
کیفیت ارتباط و اتصال زن با پروردگار متعال
موضوع: تطابق قوانين تشريع با قوانين تكوين در اسلام 1 – بيان علّت اينكه سالك بايد دائماً طهارت داشته باشد. 2 – تطابق قوانين تشريع با قوانين تكوين در اسلام. 3 – فرمايش مرحوم علامه طهراني در ارتباط با عدم تناول زياد طعام در هنگام شب. 4 – قوانين اسلام براي تكامل انسان در راستاي مسائل دنيوي و اخروي ميباشد. 5 – هر حكم و عملي كه باعث كدورت شود، خلاف رضاي خداست و از قوانين اسلام خارج ميباشد. 6 – ديدن بعضي از صور كه موجب خيالات براي انسان ميشود و تمركز انسان را در نماز ميگيرد، با قوانين تكويني منافات دارد. 7 – بيان علت حرمت امور محرّم در اسلام. 8 – ارتباط و اتصال زن با پروردگار متعال در زمان حاملگي و شيردادن فرزند قويتر از ساير زمانها ميباشد. 9 – در صورتي كه بچهدار شدن براي مادر منجر به بروز هر گونه موانع عقلي و منطقي و جسمي شود بچهدار شدن صحيح نيست. 10 – بيان سه بطن از 70 بطن يك آيه از آيات قرآن كريم توسط مرحوم ملا فتحعلي سلطانآبادي در حضور علماي طراز اول نجف.
کیفیت ارتباط و اتصال زن با پروردگار متعال
توضیحات:
موضوع: تطابق قوانين تشريع با قوانين تكوين در اسلام 1 – بيان علّت اينكه سالك بايد دائماً طهارت داشته باشد. 2 – تطابق قوانين تشريع با قوانين تكوين در اسلام. 3 – فرمايش مرحوم علامه طهراني در ارتباط با عدم تناول زياد طعام در هنگام شب. 4 – قوانين اسلام براي تكامل انسان در راستاي مسائل دنيوي و اخروي ميباشد. 5 – هر حكم و عملي كه باعث كدورت شود، خلاف رضاي خداست و از قوانين اسلام خارج ميباشد. 6 – ديدن بعضي از صور كه موجب خيالات براي انسان ميشود و تمركز انسان را در نماز ميگيرد، با قوانين تكويني منافات دارد. 7 – بيان علت حرمت امور محرّم در اسلام. 8 – ارتباط و اتصال زن با پروردگار متعال در زمان حاملگي و شيردادن فرزند قويتر از ساير زمانها ميباشد. 9 – در صورتي كه بچهدار شدن براي مادر منجر به بروز هر گونه موانع عقلي و منطقي و جسمي شود بچهدار شدن صحيح نيست. 10 – بيان سه بطن از 70 بطن يك آيه از آيات قرآن كريم توسط مرحوم ملا فتحعلي سلطانآبادي در حضور علماي طراز اول نجف.
کیفیت ارتباط و اتصال زن با پروردگار متعال
18خب من دو سه روز پیش داشتم به یک بنده خدایی میگفتم خدا که با کسی دشمنی ندارد خدا که با مردها رفیق نیست و با زنها دشمن باشد، این که معنا ندارد و او پرودرگار همه است و آفریدگار همه است و نه حقی را نسبت به کسی زیاده داده و نه از حقی نسبت به کسی کم گذاشته، خداوند متعال این موجودی را که درست کرده برای او هم یک دفترچه برایش آورده از این کارخانه این دفترچه را بگیرید، این دفترچه را مطالعه کنید قوانین مربوط را در این دفترچه، همه مسائلی است که بزرگان بزرگان دین، آنهایی که به حقیقت مطلب رسیدند و به حقیقت قضیه رسیدند به آن باید عمل کنند، اگر در مواردی اختلاف هست و نظر نظر عرض میشود که نظر ممکن است تعارض در نظر باشد زن در آن جا نباید چون و چرا بکند و نباید بگوید من این کار را میکنم و این کار را نمیکنم، همین که چون و چرا کرد باخت باخت مسئله را، قضیه را باخته، مرحوم آقا بارها من از ایشان شنیدم که میفرمودند فلان شخص و ما وقتی که نگاه میکردیم میدیدیم این شخص خیلی نسبت به مسائل عبادی آن طور که بقیه هایوهوی دارند آنطور نیست زن عادی است وفلان، میفرمودند این شخص برده، میرفتیم وقتی میدیدیم قضیه این غیر از این که خودش را در آن محیط زندگی تطبیق داده کار دیگری نکرده، حالا این ولی خدا از کجا فهمیده این مسائل را کسی که به او نگفته التفات میکنید، نماز خواندن روزه گرفتن تحجب کردن تمام اینها به جای خودش محفوظ و باید باشد کسی که نکند باخته.
مرحوم قاضی فرمودند به علامه طباطبایی خیر دنیا را میخواهی نمازشب بخوان خیر آخرت را میخواهی نمازشب بخوان اینها هست، مرحوم آقا یکدفعه من را دعوا کردند چرا در خواندن نمازشب سستی میکنی دعوا کردند نه این که تذکر بدهند التفات میکنید، ولی صحبت در این است که ایننمازشبها باید در ارتباط با اطاعت از حق بتواند تأثیر بگذارد، اگر من بلند شوم شب نمازشب بخوانم فردا مخالفت دستور استادم را بکنم مطلبی را که او میگوید انقلت وانقلت کنم آن نمازشب دیشب من مؤثر است؟ نخیر مؤثر نیست و آن اطاعت از دستور و مطابعت از دستور لمّ قضیه و جان مسئله و اساس حیات و آن اکسیر، اکسیری که به مس بخورد طلا میکند آن اطاعت است، در تحت آن اطاعت توفیق برای نماز شب پیدا میشد، توفیق برای عبادت پیدا میشود، نورانیت پیدا میشود تمام اینها پیدا میشود چرا؟ چون قاعده تکوینی آن است، قانون تکوین اقتضا میکند که انسان سر خود نباشد، خوارج سر خود نماز خیلی میخواندند ... بودند پیشانی ایشان همه چیز شده بود بله اینها اینطور بودند، خودسر بودند نفس ایشان آمده بود و نمازشب را برای آنها جلوه داده بود، ما شبها بلند میشویم نمازشب میخوانیم بله آن وقت همین سرراه میایستد وقتی که میبیند یک مرد با زنش دارد میآید جلوی آنها را میگیرد، با چندنفر میگویند بگو ببینم طرفدار کی هستی طرفدار علی یا معاویه؟ میگوید من طرفدار علی هستم، زنش را پیاده میکنند با چاقو میزنند شکم زنش را میدرند بعد بچه او را درمیآورند میگویند بچه تو پسر است، این همین خوارج، التفات کردید این مال چیست؟ این مال خودسری است آن نمازشب آمده این بیچاره را به یک فرعون تبدیل کرده، اگر نمازشب نمیخواند بهتر بود ای کاش نمازشب نمیخواند، ای کاش برایش این بت نمیشد ای کاش این نمیآمد و یک قداست کاذبانه برای او به وجود بیاورد و نفس اور ا در مقابل با حق جری کند، نفس او را در اطاعت از حق به انکار وادارد، این نماز شب میآید این کار را میکند، آن نمازشبی که بر اساس دستور است میآید آن کار را میکند حال انسان را عوض میکند صحبت انسان را تغییر میدهد، ارتباط انسان را عوض میکند آدم کاملا میفهمد که صحبت فرق کرده با دیروز، با هفته پیش صحبتها فرق کرده افکار فرق کرده، افکار توحیدی حاکی از وحدت، حاکی از جمعیت آمده اما اگر اینجور نباشد افکار انزوایی، افکار عزلت افکار خودمحوری، افکار کثرت اینها میآید اینها چیزهایی است که آدم میفهمد، خیلی راحت نیاز به امتحان ندارد چرا؟ چون براساس قانون آمده عمل شده انشاءاللَه امیدواریم که البته ممکن است تتمه هم داشته باشد ولی خب دیگر به اصطلاح خیلی وقت زیاد شده دیگر تصدیع پیدا شد تصدیع داریم انشاءاللَه در فرصت دیگر به ادامه این مطلب و دنباله بحث های گذشته میپردازیم انشاءاللَه.
