اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مهم ترین میزان در قرب و بعد سالک به خداوند متعال

0

موضوع:لزوم حرکت در مسیر سیروسلوک براساس علم ویقین 1 – انسان بر اساس ادله عقلي بايد نسبت به راه و مسير خود یقین داشته باشد. 2 – سخن نادرست برخي از افراد در انكار عمر حضرت نوح عليه السلام. 3 پيامبران و ائمه عليهم السلام بر اساس برهان و دليل مطالب خود را بيان مي‌كردند و مردم هم بر اساس عقل و فطرت خود مطالب را مي‌پذيرفتند. 4 انتخاب ابوبكر به جانشيني پيغمبر مطلبي است خلاف عقل و فطرت. 5 حكايت فردي از اهالي رشت كه خود را در هر آينه‌ مي‌ديد آينه را مي‌شكست و مي‌گفت چه آينه زشتي. 6 –پيشنهاد امتحان مرحوم حداد رضوان اللَه عليه به آية اللَه سيد ابراهيم كرمانشاهي از جانب علامه طهراني رضوان اللَه عليه. 7– امتحان امام رضا عليه السلام توسط مامون در مناظره حضرت با علماي طراز اول يهودي و نصراني و... 8 – سؤالات و پرسش‌هاي مرحوم مطهري از مرحوم حداد رضوان اللَه عليه و پاسخ‌هاي ايشان منجر به سرسپردگي او به حضرت حداد شد.

مهم ترین میزان در قرب و بعد سالک به خداوند متعال

11
  • مرحوم آقا این قضیه را ایشان بارها می‌فرمودند اغلب افراد نمی‌گفتند تمام که یک وقتی حالا شاید یک کسی هم این وسط ...، می‌گفتند اغلب افرادی که راجع به مسئله قضا و حکومت و اینها کتاب نوشتند افرادی بودند که دست‌شان در کار بوده و اغلب افرادی که بر ضد قضا و حکومت و تصدی روحانی نسبت به مسائل قضا کتاب نوشتند افرادی بودند که کنار زده شده بودند اغلب افراد، بعد یک قضیه نقل می‌کردند خیلی جالب خیال می‌کنم این قضیه را هم گفته باشم نمی‌دانم ظاهرا گفتم حالا در قزوین در همین شاهزاده حسین قزوین یک قبری هست به نام قبر شهید ثالث آخوند ملا محمد تقی ببکانی در همین شاهزاده حسین قزوین، ایشان در همان زمان فتنه بابیت در زمان ناصرالدین شاه به توسط همین بابی ها و بهائی ها کشته می‌شوند بله و ظاهرا عموی همین قری العین معروفی است که در زمان بابیت و بهائیت و اینها ظهور کرد و توسط عیادی همان هم کشته می‌شود در همین نماز صبح که رفته بوده برای مسجد در آنجا می‌ریزند و خلاصه او را در همان جا از بین می‌برند، در قزوین یک شخصی بود روزهای جمعه نماز جمعه می‌خوانده یکی از آقایان بود از علما بود و این همین آخوند ملا محمدتقی برکانی به شدت بر علیه نماز جمعه در آنجا صحبت می‌کردن و تبلیغ که نماز جمعه مال زمان رسول خدا است الان در این زمان خواندش جایز نیست و کذا و کذا و خیلی هم صحبت می‌کرده و خیلی مخالف بوده، در همان مسجد بزرگ مسجد جامع ایشان می‌خواند برای ایشان یک کاری پیش می‌آید یک هفته می‌آید تهران همان امام جمعه، ایشان در همان یک هفته می‌رود به جای او شروع می‌کند به نماز جمعه خواندن وقتی که این از تهران برمی‌گردد می‌بیند ملامحمد تقی نماز جمعه شروع کرده و بعد هم دیگر نماز جمعه را به دستش گرفت، گفت من تعجب می‌کنم یک حکم شرعی با یک رفتن تهران و برگشتن ١٨٠ درجه عوض شد التفات می‌کنید، این یک نمونه است ما اگر بخواهیم دقت کنیم می‌بینیم در این مسئله نه علم دخالت دارد نه عرض کنم حضورتان که نماز دخالت دارد، نه عبادت انسان در این قضیه دخالت دارد نه پیری و جوانی و سیادت و غیر سیادت و هیچ کدام اینها، آنچه که در این مسئله دخالت دارد فقط نفس است نفس است و نفس، نفس می‌آید و تمام موقعیت‌ها را می‌خواهد برای خودش در انحصار دربیاورد، نمی‌تواند ببیند مردم در یک مسجد اجتماع کردند، این آقا عالم است این هم عالم است مردم می‌روند پشت سر این نمی‌تواند ببیند، خب شمشیر دست بگیرد قمه دست بگیرد بیاید در صف جماعت بزند نه! این شمشیر و این قمه زبان او است، خداوند این زبان را به او داده که در حق بکار ببرد می‌آید این زبان را به عنوان شمشیر وبه عنوان قمه بر علیه یک مسئله‌ای که با منافع او در تعارض است به کار می‌گیرد و وقتی آن مسئله به نفع او برمی‌گردد این زبان و شمشیر در نیام می‌رود و دیگر دهان بسته می‌شود دیگر تمام شد.