
نقش شک در مسدود کردن حرکت سالک
شرح فقره وَ اَنَا يا سَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً 1ـ راه به سوی خدا باید براساس اطمینان، یقین و سکونت قلب باشد و انسان با شک ترقی نمیکند. 2ـ عمل به اوامر دینی (حتی کلام مستقیم امام زمان علیه السلام) در صورت وجود تردید در قلب انسان، سر سوزنی تأثیر در تعالی او نخواهد داشت. 3ـ تقلید از مرجع در حالت شک، نفعی به حال انسان ندارد لذا باید قلب او مطمئن باشد تا مراحل ملکوتی بتواند در او اثر بگذارد و او را از افق افراد عادی خارج کند و این مسئله ملازم با یقین است. 4ـ بدترین مسئله در اسلام مسئله وسواس و شک میباشد و تحصیل طهارت به کیفیت و حالت وسواس حرام است. 5ـ بیان کیفیت وضوی پیامبر که چه مقدار آب مصرف میکردند. 6ـ غسل روز عرفۀ مرحوم علامه طهرانی در سفر مکه با مقدار بسیار کمی آب. 6ـ معیار مسئله اصولی در طهارات و نجاسات، تفحص زیاد نمیباشد و اسلام در این خصوص قائل به تساهل و تسامح است، برخلاف مسئلۀ حفظ خون، مال و آبروی اشخاص که خیلی تأکید و احتیاط شده است. 7ـ پیامبر اکرم توجه، دقت، سرمایه و وقت را برای نماز میگذاشتند نه به طهارت و... و این مسئله را به جنبۀ مقدمی مینگریستند. 8ـ دلیل اینکه امام صادق میفرمایند: وقتی برای تجدید وضو میروم به لباسم آب میپاشم که شک نکنم چیست؟ درحالیکه امام عالم به غیب است. این حکایت از آن است که تکلیف و امر، منوط به علم ظاهری است نه علم واقعی. 9ـ دانستن امیرالمؤمنین به ضربت خوردن در شب نوزدهم رمضان، علم به واقع میباشد ولی به ظاهر عمل میکند و این انطباق علم واقعی با حکم و تکلیف ظاهری در مقام جمعِ وحدت در کثرت است که کار یک ولی و عارف است و فقط او نفسی دارد که میتواند مدیریت کند. 10ـ اطلاع داشتن، تقدیر را عوض نمیکند فقط برای شخص بینش به تقدیر را ایجاد میکند. 11ـ احکام به ملاکات خودشان تشریع شدهاند؛ گاهی حکم بر مدار واقع و علم واقعی میباشد؛ مثل وقت نماز ظهر و گاهی حکم بر مدار علم ظاهری است مثل طهارات، لذا انسان باید همیشه ملاک تحقق حکم را بفهمد و پیدا کند. 12ـ بزرگترین خطر برای سالک، وسواس است. 13ـ انسان باید در انتخاب رفیق دقت کند و کسی نباشد که در او شک و تزلزل وارد کند و رفیق خوب کسی است که انسان را نسبت به راه باورمند کند. 14ـ باور غلط گروهی که بع
نقش شک در مسدود کردن حرکت سالک
4این وضو اصلًا حرام است، این وضو گرفتن حرام است و هیچ فایدهای هم ندارد، این قسم [رعایت] طهارت و نجاست اصلًا حرام است، این قسم تحصیل طهارت حرام است، این قسم غسل کردن حرام است، پیغمبر صلی اللَه علیه و آله چه اندازه آب برای وضو مصرف میکرد؟ خیلی که ما داریم إسباق الوضوء است. انسان باید وضو را به یک نحو بهتر انجام بدهد. اما چقدر؟ اگر ما در زمان پیغمبر صلی اللَه علیه و آله بودیم و پیغمبر یک وضو میگرفت، اگر ما در زمان ائمه حضور داشتیم و وضوی آنها را میدیدیم آنها به اندازه ما وضو میگرفتند؟ همینطور شیر را باز میکردند هی بریز و هیبریز، اینطوری میگرفتند؟ و اللَه اگر اینطور میگرفتند، دو تا مشت آب به صور ت، دو تا مشت مگر چقدر است؟ چند سی سی آب میگیرد؟ چند تا مشت به دست راست و چند مشت هم به دست چپ تمام شد و رفت، آخرش هم انسان دو مشت به دستش هم میریزد که حالا بعد از وضو دستش تمیز هم باشد، این شد وضو، غسل هم همینطور.
غسل هم با چند لیوان آب انسان میتواند غسل کند، حتماً که نباید زیر آبشار نیاگارا برود که غسلش درست باشد، نه بابا! همین چند تا لیوان کفایت میکند، کافی است، نیازی به آب بیشتر نیست.
یک وقتی این را به شما گفتم، کی بود؟ چندی پیش بود گفتم، آن سفری که در خدمت مرحوم آقا بودیم، من حدود هفده سالم بود که با اخوی بزرگتر که ایشان حدود دو سال از من بزرگتر بود با مرحوم آقا مشرف شدیم برای مکه، قشنگ یادم است که روز عرفه بود. آن موقع عرفات اینطوری نبود! خیمه خیمه فقط بود و با همان وضعیت سابق. اصلًا هیچی نبود، اصلًا امکاناتی نداشت، آن زمان همه آن بیابان بود، الان عمران شده، خیابانکشی شده، خیمههای کذایی، تاسیسات کذایی. آن موقع این حرفها نبود فقط خیمه بود و یک بیابان، مشعرش هم همینطور، منی هم همینطور، الان منی ساختمان است آن موقع این حرفها نبود، لذا خیلیها گُم میشدند، با یک همچنین وضعیتی، اصلًا نشانهای نبود، لذا میگفتند از دور و بر خیمهها اینطرف و آنطرف نروید. احتمال گم شدن خیلی زیاد بود.
