اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مهم ترین میزان در قرب و بعد سالک به خداوند متعال

0

موضوع:لزوم حرکت در مسیر سیروسلوک براساس علم ویقین 1 – انسان بر اساس ادله عقلي بايد نسبت به راه و مسير خود یقین داشته باشد. 2 – سخن نادرست برخي از افراد در انكار عمر حضرت نوح عليه السلام. 3 پيامبران و ائمه عليهم السلام بر اساس برهان و دليل مطالب خود را بيان مي‌كردند و مردم هم بر اساس عقل و فطرت خود مطالب را مي‌پذيرفتند. 4 انتخاب ابوبكر به جانشيني پيغمبر مطلبي است خلاف عقل و فطرت. 5 حكايت فردي از اهالي رشت كه خود را در هر آينه‌ مي‌ديد آينه را مي‌شكست و مي‌گفت چه آينه زشتي. 6 –پيشنهاد امتحان مرحوم حداد رضوان اللَه عليه به آية اللَه سيد ابراهيم كرمانشاهي از جانب علامه طهراني رضوان اللَه عليه. 7– امتحان امام رضا عليه السلام توسط مامون در مناظره حضرت با علماي طراز اول يهودي و نصراني و... 8 – سؤالات و پرسش‌هاي مرحوم مطهري از مرحوم حداد رضوان اللَه عليه و پاسخ‌هاي ايشان منجر به سرسپردگي او به حضرت حداد شد.

مهم ترین میزان در قرب و بعد سالک به خداوند متعال

12
  • در زمان پیغمبر اکرم در هر قضیه‌ای که پیغمبر می‌خواست انجام بدهد این منافقین جلسه تشکیل می‌دادند، پیغمبر یک حکم می‌کرد منافقین شروع می‌کردند و می‌رفتند صحبت می‌کردند، توطئه می‌کردند، حرف می‌زدند شایعه پخش می‌کردند، پیغمبر می‌دید یک حکم می‌خواهد انجام بدهد در دل مردم شک پیدا شده شبهه پیدا شده، حالا برویم نرویم آن یکی می‌گفت فلان آن یکی می‌گفت مزرعه من آب ندارد، آن یکی می‌گفت زنم حامله است آن یکی می‌گفت نمی‌دانم شترم چه شده، این حرف‌ها و اینها هی درمی‌آمد این هم که همیشه هست بالاخره همیشه یک عده زنهایشان حامله هستند یک عده فرض کنید که شترهایشان فرض کنید که نیاز به کاه و علف دارند، یک عده مزارع‌شان نیاز به آب و مراقبت دارند یک عده نمی‌دانم این در تمام مسائل چطور شد وقتی در زمان پیغمبر هر حرفی که پیغمبر می‌خواست بزند هر کاری که می‌خواست پیغمبر بکند یکدفعه زنها حامله می‌شدند، نمی‌دانم مزارع این‌طور آن‌طور می‌شد، همین که حکومت به ابوبکر رسید دیگر همه از حمل افتادند دیگر هیچ اسمی‌نبود، دیگر هیچ توطئه‌ای نبود هیچ جلسه‌ای نبود این چه قضیه‌ای هست؟ این چیست؟ این زبان را که خدا داده این زبان برای این است که تو این زبان را در راه حق به کار بگیری، این جلسات را می‌گذاشتنتد صحبت می‌کردند با هم این‌طور می‌کردند فلان می‌کردند، ایراد بگیریم از کلام پیغمبر ایراد بگیریم، این را بگیریم، ایراد را بزرگ می‌کردند، می‌رفتند آن‌طرف پخش می‌کردند آن‌طرف پخش می‌کردند آره شنیدی چه‌کار کرده علی چه‌کار کرده! آن چه‌کار کرده درست شد، نق می‌زدند پیغمبر را اذیت می‌کردند خلق پیغمبر را تنگ می‌کردند، کار را مشکل می‌کردند، همین که این حکومت رسید به ابوبکر تمام شد، تمام جلسات دیگر تمام شد تمام نق زدنها دیگر تمام شد همه دیگر صف اول، آن موقع می‌گفت یا علی بزم در بیرون مدینه است می‌خواهم بروم به بزم برسم، به گوسفندانم برسم حالا صف اول پشت سر ابوبکر می‌ایستد، بزت را چکار کردی؟ در مسجد آوردی یا سرجایش است، این مسئله همیشه هست نه تنها در زمان پیغمبر در زمان قبل از پیغمبر هم بوده، در زمان بعدش بوده قبلش هم‌بوده، همین الان هم توطئه هست همین الان، همین الان ما یک حرف می‌زنیم یک جریانی را می‌خواهیم درست کنیم بعد یکدفعه می‌بینمی یک مسائل دیگر، از یک جاهای دیگر، این ها! می‌بینیم دوباره شروع شد، حالا اگر قضیه برگردد این مسئله جایش را عوض کند دیگر همه این حرفها تمام می‌شود، دیگر همه مخلص همه تسلیم، دیگر همه راضی تمام است دیگر قضیه، این را انسان باید اصلاح کند باید به این نکته برسد، بله این مطالبی که امروز عرض کردم ان‌شاءاللَه اینها مقدمه است برای آن مطلب دیگر که آن مسئله اصلی است که چرا این‌طور می‌شود که انسان تغییر حال پیدا می‌کند؟