
فلسفۀ دعا و شرایط استجابت (٢)
دعا روح عبادت. شرایط استجابت دعا. حصول شرایط استجابت دعا در شب قدر. علّت لزوم پایبندی همۀ افراد به آخرین وصیّت امیرالمؤمنین علیه السّلام. فرازهای از وصیّت امیرالمؤمنین علیه السّلام در نوزدهم ماه مبارک رمضان. وصیّت امیرالمؤمنین به تقوا و اتّحاد بین مؤمنین. صیّت امیرالمؤمنین نسبت به خویشاوندان، یتیمان، قرآن و همسایگان. وصیّت امیرالمؤمنین نسبت به خانۀ خدا، نماز، زکات، ماه رمضان و فقرا. وصیّت امیرالمؤمنین نسبت به جهاد، ذریّه و اصحاب پیغمبر، زنان و کنیزان. وصیّت امیرالمؤمنین به پایداری در راه خدا، احسان و کمک به دیگران، امربهمعروف و نهیازمنکر. ذکر شهادت امیرالمؤمنین علیه السّلام.
فلسفۀ دعا و شرایط استجابت (٢)
توضیحات:
دعا روح عبادت. شرایط استجابت دعا. حصول شرایط استجابت دعا در شب قدر. علّت لزوم پایبندی همۀ افراد به آخرین وصیّت امیرالمؤمنین علیه السّلام. فرازهای از وصیّت امیرالمؤمنین علیه السّلام در نوزدهم ماه مبارک رمضان. وصیّت امیرالمؤمنین به تقوا و اتّحاد بین مؤمنین. صیّت امیرالمؤمنین نسبت به خویشاوندان، یتیمان، قرآن و همسایگان. وصیّت امیرالمؤمنین نسبت به خانۀ خدا، نماز، زکات، ماه رمضان و فقرا. وصیّت امیرالمؤمنین نسبت به جهاد، ذریّه و اصحاب پیغمبر، زنان و کنیزان. وصیّت امیرالمؤمنین به پایداری در راه خدا، احسان و کمک به دیگران، امربهمعروف و نهیازمنکر. ذکر شهادت امیرالمؤمنین علیه السّلام.
فلسفۀ دعا و شرایط استجابت (٢)
12ذکر شهادت امیرالمؤمنین علیه السّلام
روایتی در بحارالانوار است که محمّد بن حنفیّه روایت میکند:
در شب بیستم ماه رمضان، آثار زهر در قدمهای پدرم امیرالمؤمنین ظاهر شد. در آن شب نتوانست ایستاده نماز بخواند و تا صبح نمازها را نشسته میخواند و از شدّت اثر سمّ تا صبح آن حضرت را خواب نبرد، و دائماً با ما صحبت میکرد و ما را به غیب دلالت میکرد و ما را تسلّی میداد. صبح که شد فرمود: «در را باز کنید تا هر کسی میخواهد به عیادت من بیاید، بیاید!»
ما در را باز کردیم و مردم دستهدسته برای عیادت پدرم میآمدند. پدرم میفرمود: «سَلونی قَبلَ أن تَفقِدونی! هرچه میخواهید سؤال کنید قبل از اینکه دیگر مرا نیابید!» مردم سؤال میکردند، و آقا به جهت وضعیّتشان میفرمودند: «هرچه میخواهید سؤال کنید، ولی سؤالهای خود را کوتاه و سبک کنید!»
حُجر بن عَدی که از اصحاب بزرگوار آن حضرت است، برخاست و چند بیت شعر در [رثاء آن حضرت و برائت از قاتلان و دشمنان حضرت خواند.
امیرالمؤمنین فرمود: «چه حالی داری] در آن وقتی که تو را بطلبند و بگویند که از علی بیزاری بجوی!»
گفت: «قسم به خدا اگر مرا زیر شمشیر قطعهقطعه کنند و بعد آتش بزنند، من از تو برائت نخواهم جُست!» امیرالمؤمنین علیه السّلام دربارۀ او دعای خیری کرد.1
بعد از این، [ابنملجم را وارد کردند]. حضرت اُمّکلثوم رو به ابنملجم کرد و گفت: «ای ابن ملجم، کار بزرگی کردی! اگر امیرالمؤمنین بهبودی بیابد وای به حال تو!» ابنملجم گفت: «امیرالمؤمنین بهبودی بیابد! کجا بهبودی بیابد؟! پس تو چرا گریه میکنی؟ آیا بر من گریه میکنی یا بر علی؟ من شمشیری به هزار درهم خریدم و هزار درهم به آن سمّ دادم، و چنان ضربتی زدم که اگر بر اهل عالم قسمت کنند همه میمیرند!»2 این ضربت ابنملجم بود!
أصبع بن نباته میگوید:
من وارد شدم و دیدم که امیرالمؤمنین از شدّت درد، یک پای خود را بلند میکند و میگذارد، بعد پای دیگر را بلند میکند و میگذارد.3
- بحار الأنوار، ج ٤٢، ص ٢٩٠.
- همان، ص ٢٨٩، به نقل از الإرشاد، ج ١، ص ٢١.
- الرّوضة فی فضائل أمیرالمؤمنین، ابنشاذان، ص ١٣٢.
