
زن و مقام خلیفةاللَهی
موضوع:بیان مشترکات وممیزات میان زنان ومردان در مسیر تکامل 1 شرح وتوضیح معنای نواقص العقول بودن زنان. 2 توضیحی پیرامون مسئله سجدۀ ملائکه در برابر انسان : وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ. 3 تمام فتنه هایی که از ابتداء عالم تا انتهاء آن بوجود می آید ، بدلیل حسادت شیطان می باشد. 4 یکی از مهمترین صفات رذیله در افراد حسادت می باشد. 5 بیان حقیقت مقام خلیفۀاللَهی هیچ گونه تفاوتی ندارد. 6 میان زن ومرد از نقطه نظر مسأله خلیفۀ اللَهی هیچ گونه تفاوتی وجود ندارد. 7 خداوند متعال برای ادامه حیات و استقرار و دوام آن حقیقتی را که از وجودش نشأت می گیرد به 2 شکل متفاوت خلق کرده است،زن ومرد. 8 بیان برخی از خصوصیات زن ومرد که مقتضای شاکله نفسانی ایشان می باشد.
زن و مقام خلیفةاللَهی
توضیحات:
موضوع:بیان مشترکات وممیزات میان زنان ومردان در مسیر تکامل 1 شرح وتوضیح معنای نواقص العقول بودن زنان. 2 توضیحی پیرامون مسئله سجدۀ ملائکه در برابر انسان : وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ. 3 تمام فتنه هایی که از ابتداء عالم تا انتهاء آن بوجود می آید ، بدلیل حسادت شیطان می باشد. 4 یکی از مهمترین صفات رذیله در افراد حسادت می باشد. 5 بیان حقیقت مقام خلیفۀاللَهی هیچ گونه تفاوتی ندارد. 6 میان زن ومرد از نقطه نظر مسأله خلیفۀ اللَهی هیچ گونه تفاوتی وجود ندارد. 7 خداوند متعال برای ادامه حیات و استقرار و دوام آن حقیقتی را که از وجودش نشأت می گیرد به 2 شکل متفاوت خلق کرده است،زن ومرد. 8 بیان برخی از خصوصیات زن ومرد که مقتضای شاکله نفسانی ایشان می باشد.
زن و مقام خلیفةاللَهی
18پس بنابراین این که میگویند زن ناقص العقل و ناقص الایمان است این نه به معنای خرده گرفتن است یعنی خدای متعال سعهوجودی او را در این دنیا به این مقدار قرار داده است و باید این مقدار را در مرتبه تربیت بیاورد تا بتواند به تکامل برسد همان طور که مرد میرسد. چطور این که برای مرد یک مسائل دیگری است برای مرد یک مطالب دیگری است. برای مرد یک خصوصیات دیگری است. بنده یک وقتی در یک جا میگفتم و جدی هم میگفتم گفتم خود من خود من با توجه به مسائلی که دارم میبینم و آن فشار تکلیفی که بر عهده خود احساس میکنم ای کاش زن بودم یعنی واقعا این مطلب را بر خودم میدیدم که آن خصوصیت شرایط ...، خب این مطلبی ندارد کاری ندارد خدا که از او بازخواستی ندارد خدا که به او نمیگوید از کجا آوردی؟ چرا خوردی؟ چرا آن جا رفتی؟ چرا آن کار را کردی؟ خیلی راحت. آن مرد است که آن دنیا پدرش دارد در میآید چرا آن کار را کردی؟ چرا به این تکلیف عمل کردی؟ چرا آن کار را نکردی؟ با توجه به شرایط حالا به بقیه کار ندارم با توجه به آن شرایط و آن تکلیف و آن دغدغه خاطر و تشویش خاطری که خودم در وجود خودم احساس میکنم نسبت به جریانات و نسبت به مسائل و نسبت به اوضاع که خب طبعا خب انسان درگیر است درگیر اوضاع و مسائل و ارتباطات و دوستان و کارهایی که انجام میدهند و خدای نکرده تندرویهایی که میکنند و تبعاتی که به وجود میآورد و مسائل ذهنی که .... شما خیال میکنید ما همین طوری راحت میگیریم میخوابیم و صبح بلند میشویم؟ شبها میشود ساعتها به خاطر مطالبی که بعضیها انجام میدهند و اثراتی که دارد بنده خوابم نمیبرد و این به خاطر چیست؟ به خاطر احساس مسئولیت است والا میگفتم ولش کن! ولش کن که نمیشود ولش کن که در کار نیست. خدا میگوید این قضیه باید پایش بایستی باید مطلب را بگویی خب حالا افراد دیگر همین طور بودند؟ ای کاش ما هم یکی از زنهابودیم میرفتیم پی کارمان! خیلی هم قضیه راحت نیست کهحالا بخواهیم تاج افتخار را برسر بگذاریم خدا ما را مرد درست کرده! مرد هستیم پدرمان را هم درمیآورد یعنی هزار تا کار و تکلیف و تعهد و اینها پای قضیه است. در حالی که در روز قیامت هیچی نیست، میخواستی نکنی! چرا این کار را کردی؟ اما او میآید قشنگ راحت کسی هم از او سوالی نمیکند نه چیزی. کسی از او نه دادخواستی میکند نه چیزی. این مسئله مربوط به این قضیه.
