اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقش شک در مسدود کردن حرکت سالک

0
سال 1435

شرح فقره وَ اَنَا يا سَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً 1ـ راه به سوی خدا باید براساس اطمینان، یقین و سکونت قلب باشد و انسان با شک ترقی نمی‌کند. 2ـ عمل به اوامر دینی (حتی کلام مستقیم امام زمان علیه السلام) در صورت وجود تردید در قلب انسان، سر سوزنی تأثیر در تعالی او نخواهد داشت. 3ـ تقلید از مرجع در حالت شک، نفعی به حال انسان ندارد لذا باید قلب او مطمئن باشد تا مراحل ملکوتی بتواند در او اثر بگذارد و او را از افق افراد عادی خارج کند و این مسئله ملازم با یقین است. 4ـ بدترین مسئله در اسلام مسئله وسواس و شک می‌باشد و تحصیل طهارت به کیفیت و حالت وسواس حرام است. 5ـ بیان کیفیت وضوی پیامبر که چه مقدار آب مصرف می‌کردند. 6ـ غسل روز عرفۀ مرحوم علامه طهرانی در سفر مکه با مقدار بسیار کمی آب. 6ـ معیار مسئله اصولی در طهارات و نجاسات، تفحص زیاد نمی‌باشد و اسلام در این خصوص قائل به تساهل و تسامح است، برخلاف مسئلۀ حفظ خون، مال و آبروی اشخاص که خیلی تأکید و احتیاط شده است. 7ـ پیامبر اکرم توجه، دقت، سرمایه و وقت را برای نماز می‌گذاشتند نه به طهارت و... و این مسئله را به جنبۀ مقدمی می‌نگریستند. 8ـ دلیل اینکه امام صادق می‌فرمایند: وقتی برای تجدید وضو می‌روم به لباسم آب می‌پاشم که شک نکنم چیست؟ درحالی‌که امام عالم به غیب است. این حکایت از آن است که تکلیف و امر، منوط به علم ظاهری است نه علم واقعی. 9ـ دانستن امیرالمؤمنین به ضربت خوردن در شب نوزدهم رمضان، علم به واقع می‌باشد ولی به ظاهر عمل می‌کند و این انطباق علم واقعی با حکم و تکلیف ظاهری در مقام جمعِ وحدت در کثرت است که کار یک ولی و عارف است و فقط او نفسی دارد که می‌تواند مدیریت کند. 10ـ اطلاع داشتن، تقدیر را عوض نمی‌کند فقط برای شخص بینش به تقدیر را ایجاد می‌کند. 11ـ احکام به ملاکات خودشان تشریع شده‌اند؛ گاهی حکم بر مدار واقع و علم واقعی می‌باشد؛ مثل وقت نماز ظهر و گاهی حکم بر مدار علم ظاهری است مثل طهارات، لذا انسان باید همیشه ملاک تحقق حکم را بفهمد و پیدا کند. 12ـ بزرگترین خطر برای سالک، وسواس است. 13ـ انسان باید در انتخاب رفیق دقت کند و کسی نباشد که در او شک و تزلزل وارد کند و رفیق خوب کسی است که انسان را نسبت به راه باورمند کند. 14ـ باور غلط گروهی که بع

نقش شک در مسدود کردن حرکت سالک

3
  • امروزه که همه جور مطالب گفته می‌شود، بحث وحدت ادیان و همزیستی با همه و ... خیلی خوب همه چیز! همه چیز را دیگر قشنگ کنار می‌گذاریم و همه راحت! اصلًا یک دین درمی‌آوریم، درست می‌کنیم، یک خرده از یهودی‌ها می‌گیریم، یک خرده از نصرانی‌ها می‌گیریم، یک خرده از زرتشتی می‌گیریم، یک خرده نمی‌دانم از کمونیست‌ها می‌گیریم، یک خرده از سنی‌ها می‌گیریم با هم آشتی می‌کنیم! همه! بله دیگر و قضیه درست می‌شود، داریم به آن سمت می‌رویم که همه رفیق باشیم ...!

  • با وجود شک و با وجود تردید انسان قدم از قدم برنمی‌دارد، فقط می‌آید زندگی‌اش را می‌گذراند، شب را به روز و روز را به شب می‌آورد و حرکتی نمی‌کند. بله یک مسائلی، یک توهماتی، یک تخیلاتی، یک نوع تمثلاتی، ممکن است برای انسان عارض شود ولی هیچ تاثیر عمقی در نفس برای عبور از توغلات در کثرات و از تعلقات و حرکت ندارد، این مسئله مسئله بسیار مهمی است.

  • انسان فرض کنید از یک شخصی تقلید کند، از یک مرجعی تقلید کند بعد هم در دلش شک باشد: خب حالا این اعلم هست یا نیست، بعضی‌ها این را می‌گویند، بعضی‌ها آن را می‌گویند، بعضی‌ها می‌گویند این بهتر است، بعضی‌ها می‌گویند آن بهتر است. این‌جور تقلید کردن نفعی به حال انسان ندارد، انسان باید مطمئن باشد، با اعتقاد راسخ باید باشد، به نکته واقع باید رسیده باشد، قلبش باید نسبت به عملی که انجام می‌دهد محکم باشد تا بتواند اثر ملکوتی و مثالی و مراتب بالاتر در او تاثیر بگذارد و او را حرکت بدهد و از افق افراد عادی بیرون بیاورد، این مسئله ملازم با یقین است، شک در اینجا راه ندارد.

  • لذا بدترین چیز در اسلام مسئله وسواس است، کسانی که مبتلا به وسواس می‌شوند را دیده‌اید؟ نسبت به طهارت و نجاسات و نسبت به شک و شکیات در نماز. خب برای انسان گاهی اتفاق می‌افتد حالا در سنین مختلف، در اقتضائات مختلف برای بعضی‌ها، کسی که دچار وسواس هست و دچار شک هست اگر به جای دو رکعت نماز صبح، دویست رکعت بخواند یک سر سوزن برای او فایده‌ای ندارد، یک سر سوزن. نماز که می‌خواند دارد می‌گوید اللَه اکبر نمی‌داند این وضویی که گرفته درست است یا نه، آب زیر ناخنش رفته یا نه. بعضی‌ها را من دیده‌ام! وقتی که می‌خواهند وضو بگیرند دیگر چیزی نمانده که ناخن را بکنند، که این آب رفته آن زیر و میکروسکوپ و ذره‌بین باید باشد.