
اهمیت مساله تصحیح فکر نسبت به امور اعتباری و واقعی
موضوع: علم وعمل ورابطه میان آن دو 1 – در مكتب عرفان دو مسأله علم و فهم، و عمل همواره بايد با هم توأم باشند. 2 – محدودة خواست و تقاضاي افراد از ائمه اطهار عليه السلام بر محور امور اعتباري و رفع امراض و قرضها و... ايشان ميباشد. 3 – حكايتي در ارتباط با عملكرد خانوادهي كه ميزبان پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم بودند و فرزند آنها به چاه ميافتد. 4 – شهادت پيغمبر صلي اللَه عليه و آله و سلم به دست دو تن از همسرانش بوده است. 5 – سعادت انسانها به فراهم بودن همه امكانات و وسائل دنيوي و بهرهمندي ايشان از آنها نميباشد. 6 – همة انبياء و ائمه عليهم السلام و اولياء دچار ابتلائات و سختيهاي فراوان ميشدند. 7 – تفسير فرازي از دعاي كميل «و اشدد علي العزيمة جوانحي». 8 – تصحيح فكر و داشتن بينش عقلاني يكي از مهمترين مطالب براي سالك راه الهي ميباشد.
اهمیت مساله تصحیح فکر نسبت به امور اعتباری و واقعی
توضیحات:
موضوع: علم وعمل ورابطه میان آن دو 1 – در مكتب عرفان دو مسأله علم و فهم، و عمل همواره بايد با هم توأم باشند. 2 – محدودة خواست و تقاضاي افراد از ائمه اطهار عليه السلام بر محور امور اعتباري و رفع امراض و قرضها و... ايشان ميباشد. 3 – حكايتي در ارتباط با عملكرد خانوادهي كه ميزبان پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم بودند و فرزند آنها به چاه ميافتد. 4 – شهادت پيغمبر صلي اللَه عليه و آله و سلم به دست دو تن از همسرانش بوده است. 5 – سعادت انسانها به فراهم بودن همه امكانات و وسائل دنيوي و بهرهمندي ايشان از آنها نميباشد. 6 – همة انبياء و ائمه عليهم السلام و اولياء دچار ابتلائات و سختيهاي فراوان ميشدند. 7 – تفسير فرازي از دعاي كميل «و اشدد علي العزيمة جوانحي». 8 – تصحيح فكر و داشتن بينش عقلاني يكي از مهمترين مطالب براي سالك راه الهي ميباشد.
اهمیت مساله تصحیح فکر نسبت به امور اعتباری و واقعی
11مرحوم آقا بارها میفرمودند که تصور نکنید که امتحان یک غول بی شاخ و دمیاست که گاهی اوقات یکی دو مرتبه باید بیاید نه! هر لحظه ما یک امتحان است، اگر از این مسئله رد شدیم به مسئله بعدی میرسیم، اگر رد نشدیم در همین جا توقف میکنیم، در همان جا میمانیم، دیگر آمادگی برای مطلب بعد را نداریم، وقتی که ماندیم خدا میگوید حالا که ماندید من هم یک مهری بر این توقف شما میزنم که دیگر مطلب بعدی را نتوانی قبل کنی، مطلب بعدی میآید باز نمیپذیرد مهر دوم میآید روی مهر اول، مطلب سوم میآید تا کار به جایی میرسد که هر چه صحبت کنی دیگر قبول نمیکند، هر چه حرف بزنی اصلا در گوش او راه نمیدهد تا این که بخواهد روی آن فکر کند، برای چه؟ بسته دیگر، خب احمق جان از اول بیا وقتی یک صحبتی میشود بیا این صحبت را با معیار و با مضمار بسنج، با معیار بیا تفحص کن، تا این که خدا برای پرده را روی پرده نیاندازد، کنار بزند.
پس این مسئله مسئله به اصطلاح مهمیاست در مکتب عرفانی مرحوم آقا، که مطلب باید بر اساس علم باشد، باید علم و منطق با این قضیه قرین باشد و یقین باید همراه باشد و این یقین به مکاشفه و خواب و امثال ذلک نیست، البته وقتی بنای خودش را بر یقین گذاشت و نفس او بر این یقین مهر خورد، آن وقت خوابش هم بر اساس این مهر خوردن شکل پیدا میکند، وقتی که یقین آمد و در نفس متمرکز شد و انسان بر اساس یقین حرکت کرد خواب او هم بر همین اساس شکل گیری نفس میآید راه را به اونشان میدهد، مکاشفه او هم همین است، اما اگر نفس او بر اساس یقین نبود همینجوری در تخیلات خودش شعارها و خب جمعیت اینطرف لابد بیشتر است دیگر، اینطرف بیشتر است که لابد حق است دیگر، اینطرف مثلا چند تا از منصوبین به آقا هستند اینطرف فقط یک نفر است لابد حقاینطرف است، گفتند ها! مگر حق جان من کشیدنی است، خب اینطرف این است اینطرف آن است، دقیقا شما نگاه کنید بلا نسبت بلانسبت بلا نسبت من جسارت نمیخواهم بکنم، ولی مبنا را ببینید در جنگ چیز ببیند عایشه زوجه رسول خدا الان در اینطرف است، طلحه و زبیر با این ریشهای دراز و عمامه کذا اینها الان اینطرف هستند فلان هستد، خب علی داماد پیغمبر است وحالا دیگر داماد است، خب ممکن است هر کسی هم داماد باشد دیگر معلوم نیست به کسی داماد، ولی خب زن رسول خدا الان آمده چیز شده، گول میخوردند اتفاقا گول هم میخوردند، بیچارهها! خب این منطق میشود چه میشود منطق تصور، تخیل توهم، توهم، لذا بعد از گذشت سالها یک مرتبه میبینیم تعبیرات عوض شد، افرادی که ظلمانی بودند اینها نورانی شدند عجب! چه شد؟ اینها که ظلمانی بودند چه شد قضیه؟ افرادی که اینها جهنمی بودند، نه! اینها راهشان درست است عجبا! پس کو آن خوابها؟ آن مکاشفهها؟ التفات میکنید، اینجا است که انسان باید از حواجث و از حظائض و از فراز و نشیبها نهراسد.
