اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

شدّت اهمّیت دعا در شب قدر به‌سبب تعیین مقدّرات سال. تغییر مقدّرات انسان به‌واسطۀ دعا. کیفیّت دعا در شب قدر و نحوۀ تحصیل شرایط استجابت. برخی از اسباب عدم استجابت دعا. عدم استجابت دعا به‌واسطۀ نفاق بین گفتار و قلب انسان. استجابت دعا در حال اضطرار و انقطاع. سعۀ عفو و رحمت الهی در حکایت پذیرش توبۀ نصوح جوان فاجر.  

فلسفۀ دعا و شرایط استجابت (٣)

توضیحات:

شدّت اهمّیت دعا در شب قدر به‌سبب تعیین مقدّرات سال. تغییر مقدّرات انسان به‌واسطۀ دعا. کیفیّت دعا در شب قدر و نحوۀ تحصیل شرایط استجابت. برخی از اسباب عدم استجابت دعا. عدم استجابت دعا به‌واسطۀ نفاق بین گفتار و قلب انسان. استجابت دعا در حال اضطرار و انقطاع. سعۀ عفو و رحمت الهی در حکایت پذیرش توبۀ نصوح جوان فاجر.  

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فلسفۀ دعا و شرایط استجابت (٣)

10
  • حضرت فرمودند: «گناه تو بزرگ‌تر است یا این زمین و بیابان‌ها و درخت‌ها و دریاها؟» عرض کرد: «گناه من!»

  • حضرت فرمودند: «گناه تو بزرگ‌تر است یا خورشید، ماه، ستارگان، کرسی و عرش پروردگار؟» گفت: «یا رسول‌اللَه، گناه من!»

  • معاذ می‌گوید: حضرت حالشان به شِبه حال غضب تغییر کرد و به او گفتند: «وَیحَک! گناه تو بزرگ‌تر است یا خدای تو؟!» به سجده افتاد و گفت: «سبحانَ ربّی! سبحانَ ربّی! خدای من بزرگ‌تر است! چیزی از خدای من بزرگ‌تر نیست!»

  • حضرت فرمودند: «گناه بزرگ را مگر کسی جز خدای بزرگ می‌تواند ببخشد؟!» عرض کرد: «نه!»

  • مدّتی همین‌طور به حال سکوت گذشت، بعد حضرت فرمودند: «خُب ای جوان، ما را به بعضی از گناهانت خبر می‌دهی؟»

  • عرض کرد: «بله یا رسول‌اللَه! من هفت سال شُغلم کفن‌دزدی بود! شب در میان قبرستان می‌آمدم و قبر را می‌شکافتم و کفن مرده‌هایی را که تازه دفن کرده بودند، می‌دزدیدم. بعد از هفت سال یک شب دختری از انصار فوت کرد و او را دفن کردند. من شب برای دزدیدن کفن او در میان قبرستان آمدم و قبر او را شکافتم، بدن او را بیرون آوردم و کفن او را برداشتم، بدن دختر عریان ماند؛ کفن را که می‌بردم شیطان با من وسوسه کرد و گفت که نمی‌بینی چه هیکلی دارد و چقدر این دختر زیبا است! آمدم و با او عمل زشت انجام دادم.»

  • حضرت فرمودند: «برو بیرون ای فاسد! برو! برو! نَعوذُ باللَه! نَعوذُ باللَه! الآن آتشِ تو مرا دارد می‌گیرد! برو بیرون! برو بیرون!» با دست اشاره کردند و این جوان از در مسجد خارج شد.

  •  او که پیغمبر رحمت است! خودش می‌گوید: «خداوند گناه را می‌آمرزد ولو به اندازۀ عرش خدا باشد!» ولیکن اینکه جوان را دارد بیرون می‌کند، یعنی چه؟ یعنی این گناه گناهی نیست که اینجا بیایی و بگویی: «أستَغفِرُ اللَه!» بلکه باید تمام آثار سوء این گناه از کینونتِ وجودت خارج بشود تا پاک بشوی و گناهت آمرزیده بشود.

/