
صداقت و خلوص نیت شرط اساسی تکامل
موضوع: لزوم صداقت وخلوص نیت در راه سیرو سلوک 1 – اختلاف و كدورت نفساني دو مؤمن از يكديگر منجر به عدم قبولي عبادات آنها ميشود. 2 – اختلاف و كدورت نفساني دو مؤمن نه تنها به حق آنها ضرر ميرساند بلكه در ملكوت ساير افراد هم تأثير سوء ميگذارد. 3– جنبه ظاهر و جنبه باطن عبادت. 4– مرحوم آیت اللَه انصاري همدانی رضوان اللَه عليه ميفرمودند: من از چايي كه در يك منزل مينوشم ميفهمم كه خانم آن منزل از آمدن من در آن منزل راضي هست يا نيست. 5– ملكوت عبادات و جنبة ربطي عبادات به كيفيت نيّت انسان بر ميگردد. 6 – دستور مرحوم علامه طهراني به استاد طهراني مبني بر بيان مطالب به صورت كلي. 7 قدم اول سالک راه خدا ، داشتن نیّت صادق و خالص در مقصد وهدف خویش می باشد. 8 حكايت برخورد اميركبير با قاضيالقضاة طهران كه در قضاوتش به اشخاص نظر داشت نه به حقّ. 9 – صداقت علامه طهراني رضوان اللَه عليه در عدم تبعيض بين رفقا و فرزندانشان مشهود بود. 10 – مقايسهاي ميان صداقت و استقامت اميرالمؤمنين عليه السلام در جنگها با عملكرد ساير خلفا.
صداقت و خلوص نیت شرط اساسی تکامل
توضیحات:
موضوع: لزوم صداقت وخلوص نیت در راه سیرو سلوک 1 – اختلاف و كدورت نفساني دو مؤمن از يكديگر منجر به عدم قبولي عبادات آنها ميشود. 2 – اختلاف و كدورت نفساني دو مؤمن نه تنها به حق آنها ضرر ميرساند بلكه در ملكوت ساير افراد هم تأثير سوء ميگذارد. 3– جنبه ظاهر و جنبه باطن عبادت. 4– مرحوم آیت اللَه انصاري همدانی رضوان اللَه عليه ميفرمودند: من از چايي كه در يك منزل مينوشم ميفهمم كه خانم آن منزل از آمدن من در آن منزل راضي هست يا نيست. 5– ملكوت عبادات و جنبة ربطي عبادات به كيفيت نيّت انسان بر ميگردد. 6 – دستور مرحوم علامه طهراني به استاد طهراني مبني بر بيان مطالب به صورت كلي. 7 قدم اول سالک راه خدا ، داشتن نیّت صادق و خالص در مقصد وهدف خویش می باشد. 8 حكايت برخورد اميركبير با قاضيالقضاة طهران كه در قضاوتش به اشخاص نظر داشت نه به حقّ. 9 – صداقت علامه طهراني رضوان اللَه عليه در عدم تبعيض بين رفقا و فرزندانشان مشهود بود. 10 – مقايسهاي ميان صداقت و استقامت اميرالمؤمنين عليه السلام در جنگها با عملكرد ساير خلفا.
صداقت و خلوص نیت شرط اساسی تکامل
11چندی پیش بود یکی از رفقای تهران که از زمان طفولیت با ایشان بودیم ولی این خیلی ارتباط چندانی با افراد ندارد، میگفت من حدود چند ماه پیش بود میگفت من مرحوم آقا را خواب دیدم ایشان بسیار ناراحت بودند از این اوضاع و اختلافاتی که هست خیلی ایشان ناراحت بودند و میگفتند چرا آخر اینطور است؟ چرا باید اینطور باشد؟ چرا این اختلافات است هی خیلی چیزها ...، بعد ایشان به من میگفت، ایشان به من گفت که البته یک مطلبی را نقل کرد که حالا من آن مطلب را عرض نمیکنم بنا ندارم من عرض کردم تعیین خدمتتان تعیین مصداق نمیخواهم بکنم، اما آن چه که مربوط به من است گفت که آقا آیا شما حاضر هستید در یک مجلسی با اخوانتان بیایید و این مسائل را بگویید، گفتم الان ساعت چند است؟ گفت ساعت دوازده و ربع، گفتم من از الان به شما وکالت میدهم در هر جا و در هر شرایطی و در هر مکانی و در هر جلسهای بنده به شما وکالت میدهم، شما از طرف من وکیل هستید که بروید این کار را انجام بدهید دیگر از این بالاتر چه بگویم، دیگر چه بگویم چه به نظرم میرسد، گفتم شما اگر مطلبی خودتان میتوانید بگویید، گفت خیلی عجیب است شما اینطور میگویید ولی جور دیگری من شنیدم، حالا دیگر عرض میکنم قسم دیگر آن را نمیگویم، گفتم من الان به شما دارم وکالت میدهم خودم دارم به شما میدهم، که بنده در هر مکانی در هر جلسهای و در هر قسمی آمادگی دارم که بیایم و این مطالب را مطرح کنم که آیا من راست میگویم یا دیگران راست میگویند، افراد غریبه بیایند قضاوت کنند، ریش تراشها بیایند ریش تراشها بیایند بنشینند قضاوت کنند من قبول دارم، خب حالا چه باید کرد این مشکل ما این است این که خدمت ... خب این است قضیه، صحبت در این است که انسان باید از اول حرکتش را حرکت صادقانه بکند، حرکتش را حرکت ... لذا اگر بر اساس این مسئله هر چه راه برود راه به جایی نمیبرد چرا؟ چون خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج.
