؟ مأمون برد یا امام رضا برد؟ امام حسین برد یا یزید برد؟ که برد؟ برد با کیست؟ امام سجّاد دارد اینجا به ما می‌گوید بیا برد را از آن خودت کن، معطل نکن، برد را از آن خودت بکن و الّا این دو روز می‌گذرد، چه با حکومت، چه بی‌حکومت هر دویش می‌گذرد. این طریق، طریق رندی است، این راه راه زیرکان است، این راه راه کیس‌هاست، المؤمن کیس این است که انسان نباید مسیری را که منتهی می‌شود به عصمت، به نورانیت، به روحانیت، به توحید، به تجرد، راه رسیدن به آن را با دروغ اختیار کند، با خدعه اختیار کند، با کلک زدن به مردم اختیار کند، و بعد اسم‌ش را بگذارند مصلحت! مصلحت بود، آن مصلحت بود ...

/ 613