
مهم ترین میزان در قرب و بعد سالک به خداوند متعال
موضوع:لزوم حرکت در مسیر سیروسلوک براساس علم ویقین 1 – انسان بر اساس ادله عقلي بايد نسبت به راه و مسير خود یقین داشته باشد. 2 – سخن نادرست برخي از افراد در انكار عمر حضرت نوح عليه السلام. 3 پيامبران و ائمه عليهم السلام بر اساس برهان و دليل مطالب خود را بيان ميكردند و مردم هم بر اساس عقل و فطرت خود مطالب را ميپذيرفتند. 4 انتخاب ابوبكر به جانشيني پيغمبر مطلبي است خلاف عقل و فطرت. 5 حكايت فردي از اهالي رشت كه خود را در هر آينه ميديد آينه را ميشكست و ميگفت چه آينه زشتي. 6 –پيشنهاد امتحان مرحوم حداد رضوان اللَه عليه به آية اللَه سيد ابراهيم كرمانشاهي از جانب علامه طهراني رضوان اللَه عليه. 7– امتحان امام رضا عليه السلام توسط مامون در مناظره حضرت با علماي طراز اول يهودي و نصراني و... 8 – سؤالات و پرسشهاي مرحوم مطهري از مرحوم حداد رضوان اللَه عليه و پاسخهاي ايشان منجر به سرسپردگي او به حضرت حداد شد.
مهم ترین میزان در قرب و بعد سالک به خداوند متعال
8مرحوم آقا میگفتند که من میخواستم مکاسب بخوانم بله! یک عدهای بودیم رفتیم پیش یک شخصی از آقایان، خدا رحمتش کند الآن از دنیا رفته بعدا از مراجع شد و آن شخص اصلا به خاطر ما این درس شروع کرد درس مکاسب را ....، ده دوازه نفر بودیم ما آمدیم درس اول روز اول را خواندیم، درس را نپسندیدیم بیانشان بسیار بیان کندی بود نارسا بود، گرچه از نظر علمیشخص باسوادی بود ولی از نظر بیان بیان نارسایی بود به درد ما نمیخورد، میگفتند ما دیگر درس دوم را نرفتیم، این با ده دوازده شاگرد آمده بود در مدرسه حجتیه هی دنبال ما میگشتند ما را پید اکنند ما دیگر نرفتیم، دیدیم به درد نمیخورد شخصی که میخواهد برود پیش یک استاد در سر کلاس درست باید برود امتحان کند بیخود وقتش را تلف نکند، خب حالا چه برسد به این که این راه به این سعادت وفلاح انسان به این مسئله مربوط است مسئله درس نیست که یکی دو ساعت پیش یکی بخوانند بگویند خب حالا بالاخر در رودربایستی که شده این یک سال را صبر میکنیم بعد از دست او خلاص میشویم، مسئله مسئله سعادت است! بلند شو برو امتحان کن، آقا سید ابراهیم کرمانشاهی ایشان آمد و آقای حداد را امتحان کرد، با ایشان صحبت کرد فقط ننشست تماشا کند جمال آقای حداد را، بعد بگوید به به به به چقدر آدم نورانی چه ریشهای عرض میشود که سفید قشنگی دارد، چه کلاهی چه عمامهای دارد نه! آمد با او صحبت کرد از مسائل مشکله اسفار صدالمتألهین و از مسائل فتوحات مکی محی الدین و فصوص محی الدین آمد با آقای حداد بحث کرد صحبت کرد درست شد و بعد ماند تسلیم شد، ماند چهکار کند این دارد جواب میدهد، این کسی که جامع المقدمات را نخوانده فقط چند کتاب از جامع المقدمات را وقتی که آقای حداد در نجف بود در مسجد هندی در مدرسه هندی فقط یک چند تا از این بابهای جامع المقدمات را خواند و تمام شد، بعدآمدند ایشان دیگر در کربلا، کسی که فقط چند باب از جامع المقدمات را بخواند چطور ممکن است فصوص محی الدین را بیاید پاسخ اشکالات یک شخص را بدهد این اصلا مستحیل است این قضیه ممتنع است ولی ایشان دارد جواب میدهد، ماند و هیچ جوابی که نداشت در روح مجرد خواندید دیگر هیچ جوابی نداشت که به مرحوم اقا بدهد، حالا من به ایشان این را گفتم اگر آقای کرمانشاهی میآمد با آقای حداد بحث میکرد و آقای حداد را محکوم میکرد آقا چه جوابی داشتند دهند دیگر به او، دیگر جواب نداشتند! این حلقهای که بین یک شخص عامی، عامینه نسبت به راه ولو این که شخص عالم باشد، عامی یعنی راه نرفته آن حلقه رابط بین شخص راه نایافته و بین شخص کامل چیست؟ عقل و فطرت درست شد، حالا اگر آقا سیدابراهیم کرمانشاهی میآمد با آقای حداد بحث میکرد و آقای حداد را محکوم میکرد به آقا میگفت بفرمایید این که شما ما را معرفی کردید دیدید در این جواب ماند در این مسئله ماند، آقا به او چه میگفتند؟ حالا برو خواب ببین این را که دیگر به او نمیگفتند، آقا آن وقت محکوم میشدند درست شد و همین قضیه هم راجع به کی اتفاق میافتد؟ راجع به آقای مطهری اتفاق میافتد، آقای مطهری که میآید پیش مرحوم آقا به آقا میگوید که چند جلسه ... میآید خدمت ایشان در همان احمدیه در صحبت های ایشان شرکت میکند علاقه مند میشود، خب آقای مطهری که شخص عادی نیست مرد عالمیاست مرد دانشمند است، آدم شناس است اهلش را میشناسد میفهمد، از آقا ملاقات حضوری میگیرد آقا میگویند بفرمایید در پشت بام اتاقی است هر مقدار که میخواهید بروید با آقای حداد صحبت کنید، چرا؟ چون خیالش راحت است آقا میداند که آقای مطهری را پیش چه شخصی دارد میفرستد، آرام است به اندازه سر سوزنی، آیا در وقتی که آقای مطهری دارد میرود پیش آقای حداد آیا در ذهن آقا خلجان میکند خدا نکند یک وقتی فرض کنید که این آقای حداد بماند آن وقت چهکار کنیم چهکار کنیم.
