
ملاک ارزش عمل (1)
میزان ارزش انسان براساس تقوا. معیار ارزش عمل انسان براساس نیّت او. نقد شبههای پیرامون ارزش اختراعات مهم در خدمت به بشریّت و کارهای خیر غیر مسلمانان. بررسی مضرّات ضدّ بشریّت برخی اختراعات و اکتشافات بزرگ بهواسطۀ سوءاستفاده از آنها. تحلیل نیّات و أغراض مخترعین و مکتشفین غیر مسلمان. اجر دانشمندان بر طبق منظور و غرضشان از اختراعات و اکتشافات. اجر و پاداش اعمال براساس نیّت و مقصود افراد. حیات جاهلی بهواسطۀ حرکت در مسیر اهواء نفسانی و حیات طیّبه بهواسطۀ حرکت بهسوی حق. علّت خلود در جهنّم یا بهشت. ملاک الهی بودن نیّت و مقصود علما و دانشمندان. تفاوت میزان ارزش عمل در عالم اعتبار و در عالم حقیقت. جاودانگی در بهشت یا جهنّم بهسبب نیّت بر تداوم عمل ثواب یا ارتکاب معصیت در دنیا. کیفیّت عدل خداوند در محاسبۀ اعمال انسان. روایت جابر از پیغمبر اکرم دربارۀ معیّت با یک قوم و عملشان بهواسطۀ محبّت به آنها. شرح حال و علوّ مقام جابر بن عبداللَه انصاری و عطیّۀ کوفی. اسرار غسل و إحرامبستن جابر قبل از زیارت حضرت سیّدالشّهدا در روز اربعین. مناجات جابر با حضرت اباعبداللَه الحسین. علّت معیّت جابر با اصحاب امام حسین در فداکاریها و جانفشانیهای روز عاشورا.
ملاک ارزش عمل (1)
توضیحات:
میزان ارزش انسان براساس تقوا. معیار ارزش عمل انسان براساس نیّت او. نقد شبههای پیرامون ارزش اختراعات مهم در خدمت به بشریّت و کارهای خیر غیر مسلمانان. بررسی مضرّات ضدّ بشریّت برخی اختراعات و اکتشافات بزرگ بهواسطۀ سوءاستفاده از آنها. تحلیل نیّات و أغراض مخترعین و مکتشفین غیر مسلمان. اجر دانشمندان بر طبق منظور و غرضشان از اختراعات و اکتشافات. اجر و پاداش اعمال براساس نیّت و مقصود افراد. حیات جاهلی بهواسطۀ حرکت در مسیر اهواء نفسانی و حیات طیّبه بهواسطۀ حرکت بهسوی حق. علّت خلود در جهنّم یا بهشت. ملاک الهی بودن نیّت و مقصود علما و دانشمندان. تفاوت میزان ارزش عمل در عالم اعتبار و در عالم حقیقت. جاودانگی در بهشت یا جهنّم بهسبب نیّت بر تداوم عمل ثواب یا ارتکاب معصیت در دنیا. کیفیّت عدل خداوند در محاسبۀ اعمال انسان. روایت جابر از پیغمبر اکرم دربارۀ معیّت با یک قوم و عملشان بهواسطۀ محبّت به آنها. شرح حال و علوّ مقام جابر بن عبداللَه انصاری و عطیّۀ کوفی. اسرار غسل و إحرامبستن جابر قبل از زیارت حضرت سیّدالشّهدا در روز اربعین. مناجات جابر با حضرت اباعبداللَه الحسین. علّت معیّت جابر با اصحاب امام حسین در فداکاریها و جانفشانیهای روز عاشورا.
ملاک ارزش عمل (1)
16جابر خیلی مرد بزرگی است و از شیعیان خالص امیرالمؤمنین است؛1 یعنی از افرادی است که رَجَعوا إلیٰ أمیرِالمؤمنین و [بقِیَ] تحت وَلایتِه. و ما در بین بزرگان شیعه که دارای کتب رجال و تراجم هستند، هیچ خلاف و هیچ قدْحی از جابر بن عبداللَه انصاری ندیدهایم.
جابر در کوچههای مدینه راه میرفت و فریاد میزد و علناً میگفت:
عَلیٌّ خیرُ البَشَرِ، مَن أبیٰ فقَد کَفَر!2 ای مردم، به علی بگروید! اگر میبینید که نسبت به علی محبّت ندارید، بروید و علّت را از مادر خودتان سؤال کنید!3
تا زمان نود سالگی عمر کرد و حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام را هم ادراک کرد و سلام پیغمبر را هم به آن حضرت رساند و از دار دنیا رفت.4
در قضیّۀ کربلا معلوم نیست که چشم او نابینا بوده است؛ بلکه براساس روایتی که ذکر شده است:
روزی بعد از قضیّۀ کربلا در خانۀ حضرت سجّاد بود که حضرت امام محمّد باقر بیرون آمدند، حضرت را دید و گفت: «ای پسر، اینطور حرکت کن، آنطور حرکت کن!» و بعد گفت: «این شمائل، شمائل رسول خدا است!»5
استفاده میشود که در آنوقت هم چشم داشته است. [شاید] در آخر عمر چشم نداشته است و نابینا بوده است و از دار دنیا رفته است؛ که آن هم جای تردید دارد!6 خلاصه جابر یک مرد جا افتادۀ بصیرِ خبیر و از شیعیان خالصِ با معرفت است.
امروز خبر شهادت سیّدالشّهدا علیه السّلام به او رسیده است و از مدینه حرکت کرده است و با عطیّۀ عوفی کوفی برای زیارت قبر ایشان آمده است.
مرحوم شیخ در رجال مینویسد: «عطیّۀ عوفی از اصحاب امیرالمؤمنین علیه السّلام بوده است.»7 و بعد دارد: «عطیّۀ عوفی کوفی از اصحاب حضرت باقر است.»8 بعضی گفتهاند: «شاید دو عطیّه است.» امّا مرحوم مامقانی در تنقیح المقال میگوید:
هیچ بُعدی ندارد که این همان عطیّه باشد ـ کما اینکه بعضی گفتهاند ـ منتها عمرش از زمان امیرالمؤمنین علیه السّلام تا حضرت باقر بوده است! در زمان امیرالمؤمنین بیست ساله هم که بوده باشد، از اصحاب حضرت حساب میشده است؛ پنجاه و پنج سال هم تا زمان حضرت باقر طول میکشد و هفتاد و پنج ساله میشود و مقداری از زمان حضرت باقر را هم ادراک کرده است؛ که این هیچ بُعدی ندارد!
- رجال الطّوسی، ص ٥٩.
- امام شناسی، ج ٧، ص ١٦:
«علی بهترین افراد بشر است، و کسی که این حقیقت را انکار کند حقّاً کفر ورزیده است!» - من لا یحضره الفقیه، ج ٣، ص ٤٩٣؛ رجال الکشّی، ص ٤٤.
- الکافی، ج ١، ص ٤٦٩؛ الإرشاد، ج ٢، ص ١٥٨؛ رجال الکشّی، ص ٤٢.
- الکافی، ج ١، ص ٤٦٩؛ رجال الکشّی، ص ٤١.
- مروج الذّهب، ج ٣، ص ١١٥.
- رجال الطّوسی، ص ٧٦.
- همان، ص ١٤٠.
