
اشكالات وارد بر نظر وهابىها و اخبارىها در تفسیر آیه نور
تحلیل و ردّ دیدگاههای ظاهرگرایانه در تفسیر قرآن
نقد و ردّ تفسیر ظاهرگرایانۀ وهابیها و اخباریها از آیۀ شریفۀ{الله نور السماوات و الارض}، موضوع اصلی این سخنرانی است. علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) در این سخنرانی ارزشمند که در شب سه شنبه ٢٣ جمادی الثّانیة، سال ١٣٩٦ هجری قمری ایراد شده است، دیدگاههای جمودگرایانه و مادیگرایانهی وهابیون و اخباریون را به چالش کشیده و به تفصیل به این سؤال میپردازد که آیا خداوند نور مادی و جسمانی است یا نوردهنده است؟ ایشان با نقد استناد وهابیون به احادیث جعلی (اسرائیلیات) برای اثبات تجسد خداوند، به تبیین دیدگاه صحیح در مورد معانی مجازی در قرآن میپردازد. این سخنرانی به شناخت حقیقت ولایت از طریق تفسیر صحیح آیات قرآن کمک میکند.
اشكالات وارد بر نظر وهابىها و اخبارىها در تفسیر آیه نور
5دستۀ دیگری هستند که اینها جمود بر ظاهر آیات قرآن میکنند و میگویند که: ﴿ٱللَهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾ نور یعنی: همین نور؛ ولی اصلاً میدانیم خدا که نور مادّی نیست؛ مسلّم از سنّت پیغمبر و از فرمایشات ائمّۀ اطهار علیهم السّلام برای ما روشن شده که: اصلاً ماهیّت خدا وجودِ مادّی نیست، جسم نیست، این مسلّم است، جای شک نیست؛ امّا ﴿ٱللَهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾ یعنی که خدا همان نور آسمان و زمین است، لذا ما این آیه را باید بگوییم، نمیفهمیم. ﴿ٱللَهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾ یک معنائی دارد که برای ما پنهان است، و اینها أخباریّین هستند که در بین علمای اسلام اینها بسیار زیاد هستند.
و مقصودِ ما از أخباریّین در مقابل اصولیّین، آن افرادی هستند که بر ظواهر اکتفا میکنند، و به هیچوجه تجاوز نمیکنند. اینها میگویند ﴿ٱلرَّحۡمَٰنُ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ ٱسۡتَوَىٰ﴾ یعنی: خدا روی کرسی سلطنت نشسته؛ امّا کرسی او چه قسم است ما نمیدانیم و معنی این آیه را هم نمیفهمیم؛ ﴿وَسِعَ كُرۡسِيُّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾ را نمیدانیم، ﴿وَجَآءَ رَبُّكَ وَٱلۡمَلَكُ صَفّٗا صَفّٗا﴾ را نمیفهمیم!
﴿يَدُ ٱللَهِ فَوۡقَ أَيۡدِيهِمۡ﴾؛1 «دست خدا بالای تمام دستهاست» وهّابیها میگویند: خدا دست دارد؛ ﴿وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّـٰتُۢ بِيَمِينِهِۦ﴾؛2 «آسمانها پیچیدۀ در دست خداست» یعنی: خدا دست دارد، مانند دستی که ما داریم!
امّا علماء أخباریّین میگویند: نه! خدا دست ندارد، مسلّم خدا مثل ما نیست، جسم نیست، مرئی نیست، مُشاهَد نیست، ملموس نیست، بالاتر از این حرفهاست؛ امّا ﴿يَدُ ٱللَهِ فَوۡقَ أَيۡدِيهِمۡ﴾ یعنی چه؟ این را نمیفهمیم؛ ﴿وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّـٰتُۢ بِيَمِينِهِۦ﴾ یعنی چه؟ این را نمیفهمیم. پس بنابراین اینها میگویند: آیات قرآن را نمیفهمیم، اگر از اوّل قرآن تا آخر قرآن، آیاتش را بخوانیم نمیفهمیم؛ چون تمام آیات قرآن مشحون و مملوّ است از این آیات.
آنها [وهّابیها] هم میگویند که: تمام آیات قرآن، همین معانی ظاهری و مادّی و محسوس را دارد. خدا را میآوریم در غالب مادّه. خدا دست دارد، چشم دارد، گوش دارد، پا دارد، روی کرسی مینشیند، امر میکند، نهی میکند. امر و نهیَش مثل امر شماست؛ و لذا آنها قائل به تجسّد هستند؛ یعنی میگویند: خدا اصلاً دارای یک جَسَد است.
- سوره الفتح (٤٨) قسمتی از آیه ١٠.
- سوره الزّمر (٣٩) قسمتی از آیه ٦٧.
