اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

موضوع:تفسیر فرمایشات امیرالمومنین در ارتباط با زنان 1 – علّت منع علّامه طهراني رضوان اللَه عليه از رفتن بانوان به مجلس عروسي واقع در تالار. 2– وضعيت بد وشيطاني بعضي از مجالس عروسي و ادراك آن توسط افراد متّقي. 3 – بيان مراد اميرالمؤمنين عليه السلام از نقصان عقل زنان. 4 – جنگ جمل توسط عايشه يكي از نمودهاي نقصان عقل عملي است در زنها. 5 – تساوي زنان با مردان در ارتباط با عقل نظري مي‌باشد. 6 – پيغمبر صلي اللَه عليه و آله و سلم‌ فرمودند: قومي كه زمام كار خود را به زن بسپارد رستگار نخواهد شد. 7 – حضور عايشه در جنگ جمل منجر به فريب خوردن بسياري از افراد و شركت ايشان در جنگ با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. 8 – وظيفۀ زنان در هنگام برپايي جنگ. 9 – توضيحي در ارتباط با اينكه چرا شهادت يك زن كافي نمي‌باشد و مراد از ضلالت زن در شهادت طبق آية شريفه چه مي‌باشد. 10 – لطافت روحيۀ زن منجر به ايجاد تعادل در رفتار مرد و فرزندان مي‌شود.

مراد از نقصان عقول زنان

توضیحات:

موضوع:تفسیر فرمایشات امیرالمومنین در ارتباط با زنان 1 – علّت منع علّامه طهراني رضوان اللَه عليه از رفتن بانوان به مجلس عروسي واقع در تالار. 2– وضعيت بد وشيطاني بعضي از مجالس عروسي و ادراك آن توسط افراد متّقي. 3 – بيان مراد اميرالمؤمنين عليه السلام از نقصان عقل زنان. 4 – جنگ جمل توسط عايشه يكي از نمودهاي نقصان عقل عملي است در زنها. 5 – تساوي زنان با مردان در ارتباط با عقل نظري مي‌باشد. 6 – پيغمبر صلي اللَه عليه و آله و سلم‌ فرمودند: قومي كه زمام كار خود را به زن بسپارد رستگار نخواهد شد. 7 – حضور عايشه در جنگ جمل منجر به فريب خوردن بسياري از افراد و شركت ايشان در جنگ با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. 8 – وظيفۀ زنان در هنگام برپايي جنگ. 9 – توضيحي در ارتباط با اينكه چرا شهادت يك زن كافي نمي‌باشد و مراد از ضلالت زن در شهادت طبق آية شريفه چه مي‌باشد. 10 – لطافت روحيۀ زن منجر به ايجاد تعادل در رفتار مرد و فرزندان مي‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مراد از نقصان عقول زنان

22
  • به نحو اجمال باید عرض کنم که مراتب متفاوت است عصمت گاهی اوقات عصمت در مرتبه ظاهر است یعنی یک شخص در مرتبه‌ظاهر گناهی را انجام نمی‌دهد ولی در باطن خودش گناه انجام می‌دهد من باب مثال ممکن است یک فرد در ذهن خودش از انجام یک گناهی ابا نداشته باشد و آنگناه را در ذهن خودش مجسم کند ولی در عالم خارج وقتی پای مسئله در پیش می‌آید می‌ترسد و عقب می‌کشد یعنی نمی‌خواهد این قضیه در خارج اتفاق بیافتد در عالم ذهن چه بسا ممکن است یک فردی نسبت به خوردن بعضی از چیزها علاقه نشان بدهد حالا فرض کنید که قبلا مبتلا بوده، فرض کنید که‌یک شی‌ء یک چیزی حالا دیگر کنار گذاشته خب گاهی اوقات خاطره‌اش برای او می‌آید دوباره این مسئله برای او زنده می‌شود اما فرض کنید که این توبه می‌کند و دیگر دست برمی‌دارد و واقعا هم توبه می‌کند اما وقتی که در خارج به این قضیه می‌رسد می‌بیند نه! توبه کرده و نمی‌تواند اقدام کند، نسبت به انجام آن قضیه خودداری می‌کند. این در مقام ظاهر خودش را گرفته یعنی این گناه در ظاهر از او سر نمی‌زند یا یک عمل خلافی خب بدش نمی‌آید انجام بدهد در فکرش، ایرادی نمی‌بیند ولی همین که می‌خواهد این عمل در خارج انجام بگیرد، نه! ترس از خدا می‌آید واو را کنار می‌زند و نمی‌گذارد اقدام کند این یک مرتبه که این را می‌گویند عصمت در فعل.

  • روی این قضیه انبیاءباید عصمت در فعل داشته باشند یعنی آن چه که از آنها سر می‌زند در خارج نباید بر خلاف رضای الهی باشد نباید حرام باشد عمل انبیاء در خارج نباید این عمل عمل خلاف باشد و معصیت باشد اما در عالم نفس و در عالم ذهن آیا انبیاء خلاف نمی‌کنند؟ نه! شاید آنها اشتباه کنند. مثال داستان حضرت داوود علیه السلام. در جریان حضرت داوود دو نفر آمدند در محراب نسبت به یک برنامه [و] جریانی شکایت کردند این گفت که [برادر] من ٩٩ گوسفند دارد و من یک گوسفند دارم [برادر من‌] این قدر ظالم است که یک گوسفند را هم به ما نمی‌تواند ببیند، حضرت داوود گفت نه! این برادر تو ظالم است فقد ظلمک بسؤال نعجتک علی نعاجک، یک گوسفند که حق تو است. لعل این که این صد تا گوسفند داشته! یک مرتبه حضرت داوود متوجه می‌شود عجب قضاوتی کرده! این چه قضاوتی است؟ خب اگر این صد تا گوسفند داشته این هم هیچی نداشته، خب این که بیخود حرف نزده، حالا چون این ٩٩ تا دارد مثل این حرفها که امروزیها می‌زنند چون یک شخصی زیاد دارد پس باید به او بدهد، همین حرف کمونیستها، نه! لعل این که همه اینها مال او است حالا خودش می‌خواهد بدهد یک حرف دیگر است اما نه این که مال او است. حضرت داوود متوجه این اشتباه میشود فظن داوود انما فتنّاه داوود متوجه شد که ما او را امتحان کردیم، یکدفعه دید این دو نفر نیستند غیبشان زد، کجا بودید شما؟ شما از کجا آمدید؟ غیبتان زد.

/ 613