
اشكالات وارد بر نظر وهابىها و اخبارىها در تفسیر آیه نور
تحلیل و ردّ دیدگاههای ظاهرگرایانه در تفسیر قرآن
نقد و ردّ تفسیر ظاهرگرایانۀ وهابیها و اخباریها از آیۀ شریفۀ{الله نور السماوات و الارض}، موضوع اصلی این سخنرانی است. علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) در این سخنرانی ارزشمند که در شب سه شنبه ٢٣ جمادی الثّانیة، سال ١٣٩٦ هجری قمری ایراد شده است، دیدگاههای جمودگرایانه و مادیگرایانهی وهابیون و اخباریون را به چالش کشیده و به تفصیل به این سؤال میپردازد که آیا خداوند نور مادی و جسمانی است یا نوردهنده است؟ ایشان با نقد استناد وهابیون به احادیث جعلی (اسرائیلیات) برای اثبات تجسد خداوند، به تبیین دیدگاه صحیح در مورد معانی مجازی در قرآن میپردازد. این سخنرانی به شناخت حقیقت ولایت از طریق تفسیر صحیح آیات قرآن کمک میکند.
اشكالات وارد بر نظر وهابىها و اخبارىها در تفسیر آیه نور
8راه حلّ مسأله چیست؟
حلّ این مسأله چیست؟ ﴿ٱللَهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾ را اگر بخواهیم خوب بفهمیم، حلّ این مسأله، محتاج به یک مقدّمه است. این مقدّمه را من برای شما خیلی خیلی ساده بیان میکنم، و اگر إنشاءاللَه خوب فهمیدید تمام این آیات و تمام این اشکالات خوب حلّ میشود. در این آیه و همۀ آیات و همۀ اخبار و همۀ مکالماتِ مردم و محاوراتی که نظیر اینهاست، در آن محاورات و مکالمات خوب روشن میشود، و آن این است که:
الفاظ برای معانی عامّه وضع میشوند نه برای معنی خاصّ.1 در هر لغتی، فارسی، عربی، انگلیسی، شرقی، غربی، هر لفظی را که وضع میکنند، آن کسی که این لفظ را برای یک معنائی وضع میکند، آن معنای عامّ را در نظر میآورد، و این لفظ را برای آن قرار میدهد.
من باب مثال: چراغ را در زبان فارسی وضع کردهاند برای چراغ. آنوقتی که لفظ چراغ را استعمال میکردند، چراغ عبارت بود از یک فتیلهای که آن را داخل ظرفی از روغن ـ روغن چراغ ـ میگذاشتند، و بعد با سنگ چخماق آن فتیله را روشن میکردند، و این فتیله میسوخت. به این میگفتند چراغ. و در آنوقتی که به این میگفتند چراغ، اصلاً صحبت از چراغ نفتی نبود. چراغ نفتی و فتیله و لوله، اینها هم هنوز نبود. بعد از این که چراغ نفتی را انتخاب کردند و اختراع کردند، و بعد داخل یک مخزنی [نفت] ریختند و بالای آن فتیله گذاشتند، و روی آن هم یک حبابی از شیشه گذاشتند، و او را هم روشن کردند، به این باز هم گفتند چه؟ چراغ؛ نه اینکه یک معنی دیگری را ملاحظه کردند و لفظ چراغ را برای او وضع کردند. نه! همان لفظ چراغی را که سابقاً وضع کرده بودند، همان را الآن روی این چراغ استعمال میکنند، و در ذهنشان هیچ تغییری نیست. میبینند که همین معنی چراغی که سابقاً بوده، الآن هم به این شکل، این هم چراغ است. باید به او گفت چراغ. و بعد که چراغ گازی پیدا شد، به آن چراغ گازی هم گفتند چراغ. به چراغهای توری هم گفتند چراغ. به چراغهایِ الکتریکی هم که بعد پیدا شد، گفتند چراغ. آقا چراغ را روشن کن! آقا کلید را بزن!
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون این مطلب به الله شناسی، ج ١، ص ٤٧؛ امام شناسی، ج ٥، ص ١٧٠؛ معاد شناسی، ج ٨، ص ٤٥، مراجعه شود. (محقّق)
