
مهم ترین میزان در قرب و بعد سالک به خداوند متعال
موضوع:لزوم حرکت در مسیر سیروسلوک براساس علم ویقین 1 – انسان بر اساس ادله عقلي بايد نسبت به راه و مسير خود یقین داشته باشد. 2 – سخن نادرست برخي از افراد در انكار عمر حضرت نوح عليه السلام. 3 پيامبران و ائمه عليهم السلام بر اساس برهان و دليل مطالب خود را بيان ميكردند و مردم هم بر اساس عقل و فطرت خود مطالب را ميپذيرفتند. 4 انتخاب ابوبكر به جانشيني پيغمبر مطلبي است خلاف عقل و فطرت. 5 حكايت فردي از اهالي رشت كه خود را در هر آينه ميديد آينه را ميشكست و ميگفت چه آينه زشتي. 6 –پيشنهاد امتحان مرحوم حداد رضوان اللَه عليه به آية اللَه سيد ابراهيم كرمانشاهي از جانب علامه طهراني رضوان اللَه عليه. 7– امتحان امام رضا عليه السلام توسط مامون در مناظره حضرت با علماي طراز اول يهودي و نصراني و... 8 – سؤالات و پرسشهاي مرحوم مطهري از مرحوم حداد رضوان اللَه عليه و پاسخهاي ايشان منجر به سرسپردگي او به حضرت حداد شد.
مهم ترین میزان در قرب و بعد سالک به خداوند متعال
13تلمیذ: سوال میشود کرد
استاد: بله بفرمایید اگر
تلمیذ: شما در جلسه پیش در رابطه با زن و مرد گفتید گفتید که به اصطلاح هر دو با هم پرواز میکنند، زن و مرد یک روح در دو جسم هستند این تعبیر را داشتید، پس حالا چرا نگاه میکنیم، علت چیست که بعضی نگاه میکنیم که مرد به مقام ولایت رسیده ولی زنش اندر خم یک کوچه است؟ یا این که عکس آن، علت چیست؟
استاد: بله این همین است که باید ما عرض کنیم البته راجع به اصل قضیه همانطوری که خدمتتان عرض شد هر شخصی یک حکم مختص به خودش را دارد، گرچه زن و مرد هر دو مشترک هستند در مسیر زندگی، ولی هر کدام از اینها در نیتشان با پروردگار و در خلوص نیت و انجام تکالیفشان ممکن است که با دیگری تفاوت داشته باشد، آسیه زن فرعون بود و در همان قصر فرعون به کمال رسید و پسر نوح در همان خانواده به نابودی و تباهی کارش انجامید، همین مسئله راجع به نه تنها در افراد، بلکه راجع به ائمه هم این مسائل را ما میبینیم، یکی مثل امام حسن علیه السلام است که فرض کنید که زنش باعث قتل و شهادتش میشود و یکی هم فرض کنید که مثل سیدالشهدا است که مثلا عیالش که حضرت رباب این بعد از شهادت امام حسین علیه السلام در همان کربلا باقی میماند و میگوید من از اینجا حرکت نمیکنم و به مدینه نمیآیم و یک سال هم در همان جا میماند و بعد هم از دنیا میرود.
ائمه علیهم السلام دارای حالات مختلف بودند، از این نقطه نظر ما همین مسئله را در اولاد ائمه هم مشاهده میکنیم و بسیاری از گرفتاریهای ائمه علیهم السلام در دوران حیاتشان به واسطه همین اقوامشان بوده که اینها با فاصله نزدیک، این اقوام با هم ارتباط داشتند، امام صادق علیه السلام خدا میداند چه کشید از طرف همین بنی اعمام خودش، بنی الحسن ابراهیم و محمد فرزندان عبداللَه محض و امام باقر علیه السلام به واسطه همین بنی اعمامش به شهادت میرسد، برادران امام رضا و عموهایامام رضا حضرت را به محکمه مدینه و به حاکم خلیفه عباسی میکشانند، برادر امام علیه السلام میآید امامت امام زمان را انکار میکند و خود را جانشین امام حسن عسگری قرار میدهد، این مسائل همه در میان ائمه هم بوده و دلیل نمیشد بر این که حالا چون انتساب وجود دارد و قرابت وجود دارد پس بنابراین راه هم در اینجا یکی است، نه! این سنت الهی است که به ما نشان بدهد در تحقیق مسئله عدالت، خداوند متعال هیچ فرقی بین منتسبین به امام و اقرباء امام و غیر امام ندارد، هر کسی راه را برود ملحق میشود و هر کسی راه را نرود دور میشود و هیچ ارتباطی ندارد در مسئله زندگی زن و شوهر قضیه همینطور است، اگر زن و شوهری زندگیشان بر اساس زندگی ظاهری باشد این مطلبی که شما میفرمایید صحیح است، شوهر مراتبی را طی میکند و روی مدرکات خودش و روی مبنا و حرکت خودش مسیر خودش راه را میرود و به مقصود میرسد ولی عیال او از تمام مواهب الهیه عاجز و درمانده و راه به جایی نمیبرد و بالعکس اگر این توفیق را خداوند به عیال او داده باشد راه را طی میکند و به مراتبی میرسد و به کمالات میرسد.
