اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت فطرت و جایگاه آن در مسیر کمال انسان

15٬479

موضوع: عقل و فطرت ورابطه میان آن دو 1 – تفسير آيه: «فأقم وجهك للدين حنيفاً فطرت اللَه التي...» (آيه 30 از سوره الروم) 2 – اسلام ديني است بر أساس فطرت. 3 – عقل و فطرت خدادادي دو عامل مهم براي تشخيص حق از باطل هستند. 4 – مسلمان نبايد كاري بكند كه ديگر اديان احساس كنند كه او ظالم است و آنها بر حق هستند. 5 – رفتار صحيح سالك باعث مي‌شود ديگران حقانيت مكتب عرفان را بفهمند. 6 – ذكر حكايتي در ارتباط با يكي از شاگردان مرحوم علامه طهراني كه از دستورات ايشان سرپيچي و تخطّي كرده بود و بر اساس رأي و نظر خويش عمل مي‌نمود. 7 – رها كردن زن و بچه و پرداختن به عبادت خلاف عقل و فطرت است. 8 – فرمايش اويس قرني به كسي كه بيست سال در قبر براي رهايي از فشار قبر نماز مي‌خواند: تو بيست سال از خدا دور شدي. 9 – بعد از شناخت حق به وسيلة فطرت و عقل بايد به نداي حق لبيك گفت و بر اساس آن حركت كرد. 10 – ديدگاه مرحوم علامه طهراني در ارتباط با لزوم تأسّي افراد به سنّت پيامبر صلي اللَه عليه و آله و سلم‌ در پرداختن مهرالسنه و ردّ نظر پدر خود آيت اللَه سيد محمد صادق طهراني.

حقیقت فطرت و جایگاه آن در مسیر کمال انسان

توضیحات:

موضوع: عقل و فطرت ورابطه میان آن دو 1 – تفسير آيه: «فأقم وجهك للدين حنيفاً فطرت اللَه التي...» (آيه 30 از سوره الروم) 2 – اسلام ديني است بر أساس فطرت. 3 – عقل و فطرت خدادادي دو عامل مهم براي تشخيص حق از باطل هستند. 4 – مسلمان نبايد كاري بكند كه ديگر اديان احساس كنند كه او ظالم است و آنها بر حق هستند. 5 – رفتار صحيح سالك باعث مي‌شود ديگران حقانيت مكتب عرفان را بفهمند. 6 – ذكر حكايتي در ارتباط با يكي از شاگردان مرحوم علامه طهراني كه از دستورات ايشان سرپيچي و تخطّي كرده بود و بر اساس رأي و نظر خويش عمل مي‌نمود. 7 – رها كردن زن و بچه و پرداختن به عبادت خلاف عقل و فطرت است. 8 – فرمايش اويس قرني به كسي كه بيست سال در قبر براي رهايي از فشار قبر نماز مي‌خواند: تو بيست سال از خدا دور شدي. 9 – بعد از شناخت حق به وسيلة فطرت و عقل بايد به نداي حق لبيك گفت و بر اساس آن حركت كرد. 10 – ديدگاه مرحوم علامه طهراني در ارتباط با لزوم تأسّي افراد به سنّت پيامبر صلي اللَه عليه و آله و سلم‌ در پرداختن مهرالسنه و ردّ نظر پدر خود آيت اللَه سيد محمد صادق طهراني.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت فطرت و جایگاه آن در مسیر کمال انسان

12
  • یک روز من تقریبا حدود پانزده شانزده سالم بود، در حیاط منزل تهران در پیچ شمران بودم، یکی از عمه‌های ما ایشان آمده بود در منزل برای دیدن پدرمان آمده بود و نشسته بودند در اتاق و با مرحوم پدرمان صحبت می‌کردند، من در حیاط بودم داشتم به همین باغچه و حیاط آب می‌دادم، ولی چون صدا بلند بود و در هم به حیاط باز بود طبعا خیلی به راحتی صدا می‌آمد و یعنی احتیاج به گوش دادن نبود و خود صدا می‌آمد و اینها هم بلند با هم صحبت می‌کردند، صحبت سر این بود که مرحوم پدربزرگ ما ایشان می‌گفت که باید این مطلب را که من خدمت شما عرض می‌کنم از همین باب است که خلاصه ما آنچه را که حق است باید بگوییم و نمی‌توانیم کتمان کنیم، مرحوم پدربزرگ ما می‌گفتند که باید مهریه دختران ما بالا باشد عقیده او این بود، یعنی پدر مرحوم آقا، تا دامادهای ما قدر دختران ما را بدانند این اعتقاد ایشان بوده و عمه ما هم از این مسئله دفاع می‌کرد، من دیدم صدای مرحوم پدر ما رفت بالا خیلی عصبانی شد ایشان گفت بلند داد زد دلیل نمی‌شود که پدر ما کارش صحیح بوده، آیا همه مطالب او را ما قبول داشته باشیم، ما نمی‌توانیم از سنت پیغمبر خود را کنار نگه داریم، ایشان گفته بلند ... ایشان گفته برای خودش گفته التفات کردید، ایشان گفته برای خودش گفته، ما دختران‌مان را بر سنت پیغمبر که همان مهرالسنه است ما بر آنها ازدواج می‌دهیم به حرف ایشان اعتنا نمی‌کنیم، یعنی داد می‌زد، من در اینجا به این نکته رسیدم که همین مطلبی که الان این پدر ما دارد الان تعریف می‌کند از اینجا، خب چقدر پدر ما از پدر بزرگ ما تعریف می‌کرد خیلی دیگر، نمی‌دانم کم و بیش حالا بله شما شنیدید یا نشنیدیداحتمالا ان‌شاءاللَه شاید بعدها بشنوید، اگر بعضی از صحبت‌ها و اینها آماده بشود و چیز هست یا فرض کنید که در همین کتاب وظیفه فرد مسلمان از پدربزرگ ما و واقعا ایشان مرد بزرگی بود، یعنی پدربزرگ ما، در دین خیلی متصلب بود خیلی پابرجا بود، رضاشاه در آن موقع گفته بود تنها روحانی که در ایران من نتوانستم از عهده او بربیایم این آقا سید محمدصادق لاله زاری بود می‌گفتند لاله زاری، این در مقابل من ایستاد تا آخر و من هیچ نتوانستم به هر وسیله او را چیز کنم و معروف بود ایشان، کارهایش‌و مسائل او و عرق دینی او و اهتمام او نیست به مطالب و اینها همه مسائلش خب محفوظ است، ولی این عقیده خب یک عقیده خاص است، دلیل نمی‌شود که انسان در همه عقایدش مصیب باشد، در همه عقایدش دلیل نمی‌شود که انسان به واقع برسد نخیر! بنده خودم حالا پدر ما که جای خود دارد، ایشان قطعا از پدرش اعلم بود مرحوم پدر ما، حالا صرف نظر از صحت مبانی که بر اساس عرفان و بر اساس شهود بود، از نقطه نظر علمی‌از ایشان اعلم بود، اما من که فرض کنید که محلی از اعراب نداشتم در همان موقع هجده سالگی و بیست سالگی و اینها من یک وقتی با بعضی از همین عرض می‌شود که خویشاوندانمان، عمه‌هایمان راجع به مسائل ایشان صحبت می‌کردیم، خیلی بی‌پروا من در آنجا مطالب بعضی از مسائل ایشان را رد می‌کردم و می‌گفتم پدر بزرگ ما هست به جای خود محفوظ، ولی این مسئله با این مطلب جور درنمی‌آید، او می‌گفت تو مثلا فلانی جوجه هستی سر از چی و چی از این حرف‌ها، گفتیم حالا یا جوجه هستیم یا تخم جوجه هر چه هستیم، این مسئله با این‌جور در نمی‌آید، حالا قانع بشوید ما مطلب را قبول می‌کنیم با جوجه‌ای مسئله حل نمی‌شود خلاصه و مطلب با آن جا درست نمی‌شود درست شد، جوجه‌ای یعنی چه؟ یعنی سرت را بیانداز پایین و برو این که نمی‌شود، در راه خدا و حق یابی و طلب حق، جوجه‌ای و غیر جوجه درست در نمی‌آید، آنجا دنبال مطلب رفتن و حق را پذیرفتن و به حق گرایش پیدا کردن است این است مطلب، لذا این روش را همان‌طوری که ما خدمتتان عرض کردم ما در مرام پدرمان می‌دیدیم، یک وقتی من صحبت می‌کردم در یک مجلسی راجع به ملاکات شناخت ولی که ولی‌چه ملاکاتی دارد، یکی از آن ملاکات این است که در موارد مختلفی که جریانات مختلف برای انسان می‌آید انسان ببیند حرفش عوض نشد، یعنی همان حرف در جریانات مختلف حرف یکی است به ضرر باشد می‌گوید به نفعش باشد می‌گوید، برای بی تفاوت باشد همان را می‌گوید هان التفات کردید این یکی از ملاکات است، این مسئله را ما در مرحوم آقا مشاهده می‌کردیم حرفش یکی بود همانی را که توصیه می‌کرد در متابعت از شوهر به دیگران، ما همان را می‌دیدم به دخترانش می‌گوید همان را می‌دیدیم.

/