
کیفیت هدایت خداوند متعال نسبت به انسان
موضوع: بیان مبانی سلوک الی اللَه 1 تفسیر آیه (إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً). 2 بیان علت عدم اهتمام افراد نسبت به قرآن کریم وکلام مرحوم علامه طباطبایی راجع به آن. 3 به هر میزان که مدرکات وکمالات ظاهری افراد بیشتر می شود باید مقام خضوع وذلت ایشان در قبال پروردگار متعال بیشتر شود. 4 امیرالمؤمنین علیه السلام به افراد از دریچۀ باطن و نیّت آنها می نگرد. 5 آنچه را که خداوند برای هدایت انسان قرار داده است باید انسان بر طبق آن عمل بکند. 6 فردی که در مسیر سیر وسلوک الهی قدم گذاشته است و به دستورات اولیاءالهی وبزرگان عمل نمی کند هم عمر خود را تلف کرده وهم موجب زحمت وآزار دیگران شده است.
کیفیت هدایت خداوند متعال نسبت به انسان
توضیحات:
موضوع: بیان مبانی سلوک الی اللَه 1 تفسیر آیه (إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً). 2 بیان علت عدم اهتمام افراد نسبت به قرآن کریم وکلام مرحوم علامه طباطبایی راجع به آن. 3 به هر میزان که مدرکات وکمالات ظاهری افراد بیشتر می شود باید مقام خضوع وذلت ایشان در قبال پروردگار متعال بیشتر شود. 4 امیرالمؤمنین علیه السلام به افراد از دریچۀ باطن و نیّت آنها می نگرد. 5 آنچه را که خداوند برای هدایت انسان قرار داده است باید انسان بر طبق آن عمل بکند. 6 فردی که در مسیر سیر وسلوک الهی قدم گذاشته است و به دستورات اولیاءالهی وبزرگان عمل نمی کند هم عمر خود را تلف کرده وهم موجب زحمت وآزار دیگران شده است.
کیفیت هدایت خداوند متعال نسبت به انسان
7اینها چیست؟ اینها همه مال انانیت است اینها همه مال ندیدن است. انسان نمیتواندبزرگی را ببیند انسان نمیتواند شخص بزرگی را ببیند نمیتواند فردی که خداوند به او توفیقاتی داده بیاید چیز کند، هزار تا مسائل بدتر از او، اگر دیگری انجام بدهداما چون خودی است این انسان لب را فرو میبندد و مطلبی به زبان نمیآورد! پس حق و باطل بر اساس خودی و غیر خودی باید بگردد؟ میزان برای صحت و سقم، خودی و غیر خودی بودن است! نه! اینها مال این دنیا است مال آن دنیا خودی و غیر خودی برنمیدارد. امیرالمؤمنین میآید میایستد و مو را از ماست بیرون میکشد تمام اعمال را به حساب میآورد، نه نگاه به عمامه و عبا و ردای من میکند و نه نگاه به صورت و چهره نامناسب افراد عادی میکند، آن نگاه به دل میکند نگاه به باطن میکند نگاه میکند که این راه و روشی که شخص در این دنیا در پیش گرفته تا چه قدر با دلش هماهنگ بوده؟ تا چه میزان با نیت او تطبیق داشته؟ تا چه میزان با مدعای او انطباق داشته؟ تا چه میزان با آن چه را که میگفت خود را وفق میداد؟ آن جا حضرت به او نگاه میکند آن وقت یک مرتبه میبینی صفها عوض شد انتخابها وتقسیمها تغییر پیدا کرد ما خیال میکردیم این آقا در دنیا در صد ربهشت است یکدفعه میبینیم آن دنیا در قعر جهنم است! ببینید از کجا به کجا رفت قضیه؟ از کجا به کجا رفت؟ در این دنیا تصور بر این بوده است که اگر قرار باشد شخصی جلیسی برای امام علیه السلام بداند و تصور کند فلان آقا خواهد بو د دیگر جلیس در بهشت فلان، او دیگر مصاحب است یکدفعه میبیند او را جلیسه قرار دادند نه آن طبقه اول جهنم آن که برای ا فرادی است که باید یکخوره کتک بخورند بعد دربیایند. نه! میرود آن طبقات قعر که در نمیآید! هروقت آن موالیان درآمدند این هم درمیآید! این طوری است مسئله. آن جا شوخی نیست حساب و کتاب دارد بی حساب نیست.
